شير پرسيد: « خانه چطور چيزيست؟» مرد گفت: « اگر اجازه مي دهيد همين الان درست مي كنم تا ملاحظه بفرماييد كه ما مردم چقدر مردم خوش قلبي هستيم. شما چند دقيقه زير سايه درخت استراحت بفرماييد.» مرد شاگردش را صدا زد و گفت: پسر آن تخته ها و آن چكش و ميخ را بياور. پسرك اسباب نجاري را حاضر كرد و مرد فوري يك...