دل است دیگر
یا شور می زند
یا تنگ می شود
یا می شکند
آخر هم مهر سنگ بودن
…می خورد روی پیشانی اش
یا شور می زند
یا تنگ می شود
یا می شکند
آخر هم مهر سنگ بودن
…می خورد روی پیشانی اش
نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های طولانی پیش می آید...
بعد از مدتها تلاش کردن دویدن و به در و دیوار زدن بعد از مدتها خواستن بی نتیجه!
یکدفعه احساس می کنی خسته ای، بریده ای، دیگر توانش را نداری و هیچ چیز برایت مهم نیست...
به اینجا که میرسی فقط دلت میخواهد تماشا کنی برایت فرقی نمیکند رسیدن یا نرسیدن... آمدن یا نیامدن، ماندن یا رفتن...
به اینجا که میرسی نه دلتنگ می شوی نه دلخوش...
می گویی بی خیال!
و این بی خیالی غمگین ترین حس دنیاست...!
فرشته رضایی
| Thread starter | عنوان | تالار | پاسخ ها | تاریخ |
|---|---|---|---|---|
|
|
معماری با مصالحی از جنس دل | ادبیات | 18252 | |
|
|
گریه کن ای دل.......... | ادبیات | 427 | |
|
|
دل نوشتههاي عرفاني | ادبیات | 430 | |
|
|
*****حرف دل***** | ادبیات | 117 | |
|
|
۩ ۞ ۩ جایی برای حرفهای دل فیدل ۩ ۞ ۩ | ادبیات | 13 |