دل نامه یا نامه دل

وضعیت
موضوع بسته شده است.

MAHDI.VALVE

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چند سال است که می دانم بی قراری چیست
درد چیست
مهربانی چیست
چند سال است که می دانم آواز چیست
راز چیست ....
چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند

امروز من چند ساله می شوم ....
 

ghazal1991

مدیر تالار مدیریت
مدیر تالار
پیش از آنکه درباره زندگی گذشته و شخصیت من قضاوت کنی...

خودت را جای من بگذار،

از مسیری که من گذشته ام عبور کن،

با غصه ها، تردیدها،

ترسها، دردها و خنده هایم زندگی کن...

یادت باشد، هر کسی سرگذشتی دارد.

هر گاه به جای من زندگی کردی آنگاه می توانی در مورد من قضاوت کنی...
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
لت که گرفت گریه نکن اخر کسی نمیفهمد درد دلت را تنها در سکوت به افق بنگر نمیدانی در اسمان دلت همچون همین ابرهایی که میایند و میروند طوفانیست سهمگین که با تلنگری شروع به باریدن میکند
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
ارام بگو دوستم نداری
ارام بگو باید برم
میدانی دلم دیگر طاقت ندارد
نمیدانم چه کردم که محکوم شده ام
نمیدانم چگونه باید دوستت میداشتم تا برایت مهم میشدم
میدانی هر کار کنی باز هم دوستت دارم
میدانی با اینکه باعث اشک من هستی
با اینکه باعث غم صدا و نگاهم هستی
با اینکه باعث سکوت محض من هستی
اما دوستت دارم
 

DOZI

اخراجی موقت
یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه!

یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب!

یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن!

یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
میدانی به دنبال روزنه ای از امید هستم اما هر چه بیشتر میگردم پیدایش نمیکنم کجا گم کردم تو را که هر چه میگردم حتی باد نیز صدایت را نمیاورد
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
.........

.........

دلم گاهی میخواهد کنار همانی باشم که مرا دوست ندارد ولی من دوستش دارم
نمیدانم شاید او نیز دوستم دارد اما نه اگر داشت کمی میفمید حرف دلم را
میفهمید چقدر حسود شده ام وقتی به من نگاه نمیکند و به دیگری مینگرد
میفهمید دلش را نه خودش را نه روحش را میخواهم
میدانی اخر انقدر نامهربانی میکنی با دلم که سخت باور دوست داشتنت
 

DOZI

اخراجی موقت
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم

دلم واست تنگ شده

و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره

تا بفهمی دل تنگی چه دردی
 

Esprit watch

عضو جدید
[h=6]خیلی از آدم هایی که دوست
دارن با شما باشند ؛
از روی علاقه به شما نیست [/h][h=6]صرفاً به خاطر این که چشم
ندارند شما را با کسِ دیگری ببینند !
[/h][h=6]آن زمانیکه مطمئن شدند تنها
هستید
تنهایتان می گذارند [/h]
 

Esprit watch

عضو جدید
هميشه ...




- يک ذره حقيقت پشت هر "فقط يه شوخي بود
"
- يک کم کنجکاوي پشت "همين طوري پرسيدم
"
قدري احساسات پشت "به من چه اصلا "
- مقداري خرد پشت "چه بدونم"
- و اندکي درد پشت "اشکالي نداره"
هست ...
 

Esprit watch

عضو جدید
[SIZE=+0]حــــال مـــن خـــــــوب اســت
بــزرگ شـــده ام
دیگر آنقـــدر
کــوچک نیستـم
که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم
آمـوختــه ام
که این
فـــاصــله ی کوتـــاه بین لبخند و اشک نامش زندگیست
آمــوختــه ام که دیگــر
دلم برای نبــودنـت تنگ نشــــود
راســــــتی دروغ گـــــفتن را نیــــــــز
خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام
حــــال مـــن خـــــــوب اســت
خــــــوبِ
خــــوب...
[/SIZE]
 

seabride

عضو جدید
کاربر ممتاز
[h=6]فقط برای خودم هستم " مـــن...! "
خودِ خودمـــــــــ ـ ـ ـ ...
نه زیبایم و نه عروسکی و نه محتــــــاج نگاهی...!
برای تو که صورتـــــهای رنگ شده را می پرستـــی
نه سیرتــــــ آدمها را ،

هیــــــچ ندارمــــــ...
راهت را بگیر و برو....................
حوالی من٬ توقفـــ ممنـــــــــوع استـــ

[/h]
 

Paydar91

کاربر فعال تالار مهندسی برق ,
کاربر ممتاز
مشکلات از جایی شروع شد که :
به هر کی گفتیم : نوکرتیم فکر کرد واقعاً اربابه . . .
 

Paydar91

کاربر فعال تالار مهندسی برق ,
کاربر ممتاز
یه عده ادم نفهم هستن که میفهمن نفهم هستن ولی نمیفهمن که میفهمیم نفهمن
اصلا یه وضی !
 

nazanin jamshidi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هر برگ دلم شکسته دست تو بود.

من شاه دلم را به زمین انداختم

 

ghazal1991

مدیر تالار مدیریت
مدیر تالار
میدانــی ؟!

بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی خسته نمیشوی !

بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی عادت نمی شوند !

بعضـی ها هرچه تکرار شوند باز بکر اند و دست نخورده !

دیده ای ؟!

شنیده ای ؟!

بعضـــی ها بی نهایت اند..

 

fbarani67

عضو جدید
کاربر ممتاز


دارند مرا از زمین می کشند بیرون

از
آغوش تو

چیزی بگو…

ببین…

جز من تویی که مانده ای

بگو… جای تو، من
مرده ام

دستم را بگیر… قرارگذاشته بودم

حالا که خانه دارد می ریزد

در آغوش تو فرو بریزم…

 

امالیا

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

آی آدمها!
او ز راه دور این کهنه جهان را باز می‌پاید،
می زند فریاد و امّید کمک دارد
آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج می‌کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش
می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید:
-"آی آدمها"...

و صدای باد هر دم دلگزاتر،

در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آبهای دور و نزدیک
باز در گوش این نداها:
-"آی آدمها"...

 

shamira

عضو جدید
کاربر ممتاز
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
بخدا منتظر فرصت یک تغییرم
من اگر برکه صفت ماندمو و دریا نشدم
چه کنم بسته تقدیرمو و بی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم
 

shamira

عضو جدید
کاربر ممتاز
این هم از یک عمر مستی کردنم
سالها شبنم پرستی کردنم
ای دلم زهر جدایی را بخور
چوب عمری بی وفایی رابخور
ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت
خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت
من که گفتم این بهار افسردنی ست
من که گفتم این پرستو رفتنیست
آه عجب کاری بدستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل
 

shamira

عضو جدید
کاربر ممتاز
تنها گرگ ها نیستند که لباس میش میپوشند، گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق به تن میکنند عاشق که شدی کوچ میکنند.
 

shamira

عضو جدید
کاربر ممتاز
چشم گذاشتم رفتی،؛ اما تا همیشه شمردن شرط بازی نبود.
 

shamira

عضو جدید
کاربر ممتاز
پایانی برای قصه ها نیست، نه بره ها عاقل می شوند، نه گرگ ها سیر
 

shamira

عضو جدید
کاربر ممتاز
حماقت که شاخ و دم ندارد!
حمافت یعنی من که،
این قدر دلتنگ می روم
تا تو دلتنگ من شوی!
خبری از دلتنگی تو نمی شود!

بر می گردم چون دلتنگ میشوم
 

shamira

عضو جدید
کاربر ممتاز
تمامم را ببر با خود،
منم از زندگی خسته
ببار ای ابر بارانی
ولی آهسته آهسته
به دنبال کسی هستم
که تا خالی کنم دل را
عطش ها خستگی ها را که می آیند پیوسته
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

Similar threads

بالا