نتایح جستجو

  1. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    اینو قبول دارم. من استاد مقاومت مصالح دارم که تو فرانسه درس خونده و میگه اونجا تو مسلمان ها فقط ایرانی ها و لبنانی ها رو آدم میدونن و میگن بقیه مسلمانا احمق هستن. چرا باید اینجوری باشه؟ ما اروپایی ها رو از غار در آوردیم و آدمشون کردیم حالا اونا ما رو وحشی میدونن واقعا نباید اینطور باشه.
  2. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    ببینید آقای رحیم پور می گفتن تو یه سخنرانی که اولین مشکل جنبش های فمنیستی اینکه که زن ها خودشون رو از مردا پایین تر می بینن و شان خودشون رو نمیدونن برا همین دنبال حقوق مساوی میرن (می خوان مرد باشن). در حالی که اول زن باید بدونه شان و منزلتش کجاست اونوقت نه تنها دنبال حقوق مساوی نمیره که هیچ میگه...
  3. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    شما نزاشتید من حرف بزنم دووست عزیز من اتفاقا همیشه خواستار برابری بودم در تمام زمینه ها. من اون روی سکه رو هم دیدم خیالت جمع باشه،من هرگز نگاه متعصبانه نداشتم و ندارم اما شما دارید و به شما ثابت می کنم.
  4. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    من خودم با حرف خانم های اینجا موافقم. برابری باید وجود داشته باش البته منکر این نمیشم که در بعضی موارد مردا باید بالاتر باشن همونطور که در بعضی موارد زن ها بالاتر هستن. بعضی از احکام باید در طول زمان باید تغییر پیدا کنه چون دوره زمونه عوض شده. قبلا دیه مرد دوبرابر دیه زن بود چون زن ها کار...
  5. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    اگه مشکلت این هست ما میگیم بین پیامبرا جرجیس زن بوده اگه خیالت راحت میشه. آخه این چه حرفی هست که میزنی دختر؟ یعنی از خدا بهتر می فهمی که چی خوب هست و چی بد؟
  6. mahdi271

    سلام حالتون خوب هست؟ یه سوال داشتم این شعر از کی هست؟ گاهی گمان نمیکنی ولی نمی شود گاهی نمی...

    سلام حالتون خوب هست؟ یه سوال داشتم این شعر از کی هست؟ گاهی گمان نمیکنی ولی نمی شود گاهی نمی شود که نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود...
  7. mahdi271

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    بیکرانه در انتهایِ هر سفر در آیینه، دار و ندارِ خویش را مرور میکنم. این خاکِ تیره، این زمین، پاپوشِ پایِ خسته ام. این سقفِ کوتاهِ آسمان، سر پوشِ چشمِ بسته ام. امّا .....خدایِ دل، در آخرین سفر، در آیینه به جز دو بیکرانۀ کران به جز زمین و آسمان، چیزی نمانده است. گم گشته ام ،کجا؟ ندیده ای مرا؟...
  8. mahdi271

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    دلم گرفته خدا را تو دلگشايي كن من آمدم به اميدت تو هم خدايي كن به بوي دلكش زلفت كه اين گره بگشاي دل گرفته ما بين و دلگشايي كن دلي چو آينه دارم نهاده بر سر دست ببين به گوشه چشمي و خودنمايي كن ز روزگار مياموز بي وفايي را خداي را كه دگر ترك بي وفايي كن بلاي كينه دشمن كشيده ام اي دوست تو نيز با...
  9. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    تی قربان جان بی میرم. تی آقایی قربان میرم تره نگو چره
  10. mahdi271

    رهروانه راه شهدا(شهیدیان)

    اتفاقا اصلا ناراحت نیستم. گفتم اگه دوستان بخوان حاضرم عوض کنم آواتار رو. الانم منتظر دستور بدید تا من آواتارم رو عوض کنم.
  11. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    والا چی بگم خوب تحت نظارت آقاتون بیایید رشتی یاد بگیرید. خوبه آدم دوتا زبان زنده دنیا رو بلد باشه. اگه آقاتون اجازه دادن تو تاپیک بگو ما بچه ها شروع کنیم به آموزش دادن شما. باشه؟ ( خانم به این میگن ببینید چقدر از آقاش حساب میبره.) بعد یادم بیار یه چیز بهتون بگم راجع به همین حساب بردن. راجع به...
  12. mahdi271

    رهروانه راه شهدا(شهیدیان)

    نمیدونم چرا همه با آواتار من مشکل دارن اول عضو باشگاه شدم یه آواتار داشتم که گلاب جون گفتن عوض کن تو روحیه بچه ها تاثیر بد میزاره گفتم چشم. آواتارم رو عوض کردم توی تالار زنگ تفریح بازم بچه ها ایراد گرفتن این آواتار رو گذاشتم حالا هم که شما. بازم عوض کنم آواتارم رو؟ اگه دوست دارید بگیید عوض کنم.
  13. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    آره رشتی همون جمله بالایی. از این به بعد بیا اینجا ما خودمون کم کم راه میندازیمت که یخورده بتونی حرف بزنی. از این به بعد بیا اینجا رشتی یاد بگیر باشه؟
  14. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    سلااااااااااااااااااام به همی بروبچه خوبو لوتیو داش مشتیه رشت!!!!! سلام عروس رشتی اینایی که گفتی همه ما رشتی ها هستیم؟ ( اَشَنی که بوگفتی همه اَمَن رشتیان ایسیم )
  15. mahdi271

    اشعار فریبا شش بلوکی

    افسوس و خاطرات کودکی... صدای کفش مادرم... * شبی عروس غم شدم تور فریب بر سرم! * گفتم :بله! ولی چه بود؟ نگاه تو به پیکرم؟ * هوس ،گناه، هرزگی... چه آمده کنون سرم؟ * نگاه کن به آینه... و روزهای پرپرم... * بیا نظاره کن به من... بیا بخوان ز دفترم... * «زنی که شعر می شود میان دیده ی ترم» ...
  16. mahdi271

    اشعار فریبا شش بلوکی

    دست باران در دست های زرد پاییز انگار باران بود و جالیز ... ... وقتی که چشمم گریه می خواست اما نگاهم بر نمی خاست ... ... ... من بی محابا می دویدم از سایه ی شب می پریدم ... ... خط می کشیدم روی دیوار تاریخ و ساعت، روز دیدار ... ... یکشنبه ی پاییزی و زرد یاد آور تنهایی و درد ... ... ساعت که می...
  17. mahdi271

    اشعار فریبا شش بلوکی

    یک قدم وقتی که ابر آسمان هم خسته می شد یا چشم های روشن تو بسته می شد تا نامه های عاشقانه یک قدم بود ... اما تمام نامه ها سربسته می شد! ... من خط به خط نامه ها را می دویدم تاریک و روشن، واژه ها را می دویدم تا بوسه های عاشقانه یک قدم بود... اما تمام سایه ها را می دویدم! ... وقتی زمستان از سپیدی...
  18. mahdi271

    اشعار فریبا شش بلوکی

    کافی است عذاب می کشم ولی... سوال های بی جواب... هنوزمانده ام که تو ... گناه هستی یا صواب ؟! شعارهای روز و شب ... حباب های روی آب ... هنوزمانده ای که من ... حقیقتم یا که سراب ؟! نمانده فرصتی دگر ... از این شمارش و حساب... هر چه که بوده بگذریم ... زلال و جاری مثل آب... «همین حضور کافی است...
  19. mahdi271

    اشعار فریبا شش بلوکی

    زیرخاک چه پرسشی؟ چه پاسخی؟ خودم جواب می دهم ... تو را شبیه دسته گل... شبی به آب می دهم! ... شبی که شعرهای من... دگر تمام می شود... شبی که دست های تو... به من حرام می شود! ... شبی که بوسه ی اجل مرا به خواب می دهد... چه باشکوه و بی صدا... به من شراب می دهد! ... شبی که آخرین نفس ز غصه پاک می...
  20. mahdi271

    اشعار فریبا شش بلوکی

    بی نشان قسم به آبروی تو ... فراق را چشیده ام ! تمام لحظه های خود... تو را نفس کشیده ام! ... تو را سکوت کرده ام... تو را پناه داده ام ... تو را شب ِشروع ِ دل... نشان ِ ماه داده ام ! ... به سایه سار سینه ام ... تو را درخت خوانده ام ! خزان نمی رسد به تو ... تو را به گُل نشانده ام ! ... به ساقه های...
بالا