نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    نازنين چشم به شط دوخته بود فارغ از عاشق دلسوخته بود
  2. محـسن ز

    سلام گلاب جان نيستي كجايي دلواپس شدم اومدي خبري بده تا ازنگراني در بيام ديشب و امشب نبودي

    سلام گلاب جان نيستي كجايي دلواپس شدم اومدي خبري بده تا ازنگراني در بيام ديشب و امشب نبودي
  3. محـسن ز

    سلام ارامي هان چي گفتي من زبون باز كردم ميتونم حرف بزنم ولي همون حرف نزنم بهتره بعدا هم نميتونم...

    سلام ارامي هان چي گفتي من زبون باز كردم ميتونم حرف بزنم ولي همون حرف نزنم بهتره بعدا هم نميتونم درست تلفظ كنم مثلا سيب زميني رو ميگم ديب دميني
  4. محـسن ز

    خواهش ميكنم الهه تو خيلي لطف داري

    خواهش ميكنم الهه تو خيلي لطف داري
  5. محـسن ز

    سلام الهه جان معذرت ببخش يه كم مشكل داره سيستم كامي جونم به خاطر همين كمتر ميتونم تايپ بزنم از...

    سلام الهه جان معذرت ببخش يه كم مشكل داره سيستم كامي جونم به خاطر همين كمتر ميتونم تايپ بزنم از كي دارم جواب تورو ميدم الان ارسال بشه يا نه
  6. محـسن ز

    كوي دوست

    کی ببینم چهره‌ی زیبای دوست کی ببویم لعل شکرخای دوست کی درآویزم به دام زلف یار کی نهم یک لحظه سر بر پای دوست کی برافشانم به روی دوست جان کی بگیرم زلف مشک‌آسای دوست این چنین پیدا، ز ما پنهان چراست طلعت خوب جهان پیمای دوست همچو چشم دوست بیمارم، کجاست شکری زان لعل جان‌افزای...
  7. محـسن ز

    سلام ساسان جان خواهش ميكنم باعث افتخاره دوستي با شما حتما ميام تايپيك شيخ بهايي ممنون

    سلام ساسان جان خواهش ميكنم باعث افتخاره دوستي با شما حتما ميام تايپيك شيخ بهايي ممنون
  8. محـسن ز

    اره كفش دوزك هم خوبه يه حشره پراز اسراره حالا چرا از همه چي در عجبي

    اره كفش دوزك هم خوبه يه حشره پراز اسراره حالا چرا از همه چي در عجبي
  9. محـسن ز

    سلام دختر گلم خوبي بابا ميبينم از اواتار هاي كودكان رنجديده دست كشيدي

    سلام دختر گلم خوبي بابا ميبينم از اواتار هاي كودكان رنجديده دست كشيدي
  10. محـسن ز

    كوي دوست

    مشو، مشو، ز من خسته‌دل جدا ای دوست مکن، مکن، به کف‌اند هم رها ای دوست برس، که بی‌تو مرا جان به لب رسید، برس بیا که بر تو فشانم روان، بیا ای دوست بیا، که بی‌تو مرا برگ زندگانی نیست بیا، که بی‌تو ندارم سر بقا ای دوست اگر کسی به جهان در، کسی دگر دارد من غریب ندارم...
  11. محـسن ز

    غزل و قصیده

    مشو، مشو، ز من خسته‌دل جدا ای دوست مکن، مکن، به کف‌اند هم رها ای دوست برس، که بی‌تو مرا جان به لب رسید، برس بیا که بر تو فشانم روان، بیا ای دوست بیا، که بی‌تو مرا برگ زندگانی نیست بیا، که بی‌تو ندارم سر بقا ای دوست اگر کسی به جهان در، کسی دگر دارد من غریب ندارم...
  12. محـسن ز

    كوي دوست

    گل من ، پرنده اي باش و به باغ باد بگذر. مه من ، شكوفه اي باش و به دشت آب بنشين. گل باغ آشنايي ، گل من ، كجا شكفتي كه نه سرو مي شناسد نه چمن سراغ دارد؟ نه كبوتري كه پيغام تو آورد به بامي نه به دست مست بادي خط آبي پيامي. نه بنفشه يي، نه جويي نه نسيم گفت و گويي نه كبوتران پيغام نه باغ هاي روشن! گل...
  13. محـسن ز

    شعر نو

    من آن حامل مغموم هستم که مرغان در خاستگاه شبانه ام ترانه ی میعاد سر می دهند و در تشنج رویایی پاره پاره از نگاه تو مژدگانی می طلبند؛ اما تحفت من بر ایشان غبار است غباری که طی سفر در توشه ام،اندوخته ام، من حامل هفده سال انباشتگی زمانم ودر پی دستی که غبار دل را با مهر بزداید...
  14. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    شبی بود و بهاری ، در من آویخت چه آتش ها ، چه آتش ها برانگیخت فرو خواندم به گوشش قصه ی خویش چو باران بهاری اشک می ریخت ابتهاج
  15. محـسن ز

    ممنون نگار جان شما خيلي لطف داريد شرمنده مي كنيد حتما اون فالي كه گرفتم اينقدر بي ربط بوده ياد...

    ممنون نگار جان شما خيلي لطف داريد شرمنده مي كنيد حتما اون فالي كه گرفتم اينقدر بي ربط بوده ياد من مي افتي
  16. محـسن ز

    يه لنگه دمپايي ارزش داشت اين همه راه اومدي دنبالش :biggrin::biggrin: اره سلام رسون خوبي بود:D كي...

    يه لنگه دمپايي ارزش داشت اين همه راه اومدي دنبالش :biggrin::biggrin: اره سلام رسون خوبي بود:D كي ثمين شيطوني كرده اونكه اصلا شيطون هست:eek: من شعر ميگم نكنه خواب ديدي من شعر مي نويسم يعني از ديگران هنوز كو كه ما شاعر بشيم من حمال شعرم:cry:
  17. محـسن ز

    به به ببين كي اومده سلام ارميتا خوبي كجايي دختر چند وقته كه نيستي دلمون واست تنگ شده بود دوستان...

    به به ببين كي اومده سلام ارميتا خوبي كجايي دختر چند وقته كه نيستي دلمون واست تنگ شده بود دوستان هم هستن ولي نه مثل قبل بعضي مواقع ميان همه خوبن خيلي بي وفا شدي نكنه اومدي لنگه كفشت رو بگيري اونو گذاشتم توي موزه مثل لنگه كفش سيندرلا:biggrin: من هميشه از ثمين احوال پرس بودم خوبي كه انشالله نه...
  18. محـسن ز

    سلام نگار جان خوب هستي ممنون لطف كردي خوشحال شدم ا

    سلام نگار جان خوب هستي ممنون لطف كردي خوشحال شدم ا
  19. محـسن ز

    سلام دختر گلم خوبي بابا چه خبر ممنون دختر گلم لطف كردي بابا خوشحال شدم

    سلام دختر گلم خوبي بابا چه خبر ممنون دختر گلم لطف كردي بابا خوشحال شدم
  20. محـسن ز

    زمزمه های دلتنگی(کلبه کوچک دل...)

    گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد خاموشی شب رفت فردایی دگر شد من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنها میان سیل غمها گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد...
بالا