بیداد رفت لاله ى بر باد رفته را
یا رب خزان چه بود بهار شکفته را
هر لاله اى که از دل این خاکدان دمید
نو کرد داغ ماتم یاران رفته را
جز در صفاى اشک دلم وا نمی شود
باران به دامن است هواى گرفته را
واى اى مه دو هفته چه جاى محاق بود
آخر محاق نیست که ماه دو هفته را
برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب
آورده...