نتایح جستجو

  1. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    رقاصه در دل میخانه سخت ولوله افتاد دختر رقاص تا به رقص در آمد گیسوی زرین فشاند و دامن پر چین از دل مستان ز شوق ، نعره برآمد نغمه ی موسیقی و به هم زدن جام قهقهه و نعره در فضا به هم آمیخت پیچ وخم آن تن لطیف پر از موج آتش شوقی در آن گروه برانگیخت لرزه ی شادی فکند بر تن مستان جلوه ی آن...
  2. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    هدیه ی نقره هدیه ات ، ای دوست !‌دیشب تا سحر ارم بود و با من راز گفت بی زبان با صد زبان شیرین و گرم قصه ها در گوش جانم بز گفت قصه ها از آرزو های دراز کز تباهی شان کسی آگه نشد نقل ها از اشک ها کاندر خفا جز نثار خاک سر در ره نشد من ، درین نقش و نگار دلفریب رازتلخ زندگانی دیده ام چشم های...
  3. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    به سوی شهر دهقان کنار کلبه ی خود بنشست در آفتاب و گرمی بی رنگش در دیده اش تلاطم رنجی بود در سینه می فشرد دل تنگش چرخید در فضا و فرود آمد پژمرده و خزان زده برگی زرد بر آب برکه چین و شکن افتاد دامن بر او کشید نسیمی سرد از پاره پاره جامه ی فرزندش سرما به گرد پیکر او پیچید بازو کنار سینه...
  4. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    دیدار چه می بینم ؟ خدایا ! باورم نیست تویی : همرزم من !‌ هم سنگر من چه می بینم پس از یک چند دوری که می لرزد ز شادی پیکر من تو را می بینم و می دانم امروز همان هستی که بودی سال ها پیش درین چشم و درین چهر و درین لب نشانی نیست از تردید و تشویش تو رامی بینم و می لرزم از شوق که دامان تو را ننگی...
  5. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    در بسته باز کن ! این در به رویم باز کن باز کن ! کان دیگران را بسته اند خستگی بر خاطرم کمتر فزای زانکه بیش از حد کسانش خسته اند باز کن !‌ این در به رویم باز کن تا بیاسایم دمی از رنج خویش در همی در کیسه ام شایان توست باز کن تا عرضه دارم گنج خویش را ریزم امشب یک به یک بر بسترت و آن چه با من...
  6. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    جیب بر هیچ دانی ز چه در زندانم ؟ دست در جیب جوانی بردم ناز شستی نه به چنگ آورده ناگهان سیلی ی سختی خوردم من ندانم که پدر کیست مرا یا کجا دیده گشودم به جهان که مرا زاد و که پرورد چنین سر پستان که بردم به دهان هرگز این گونه ی زردی که مراست لذت بوسه ی مادر نچشید پدری ، در همه ی عمر ، مرا...
  7. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    دندان مرده و دل ، لرزان ، هراسان ،‌ چهره پر بیم به گور سرد وحشت زا نظر دوخت شرار حرص آتش زد به جانش طمع در خاطرش صد شعله افروخت به هر لوح و به هر سنگ و به هر گور زده تاریکی و اندوه شب ،‌ رنگ نه غوغایی ، به جز نجوای ارواح نه آوایی ، مگر بانگ شباهنگ به نرمی زیر لب تکرار می کرد سخن های عجیب...
  8. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    افسانه ی زندگی همنفس ، همنفس ، مشو نزدیک خنجرم ،‌ آبداده از زهرم اندکی دورتر !‌ که سر تا پا کینه ام ، خشم سرکشم ، قهرم لب منه بر لبم !‌ که همچون مار نیش در کام خود نهان دارم گره بغض و کینه یی خاموش پشت این خنده در دهان دارم سینه بر سینه ام منه !‌ که در آن آتشی هست زیر خاکستر ترسم آتش...
  9. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    نغمه ی روسپی بده آن قوطی سرخاب مرا رنگ به بی رنگی ی خویش روغن ، تا تازه کنم پژمرده ز دلتنگی خویش بده آن عطر که مشکین سازم گیسوان را و بریزم بر دوش بده آن جامه ی تنگم که کسان تنگ گیرند مرا در آغوش بده آن تور که عریانی را در خمش جلوه دو چندان بخشم هوس انگیزی و آشوبگری ه سر و سینه و پستان...
  10. mahdi271

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    يكبار ديگه از اين حرفا بزني هر چي ديدي از چشم خودت ديدي. عادت ندارم يه چيز رو دو بار بگم پس ديگه اين حرفو نزن.
  11. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    من از شما معذرت می خوام دوست عزیز. ببخشید بنده اشتباه کردم و هر طور که بخوایید جبران می کنم.
  12. mahdi271

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    فعل مجهول بچه ها صبحتان بخير ، سلام درس اول فعل مجهول است فعل مجهول چيست ، ميدانيد؟ نسبت فعل ما به مفعول است در دهانم زبان چو آويزي در تهيگاه زنگ ميلغزيد صوت ناساز آنچنان که مگر شيشه بر روي سنگ ميلغزيد ساعتي داد آن سخن دادم حق گفتار را ادا کردم تا ز اعجاز خود شوم آگاه ژاله را زان...
  13. mahdi271

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    به جان جوشم که جویای تو باشم خسی بر موج دریای تو باشم تمام آرزوهای منی ،کاش یکی از آرزوهای تو باشم. هستم یا نه؟
  14. mahdi271

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    سلام می خواستم اگه مشکلی نیست و تاپیکی که درخواستش رو دادم تکراری نیست به من اجازه باز کردن این تاپیک رو بدید. مجموعه اشعار خانم سیمین بهبانی. اگه مشکلی نیست اجازه بدید خانم رییس.
  15. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    شما بازم توجه نکردید من چی گفتم. من نگفتم مردا برتر هستن و نخواهم گفت تو همین تاپیک گفتم زنها و مردها باید حقوق مساوی داشته باشن ولی در بعضی از موارد مردا برتر هستن و در بعضی موارد زن ها. هیچکس منکر اینکه به زنها ظلم میشه و حقوقشون پایمال میشه نیست. اما دوستون میگه چرا یکی از پیامبرا زن نشد...
  16. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    هر کس تمایل داره رشتی یاد بگیره حاضرم بهش یاد بدم پس اعلام آمادگی کنید.
  17. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    سلام زاکان دو روز ایه نیسا بوم بدین چقدر عضو جما گودید. عالی هست حالا یه پیشنهاد براتون دارم. هر کدوم از اونایی که کی خوان رشتی یاد بیگرن رو بدیم دست یک نفر که رشتی بلد هست تا بشه معلم سر خونه. موافق هستید؟
  18. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    به نظر من ترو باید 50 سالگی شوهر بدن. اتفاقا من اصلا گوشم پر نیست فدات شم اما شما میخوای همه رو حتی خدا رو زیر سوال ببری و این درست نیست. من گفتم یکسری احکام باید عوض بشه هنوزم حرفم همونه اما اگه دست شما باشه میگی خدا هم باید عوض بشه یه خدای دیگه بیاد. این نمیشه که،تو بخوای همه رو هم زیر سوال...
  19. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    ببخشا اما اصلا حالت خوب نیست. حضرت زهرا هم تو 9 سالگی ازدواج کرد این میشه دلیل مگه؟ یعنی همه نفهمن و فقط شما می فهمی دیگه. آقای رحیم پورم نمی فهمه اما شما علامه دهر هستی. بابا جمع کن خودتو،این مسخره بازی ها چیه. اون موقع که گفتی چرا زنا پیامبر نشدن معلوم بود چقدر بارت هست. من با تو هیچ بحثی ندارم
  20. mahdi271

    فمنیستا بیان توو...

    من گفتم که یکسری احکام باید بعد از مدتی عوض بشن بر اساس اقتضای زمان. من همین جا از همه خانم ها بخاطر ظلمی که بهشون میشه عذر خواهی می کنم این تنها کاری هست که می تونم بکنم. فقط ابراز هم دردی.
بالا