رد پای احساس ...

*FARZAN*

دستیار مدیر کتابخانه الکترونیکی
کاربر ممتاز

من
در هر شهری كه باشم
آنجا پایتخت تنهایی ست...!



جمال ثريا
تصوير " عزيمت در امتداد تنهايى " حومه پراگ، زمستان ١٩٨٨، اثر رابرت كاردين


 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
خسته تر از من … سایه ام
زانو میزند کنارِ گریز‌های من
افسوس می‌خورد
رنج می‌‌برد
صبوری می‌کند با کسی‌ که
بودن را
به خودش
و به سایه‌ای که زانو میزند کنارش
بدهکار است ..
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

زندگی مثل کلاف های سر در گم است
هرچه میبافم تمام نمیشود این برزخ لعنتی ..!
انگار کسی آن طرف دیوارهای بلند،
جایی که من نمیبینم نخ ها را میکِشد و احساسم را نخکش میکند

سارا کاویانی
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلم کسی را می خواهد که به چشم هایم گوش کند
کسی که نگاهم را در باغچه ی خانه اش بکارد
و هرروز به بوته های تشنه ی احساسم آب دهد
کسی که از نگاهم بخواند که امروز هوای دلم
آفتابی است یاابری و سرد
کسی که بداند بعد از هر بار دیدنش باز هم قلبم
به دیوانگی و بی پروایی
اولین نگاه می تپد
کسی که دلم هر روز برایش تنگ می شود
دلم کسی را می خواهد که شبیه هیچ کس نباشد!
 

الناز تبریز

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]از این تکرارساعتها

[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]از این بیهوده بودنها
[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]از این بی تاب ماندنها[/FONT]​
[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]از این تردیدها، نیرنگها[/FONT]​
[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]شکها، خیانت ها[/FONT]​
[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]از این رنگین کمان سرد آدم ها[/FONT]​
[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]و از این مرگ باورها ورویاها پریشانم

دلم پرواز میخواهد ...
[/FONT]

[/FONT]
[/FONT]
 

tara75

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
گذشته اش را نبش قبر نکن

اگر تو کنار او آرامی

دیگر چه فرقی دارد دیروز را بی تو چگونه گذراند.

اگر قرار بر ماندن در دیروز بود

باور کن

تو امروزش نمی شدی.

اگر او حالا کنار تو تنها تورا می خواهد

تنها تو را می بیند

دیگر فدای سر لحظه هایتان

هر که بود و نبود....
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
زیر باران
چتر به دست نمیگیرم
دیگر از صدای صاعقه نمی ترسم
حالا خوب می دانم
این صدای مهیب ‍؛ همان لحن خیس و ساده باران است
همان شوق آسمان برای بوسیدن زمین
که گاهی از هیاهوی ابرها خسته می شوند
می آیند روی زمین تا زمینی بودن را تجربه کنند
و اگر هم دستشان رسید
از درخت بی سایه ای سیب سکوت بچینند
آن وقت از مرگ واژه ها در زمین به آسمان شکایت کنند
باران را دوست دارم
حتی اگر از سادگی هایم پیش ابرها بد بگوید ...
 

Tik TAAk

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من میدونم گلای باغچمون چی می شد
میدونم چشمای تو قسمت کی می شد
.
.
.
عمر من پای عشقت هدر شد
دلم پی عشقت در به در شد
حیف اشکی که واسه تو چکید
حیف دلی که از همه جز تو برید

از من اصلا چیزی نموند
دارو ندارمو عشق تو سوزوند
ای وای از دست چشمات
گم شدم تو بن بست چشمات
چرا هر شب میای تو خوابم
چرا ، چرا نمیذاری بخوابم
خستم حالم خرابه
عشقت عینه عذابه
.
.
.
من میدونم گلای باغچمون چی می شد
میدونم چشمای تو قسمت کی می شد

:gol:


بهرام ماهان خان _ گلهای باغچه
 

bahar_cve

کاربر فعال تالار هنر ,
کاربر ممتاز
سرباز !
تو رو به خدا مرا با دشمنت اشتباه بگیر
و شلیک کن
هیچ چیز به جز یک گلوله داغ
نمی تواند مغز مرا چنان متلاشی کند
که متلاشی شود و به دیوار بپاشد
این همه اندوه و خاطره و درد . . .
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
برای یه دختر...

بعضی وقتا...
ته اتوبوس..

اون صندلی آخر...

کنار شیشه..
بهترین جای دنیاست..
برای آنکه مچاله شوی در خودت..
سرت را بچسبانی به شیشه..
زل بزنی به یک جای دور...
و فکر کنی به چیزهایی که دوست داری..
 

fm_1363

عضو جدید
یک روز نسیم خوش خبر می آید
بس مژده به هر کوی و گذر می آید
عطر گل و عشق در فضا می پیچد
می ایی و انتظار به سر می اید.....
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
M *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ *** ادبیات 2235

Similar threads

بالا