نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    دل تنگم ز سنگ غم شكسته به تيغ نا مرادي گشته خسته ببين از دوريت اي نا زنينم غبار حسرتم بر دل نشسته محمود شاهرخي
  2. محـسن ز

    ترانه ها و تصنیف ها...

    به شهر و دياري ببر تو مرا که نور خدا باشه و من وتو نباشه به دلها نشونه غم امید و صفا باشه و من و تو بریم اونجا که عشق و مستی خطا نباشه تو سینه ها جای محبت ریا نباشه به غیر خدا که مهربونه نمیخوام دل دیگه بدونه که با وفایی که با صفایی از این خسته دل پروا نکن مرا بیش از این رسوا...
  3. محـسن ز

    سلام نوه گلم خوبي بابا امروز تولد خاله فر وردين نيومده چند روزي اگه ديديش بگو فرداشب 17 بياد...

    سلام نوه گلم خوبي بابا امروز تولد خاله فر وردين نيومده چند روزي اگه ديديش بگو فرداشب 17 بياد احوال پرسي براش جشن بگيريم از طرف منم تبريك بگو بهش
  4. محـسن ز

    سلام خاله كجاييييييييييييييي تولدت مبارك الهي كه صد ساله شي [IMG] [IMG] [IMG]

    سلام خاله كجاييييييييييييييي تولدت مبارك الهي كه صد ساله شي [IMG] [IMG] [IMG]
  5. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    دلا معاش چون كن كه گر بلغزد پاي فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
  6. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    از بس که برآورد غمت آه از من ترسم که شود به کام بدخواه از من دردا که ز هجران تو ای جان جهان خون شد دلم و دلت نه اگاه از من مولانا
  7. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    ما کار و دکان و بیشه را سوخته ایم شعر و غزل و دوبیتی آموخته ایم در عشق که او جان و دل و دیده ماست جان و دل و دیده هر دو را سوخته ایم. مولانا
  8. محـسن ز

    كوي دوست

    اگر مراد تو اي دوست نامرادي ماست:gol: مراد خويش دگر باره من نخواهم خواست:gol: عنايتي كه تو را بود اگر مبدل شد:gol: خلل‌پذير نباشد ارادتي كه مراست :gol: ميان عيب و هنر پيش دوستان قديم:gol: تفاوتي نكند چون نظر به عين رضاست :gol: مرا به هرچه كني دل نخواهي آزردن:gol: كه هرچه دوست پسندد به...
  9. محـسن ز

    دستت درد نكنه فيل هم شديم فيل بيچاره اگه حافظه داشت ميشد خرگوش باهوش نه فيل شك نكن تو حافظه

    دستت درد نكنه فيل هم شديم فيل بيچاره اگه حافظه داشت ميشد خرگوش باهوش نه فيل شك نكن تو حافظه
  10. محـسن ز

    اي بابا يادت رفته هموني كه تو دانشگاه تون بود زيراب شو زدي تو بگو صد سال پيش چي گفتي من بهت ميگم...

    اي بابا يادت رفته هموني كه تو دانشگاه تون بود زيراب شو زدي تو بگو صد سال پيش چي گفتي من بهت ميگم چي بوده
  11. محـسن ز

    كو كجا هستن من نديدم كي زندوني جديد اوردن به اين بد بخت چرا اب صابون خوروندي داره همش حباب پس...

    كو كجا هستن من نديدم كي زندوني جديد اوردن به اين بد بخت چرا اب صابون خوروندي داره همش حباب پس ميده تو يه پا خودت باز پرسي وگرنه مدير نميشدي اون استاد يادته اخراج شد
  12. محـسن ز

    اره من هم سفر بودم يه طول و عرض ايران رو رفتم ديگه مشهد شمال تهران بلعكس جاي شما هم خالي بود خوش...

    اره من هم سفر بودم يه طول و عرض ايران رو رفتم ديگه مشهد شمال تهران بلعكس جاي شما هم خالي بود خوش گذشت از هفتم تا چها ردهم چكار كنم ديگه مگه ميشه تو سال جديد شغل عوض كرد جاي من خالي بوده كي به فكر ما هست لطف داري
  13. محـسن ز

    سلام ارام جان حالت خوبه سفر خوش گذشت كي اومدي كجا رفتي با كي رفتي كي رفتي چرا رفتي اصلا چرا رفتي...

    سلام ارام جان حالت خوبه سفر خوش گذشت كي اومدي كجا رفتي با كي رفتي كي رفتي چرا رفتي اصلا چرا رفتي باز پرسي هست زود تند سريع جواب بده
  14. محـسن ز

    سلام سهيل جان تبريك هم به خاطر سال نو و هم تبريك به خاطر مديريت اميدوارم در تمام مراحل زندگي...

    سلام سهيل جان تبريك هم به خاطر سال نو و هم تبريك به خاطر مديريت اميدوارم در تمام مراحل زندگي موفق باشيد. :gol:
  15. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    من و شب و پروانه من و دل ديوانه به اشك و آتش خرسند تو حال من كي داني كه خود نباشي چون من به عشق رويي پابند
  16. محـسن ز

    كوي دوست

    دل به دل راه داره بابا منم دلم تنگ شده بود برا همه رفتي رشت خوش گذشت كي رفتي من هم رشت بودم تا دوروز پيش ديدي گفتم ميري حالا خوش گذشت
  17. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    تا به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نكته به نكته مو به مو از پي ديدن رخت همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در كوچه به كوچه كو به كو
  18. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    در همه دير مغان نيست چو من شيدايي خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي
  19. محـسن ز

    كوي دوست

    سلام ميناي بابا خوبي گل دختر چه خبر خوش مي گذره
  20. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    شبي ياد دارم كه چشمم نخفت شنيدم كه پر وانه با شمع گفت
بالا