نتایح جستجو

  1. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نامه بر گفت:«من از طمع كاري تو مي ترسم. تو آخر خودت را گرفتار مي كني. بيا و حرف مرا بشنو و از اين آزمايش صرف نظر كن.» هرزه گفت:«تو چه كار داري، تو ضامن من نيستي، من هم وكيل و قيم لازم ندارم. من مي روم اگر آمدم كه با هم مي رويم، اگر هم گير افتادم تو برو دنبال كارت، من خودم بلدم چگونه خودم را نجات...
  2. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نامه بر گفت:«به نظرم شيطان دارد تو را وسوسه مي كند كه به هواي دانه خوردن بروي و به دام بيفتي. آخر عزيز من، جان من، كبوتر هوشيار بايد خودش اين اندازه بفهمد كه همه اين چيزها بيخودي در اين بيابان با هم جمع نشده: آن آدم كلاه علفي، آن سبزه كه ناگهان در ميان صحراي خشك پيدا شده، آن نخها، آن يك مشت دانه...
  3. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    هرزه گفت:«تو خيلي ترسو هستي، يك چيزي شنيده اي كه در ميان سبزه دانه مي پاشند و دام مي گذارند ولي اين دليل نمي شود كه همه جا دام باشد.» نامه بر گفت:«نه، من ترسو نيستم ولي عقل دارم و مي فهمم كه توي اين بيابان كوير سوخته كه هميشه باد گرم مي آيد سبزه نمي رويد و دانه پيدا نمي شود. اينها را يك صياد...
  4. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    هرزه گفت:«نخير، شما خيالتان راحت باشد. من حواسم جمع است، و هميشه مي فهمم كه چه بايد كرد و چه نبايد كرد.» نامه بر گفت:«بسيار خوب: پس آماده باش. بايد آب و دانه ات را در خانه بخوري و حالا كه همراه من هستي در ميان راه با هيچ غريبه اي خوش و بش نكني.» گفت:«قبول دارم». همراه شدند و از پشت بامها و...
  5. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دو كبوتر يكي بود يكي نبود . غير از خدا هيچكس نبود . دو تا كبوتر همسايه بودند كه يكي اسمش «نامه بر» و يكي اسمش «هرزه» بود. يك روز كبوتر هرزه گفت:«من هم امروز همراه تو به سفر مي آيم.» نامه بر گفت:«نه، من مي خواهم راست دنبال كارم بروم ولي تو نمي تواني با من همراهي كني. مي ترسم اتفاق بدي...
  6. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    یه کم خوابم میاد داداشی
  7. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها اگه همه جمع شدین من یه قصه بگم و برم؟
  8. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام بارون ارمش تو خوبی؟
  9. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    داداشی این حرفا چیه؟
  10. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام محمد صادق ممنون همه خوبین؟ اسپرو؟ داداشی؟ نسیم؟ ارامش؟ کسی جا نموند؟
  11. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام منم مثل همیشه
  12. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بچه ها من دیگه برم با اجازه بابای
  13. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شب بخیر بچه ها واسه اینکه بلد نیستی دفاع کنی :biggrin:
  14. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسی محمد صادق بچه ها باز سایت که داستان می دزدم خرابه :biggrin:
  15. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    :biggrin::biggrin::biggrin: اخ جون راستی سلام خوبی؟ :D:D:D
  16. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام ممنون تو خوبی؟ سلام ممنون مرسی بارون ارامش قشنگ بئد
  17. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام اینکه قصه نداره اگه کسی نبود من میگم اا اومدن من و رفتن تو؟ می بینم که ترسیدی؟ :biggrin::biggrin: سلام ما که خوبیم ولی شما پسرا... :D:D
  18. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام سلام همه خوبین؟ چه خبرا؟ کسی قصه گفته؟
بالا