نتایح جستجو

  1. mahdi271

    در خواست همکاری جهت پاکسازی نوشته های تالار ادبیات

    اگه کمکی از دست من بر بیاد منم هستم.
  2. mahdi271

    بابا دیوونم کردید غلط کردم گفتم نمیام چشم میام فعالیت می کنم خفم کردید شما از فردا میام و فعالیت...

    بابا دیوونم کردید غلط کردم گفتم نمیام چشم میام فعالیت می کنم خفم کردید شما از فردا میام و فعالیت می کنم. تمامممممممممممممممممممم
  3. mahdi271

    رهروانه راه شهدا(شهیدیان)

    خوب دوستای عزیز دلایل رفتنم رو از ونوس خانم پرسیدید؟ تصمیمتون چی شد دوستان؟
  4. mahdi271

    رهروانه راه شهدا(شهیدیان)

    دوستای خوبم من دلایلم رو به ونوس خانم گفتم از ایشون بپرسید اگه دلایلم منطقی نبود بگید من برمیگردم
  5. mahdi271

    رهروانه راه شهدا(شهیدیان)

    من از دست کسی ناراحت نیستم و نمی خوام کسی از من معذرت خواهی کنه. یکی به نمایندگی از بقیه بیاد من دلیلام رو میگم اگه قانع نشدید من برمیگردم. قبوله؟
  6. mahdi271

    من از حرف کسی ناراحت نیستم خواهر خوبم،بخدا راست میگم من مشکل دارم که نمیتونم بیام حالا باز...

    من از حرف کسی ناراحت نیستم خواهر خوبم،بخدا راست میگم من مشکل دارم که نمیتونم بیام حالا باز خودتون میدونید.
  7. mahdi271

    سلام ونوس خانم شما راست میگید من زود رنج هستم و این از اخلاقای من هست،اما بخدا حتی یخورده هم از...

    سلام ونوس خانم شما راست میگید من زود رنج هستم و این از اخلاقای من هست،اما بخدا حتی یخورده هم از حرف شما ناراحت نشدم اتفاقا من شما رو بخاطر اخلاقتون خیلی هم دوست دارم . بخدا دلیلم برا رفتن از اون تاپیک ناراحتی از دست کسی نبود. می خوای پسوردم رو بدم بیا پیام های شخصی منو بخون تا متوجه بشی برای چی...
  8. mahdi271

    رهروانه راه شهدا(شهیدیان)

    شاید لیاقت نداشتم نمیدونم اما نشد پیشتون باشم. شاید به این دلیل بود که ورود افراد سبیگاری به این مکان اکیدا ممنوع هست.
  9. mahdi271

    رهروانه راه شهدا(شهیدیان)

    بچه ها من دیگه نمیتونم شما رو تو این تاپیک همراهی کنم اما دورا دور با شما هستم. قول میدم نماز اول وقت بخونم و قبل نماز هام مسواک بزنم. همتون رو دوست دارم چون منو از دوباره زنده کردید. ممنونم از همتون
  10. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    درخت تشنه ز من مپرس کیم یا کجا دیار من است ز شهر عشقم و، دیوانگی شمار من است منم ستاره ی شام و تویی سپیده ی صبح همیشه سوی رهت چشم انتظار من است چو برکه، از دل صافم فروغ عشق بجوی اگرچه ایت غم چهر پرشیار من است مرا به صحبت بیگانگان مده نسبت که من عقابم و، مردار کی شکار من است؟ دریغ، سوختم از هجر...
  11. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    زنجیر برگ پاییزم، ز چشم باغبان افتاده ام، خوار در جولانـْگه ِ باد خزان افتاده ام اشک ابرم کاینچنین بر خاک ره غلتیده ام واژگون بختم، ز چشم آسمان افتاده ام قطره یی بر خامه ی تقدیر بودم - رو سیاه - بر سپیدی های اوراق زمان افتاده ام جای پای رهرو ِ عشقم، مرا نشناخت کس بر جبین خاک، بی نام و نشان...
  12. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    سفره ی رنگین رخ نغز و دل گرم و لب شیرین داری: گر کسی حُسن، یکی داشت، تو چندین داری چنگ در پرده ی عشاق زن، ای چنگی ی ِ عشق! که درین پرده عجب پنجه ی شیرین داری! دامن آلوده به خون تو شد، ای دل، غم نیست که به بزم شب خود سفره ی رنگین داری حالم، ای چشمه ی جوشنده! به شب می دانی که خود از سنگ سیه بستر...
  13. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    آتش تمنّا هوای وصل و غم هجر و شور مینا مُرد برو!برو! که دگر هر چه بود در ما، مُرد لب خموش مرا بین که نغمه ساز تو نیست به نای من- چه کنم- نغمه ی های گویا مُرد به چشم تیره ی من راز عاشقی گم شد میان لاله ی او شمع شام فرسا مُرد به دامن تو نگیرد شرار ما، ای دوست! درون سینه ی ما آتش تمنّا مُرد...
  14. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    غنچه ی راز چهره ام تازه چو برگ گل ناز است هنوز نگهم غهچه ی نشکفته ی راز است هنوز به درنگی دل ما شاد کن، ای چنگی ی ِ عشق! که بسی نغمه درین پرده ی ساز است هنوز از من و صحبت من زود چنین دست مدار که مرا قصه ی جانسوز، دراز است هنوز دامن از ما مکش، ای دوست! چو خورشید غروب که به دامان توام دست نیاز...
  15. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    چرا چرا رفتی، چرا؟- من بی قرارم، به سر، سودای آغوش تو دارم.- نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟ نه هنگام گل و فصل بهارست؟ نه عاشق در بهاران بیقرارست؟ نگفتم با لبان بسته ی خویش به تو راز درون خسته ی خویش؟ خروش از چشم من نشنید گوشت؟ نیاورد از خروشم در خروشت؟ اگر جانت ز جانم...
  16. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    دیوانه پسند رو کرد به ما بخت و فتادیم به بندش ما را چه گنه بود؟- خطا کرد کمندش با آن همه دلداده دلش بسته ی ما شد ای من به فدای دل دیوانه پسندش نرگس ز چه بر سینه زد آن یار فسون کار؟ ترسم رسد از دیده ی بدخواه گزندش شد آب، دل از حسرت و، از دیده برون شد آمیخت به هم تا صف مژگان بلندش در پرتو لبخند،...
  17. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    گل خشک مگر، ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی که رخ تابیدی و در من به چشم دیگری دیدی؟ ز اشک من چه می دانی گرانی های دردم را؟ زتوفان شبنمی دیدی، ز دریا گوهری دیدی به یاد آور که می خواهم در آغوشت سپارم جان در آغوش سحر در آسمان گر اختری دیدی. الا ای دیده ی جانان! ز افسون ها چه می نالی؟ نکردی...
  18. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    نسیم باز هم بیمار می بینم تو را ... ای دل سرکش که درمانت مباد! برق چشمی آتشی افروخت باز کاین چنین آتش به جانت اوفتاد. ای دل، ای دریای خون! آشفته ای: موج غم ها در تو غوغا می کند، بی وفایی های یارت با تو کرد آنچه توفان ها به دریا می کند... او اگر با دیگران پیوست و رفت، غیر ازین هم انتظاری داشتی؟...
  19. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    عود سوگند به موی تو که از کوی تو رفتیم از کوی تو آشفته تر از موی تو رفتیم بگذار بمانند حریفان همه چون ریگ ما آب روانیم که از جوی تو رفتیم. وصل تو به آن مِنّت جانکار نیرزید، تا دوزخ هجر تو ز مینوی تو رفتیم. چون آن سخن تلخ که ناگاه شبی رفت بر آن لب شیرین ِ سخنگوی تو، رفتیم. انصافِ محبّان چو ندادی...
  20. mahdi271

    سیمین بهبهانی

    سایه ی دیوار دل دیوانه ام ای دوست! اگر یار تو می شد، به خدا، تا دو جهان هست، وفادار تو می شد دیگران بسته ی زنجیر تو هستند، چه سازم؟ ورنه دانی دل دیوانه گرفتار تو می شد مژه، می زد به رخ زرد و غمینم رقم خون تا سخن ساز غمت کلک گهربار تو می شد من بر آن سینه ی محزون سر خود را ننهادم که گرانبار ز غم...
بالا