نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    شعر نو

    من كه در تو زندگاني يافتم من كه هستي را زچشمانت..نگاهت يافتم ديگر قرارم نيست ديگر شكيبم نيست من كه در تو مرده ام من كه هستي را زچشمانت.. نگاهت يافتم من كه آلامم ميان تيره مويت..صدايت يافتم ديگر قرار نيست ديگر توانم نيست من كه در تو مرده ام من كه در ياد و خيالت مرده ام من كه در ياد و وجودت نيستم...
  2. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    اي كاش كه جاي ارميدن بودي يا اين ره دور را رسيدن بودي يا از پس صد هزار سال از دل خاك چون سبزه اميد بر دميدن بودي خيام
  3. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    از من رمقي به سعي ساقي مانده است از صحبت خلق بي وفايي مانده است از باده دوشين قدحي بيش نماند از عمر ندانم كه چه باقي مانده است خيام
  4. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    ديده ام مي جست گفتندم نبيني روي دوست عاقبت معلوم كردم كاندرو سيماب داشت نقش نامت كرده دل محراب تسبيح وجود تا سحر تسبيح گويان روي در محراب داشت
  5. محـسن ز

    سلام صادق جان سالي پراز موفقيت براي شما ارزو دارم اميدوارم هميشه سلامت باشيد [IMG]

    سلام صادق جان سالي پراز موفقيت براي شما ارزو دارم اميدوارم هميشه سلامت باشيد [IMG]
  6. محـسن ز

    كوي دوست

    زلف او دامست و خالش دانه آن دام ومن بر اميد دانه اي افتاده ام در دام دوست ميل من سوي وصال و قصد او سوي فراق ترك كام خود گرفتم تا برآيد كام دوست
  7. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    رسم عاشق كشي و شيوه شهر آشوبي جامه اي بود كه بر قامت او دوخته بود
  8. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    گر همچو من افتاده اين دام شوي اي بس كه خراب باده و جام شوي ما عاشق و رند ومستو عالم سوزيم با ما منشين وگرنه بد نام شوي حافظ
  9. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    تو اي ناشناس سيه چشم من بافتادگان هم نگاهي رواست گنه نيست از پرده بيرون شدي وگر هست گاهي گناهي رواست
  10. محـسن ز

    كوي دوست

    آن پيك نا مور كه رسيد از ديار دوست آورد حرز جان زخط مشكبار دوست خوش ميدهد نشان جلال و جمال يار خوش ميكند حكايت غرو وقار دوست دل دادمش به مژده و خجلت همي برم زين نقد قلب خويش كردم نثار دوست شكر خدا كه از مدد بخت كار ساز بر حسب آرزوست همه كار و بار دوست سير سپهر و دور قمر را چه امتياز در گردشندبر...
  11. محـسن ز

    كوي دوست

    ابر آذاري بر آمد باد نوروزي وزيد وجه ميخواهم ومطرب كه ميگويد رسيد شاهدان در جلوه ومن شرمسار كيسه ام بار عشق و مفلسي است مي بايد كشيد قحط جودست آبروي خود نميبايد فروخت باده و گل بهاري خرقه ميبايد خريد
  12. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش مي آمد و رخساره برافروخته بود تا كجا باز دل غمزده اي سوخته بود
  13. محـسن ز

    سلام گلاب جان سال نو بر شما و خانواده محترم مبارك باد اميد وارم توي اين سال جديد هميشه خوش و خرم...

    سلام گلاب جان سال نو بر شما و خانواده محترم مبارك باد اميد وارم توي اين سال جديد هميشه خوش و خرم باشي [IMG]
  14. محـسن ز

    كوي دوست

    انشالله كه هميشه باشي اي ميگذره ميشه عيد باشه ادم خوشحال نباشه تو چه طوري افشين هم نمياد البته گفته بود چند روزي نيست ولي عيد مياد نميدونم چرا نيومده
  15. محـسن ز

    كوي دوست

    سلام سمانه خوبي كم پيدا سال نو تو هم مبارك
  16. محـسن ز

    كوي دوست

    سلام به همه دوستان عزيز خصوصا دوستان ادبيات اين عيد باستاني را به همه تبريك عرض ميكنم واميدوارم سالي پربار براي همه شما باشد
  17. محـسن ز

    [IMG]

    [IMG]
  18. محـسن ز

    [IMG] [IMG]

    [IMG] [IMG]
  19. محـسن ز

    سلام خاله عيدت مبارك مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد هد هد خوش خبر از طرف صبا باز آمد بر كش...

    سلام خاله عيدت مبارك مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد هد هد خوش خبر از طرف صبا باز آمد بر كش اي مرغ سحر نغمه دادودي را كه سليمان گل از باد هوا باز آمد [IMG]
  20. محـسن ز

    ساقيا آمدن عيد مبارك بادت [IMG]

    ساقيا آمدن عيد مبارك بادت [IMG]
بالا