دلم امشب پر از درد استزمین و آسمان یخ بسته و سرد است
و من اندیشناک روزهای رفته ی دورم
ومن اندیشناک آهوان یاد در صحرای پندارم
و من اندیشناک لحظه های خالی از شورم
دلم میگیرد ای همدم
و من در غربتی مغموم
تمام یادهای کهنه را در قلب خود یکبار دیگر زنده می بینم
دلم امشب پراز درد است
درآغوش بخاری شعله...