نمی دانم چرا رفتی
نمی دانم چرا.شاید خطا کردم
و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا.تا کی.برای چه
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه...