تو می روی
برای رفتن تو راه می شوم
تو پلک می زنی
و من
برای چشم های غم گرفته ات نگاه می شوم
تو خسته می شوی
و من
برای خستگی ِ تو
چه عاشقانه تکیه گاه می شوم
دلت گرفته است ؟
پابه پای گریه های تو
بغض و اشک و آه می شوم
سکوت می کنی و من
به احترام خلوتت
به شب پناه می برم
سیاه در سیاه می شوم
همیشه...