نتایح جستجو

  1. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    نام پروانه چو بردم بر شمع آب شد.سوخت.سپس شد خاموش
  2. canopus

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    زیر نور سبز درخت آرمیده ای چون سایه ای از میان گلبرگ های نامریی و جریان بی صدا به درونت نور می ریزد دروازه ی هستی بیدارت می کند و این چنین خورشید با خورشید طلوع می کند.....
  3. canopus

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    زیر باران عشق چتری نمی خواهم می خواهم كتاب عشق را از نو بخوانم شاید كه غم هایم را پاك كند.
  4. canopus

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم این شعر تا ابد با تو خواهد زیست حتی وقتی که من دیگر نباشم یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند عاشقانت تو را ترک می کنند اما شعر عاشقانه همیشه با تو خواهد بود پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم! شعری از...
  5. canopus

    داستان هاي كوتاه

    سکوت جاده بهت زده در آينه کوچک بالای سرش. مردی را می ديد که بی حرکت در وسط راه افتاده بود. خلوت آن راه دور افتاده .وسوسه رفتن را در دلش شعله ور می کردو ترس او را بر سر دو راهی رفتن و برگشتن قرار داه بود تمام زندگی اش در گرو لحظه ای از اراده بود.رفتن و رهايی از عقوبت يک خطا يا بازگشت و نجات يک...
  6. canopus

    داستان هاي كوتاه

    آرامش " پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند . نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند . آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ . پادشاه...
  7. canopus

    سرزمين روياها

    در خیال من فصل بی زوال عشق نقش بسته است ستاره ای در آسمان و نرگسی که گر، به آب دیده آبیاریش کنیم راهمان دهد به خلوت نگاه، پر بهار به آشیان آن کبوتران بی قرار به دیدگان اشکبار به سالهای انتظار....
  8. canopus

    اگه دلت گرفته اگه صدات خسته است...بيا تو

    شب من با من باش! منم، زخم خورده تو! سایه ها را با صداقت پر کن به نسیمی زیر گوش نازک نیلوفر راز شب گفتم آنهمه خدعه یار دیروز خنجری در دستش و گلی در لبخند خنجری در کتفم آه،افسوس،افسوس! دست من خنجر نیست پوپک پر غم حیرانی هاست دست من باغچه سادگی و تنهایی ست آنهمه خنده که از جام اقاقی سر زد زخمی بر...
  9. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    تا چند همچو شمع زبان آوری کنی پروانه مراد رسید ای محب خموش
  10. canopus

    فرانتس کافکا

    فرانتس کافکا--------رهگذر وقتی که شبانگاه بطرف بالای خیابانی گام بر میدارید،ومردی که از دور دست پیدا ست-- چون خیابان--دامنه تپه را می پیمایدوماه به تمامی دمیده است-دوان بسوی شما می آید، بسیار خوب،او را محکم نمی گیرید،حتی اگر موجود ضعیف وژنده پوشی باشد،واگر کسی فریاد کنان دنبال اش بکند،او را...
  11. canopus

    فرانتس کافکا

    "نامه به پدر" حاوی اعتراضهای فرانتس کافکا به نظام پدرسالارانه است. به گزارش خبرنگار مهر، این کتاب که هرگز به دست مخاطبش (پدر کافکا) نرسید نمایانگر کوششی است که نویسنده در آن، زیرین ترین لایه های روابط خانوادگی را کاویده و از این منظر بسیاری از دردمندی های جان و روانش را با رویکردی روانکاوانه،...
  12. canopus

    به یاد قیصر امین پور

    چرا مردم قفس را آفریدند ؟ چرا پروانه را از شاخه چیدند ؟ چرا پروازها را پر شکستند ؟ چرا آوازها را سر بریدند ؟ . پس از کشف قفس ، پرواز پژمرد سرودن بر لب بلبل گره خورد کلاف لاله سر در گم فرو ماند شکفتن در گلوی گل گره خورد . چرا نیلوفر آواز بلبل به پای میله های سرد پیچید ؟ چرا آواز غمگین قناری درون...
  13. canopus

    آيات سبز (کلمات دکتر شريعتي)

    تا سحر،ای شمع بر بالین من امشب از بهر خدا بیدار باش سایه غم ناگهان بر دل نشست رحم کن امشب مرا غمخوار باش کام امیدم بخون آغشته شد تیرهای غم چنان بر دل نشست کاندرین دریای مست زندگی کشتی امید من بر گل نشست آه!ای یاران...
  14. canopus

    آيات سبز (کلمات دکتر شريعتي)

    بودا ! تو گفته ای بودا ! تو گفته ای که در این هستی پلید غیر از دروغ و رنگ و ریا و فریب نیست گفتی که در سراب فریبندهء حیات جز رنج و درد هیچکسی را نصیب نیست گفتی که زندگی شبح مرگ موحشی است افسانه ای است پر ز فریب و پر از دروغ رخشنده مشعلی است فرا راه آدمی اما گرفته است ز رنج و ز غم فروغ . . ...
  15. canopus

    شهريار

    بیداد رفت لاله ى بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را هر لاله اى که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را جز در صفاى اشک دلم وا نمی شود باران به دامن است هواى گرفته را واى اى مه دو هفته چه جاى محاق بود آخر محاق نیست که ماه دو هفته را برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب آورده...
  16. canopus

    شهريار

    خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست عالمی داریم در کنج ملال خویشتن سایه‌ی دولت همه ارزانی نودولتان من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن بر کمال نقص و در نقص کمال خویش بین گر به نقص دیگران دیدی کمال خویشتن کاسه گو آب...
  17. canopus

    شهیار قنبری -زندگی نامه و اشعار

    کدوم غزل کدوم قصیده یی تو که پیش تو ترانه هام حقیره هوای تو٬ هوای تو چه تازه س آدم می خواد تو این هوا بمیره ترانه هام نجیب و عاشقا نه س تمام خوندنم فقط بها نه س بها نه یی برای با تو بودن بمون که موندنت چه مو منا نه س تو از کدوم ستاره بر می گردی که دب اکبر این چنین سیا هه تو از کدوم قبیله و...
  18. canopus

    اسرار شمس الدين تبريزي

    فتاد این دل به عشق پادشاهی دو عالم را ز لطف او پناهی اگر لطفش نماید رخ به آتش ز آتشها برون روید گیاهی چو بردابرد حسنش دید جانم برفت آن های و هو مانند آهی اگر حسنش بتابد بر سر خاک ز هر خاکی بر آید قرص ماهی قیامتهای آن چشم سیاهش بپوشانید جانم را سیاهی ز تلخ هجر او٬شکر چو زهری ز خون خونین شده هر...
  19. canopus

    مریم حیدر زاده

    برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش قلبم غبار دارد و معنا نمی شود بی تو شکست و پنجره رو به آسمان غم در حریم آبی دل جا نمی شود دریای تو پناه نگاه شکسته است هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی اما بدون...
  20. canopus

    مریم حیدر زاده

    می توان در کوچه های زندگی پاسخ لبخند را با یاس داد می توان جای غروب عشق را به طوع ساده احساس داد می توان در خلوت شبهای راز فکر رسم آبی پرواز بود می توان با حرفی از جنس بلور شوق را به هر دلی دعوت نمود می توان در آرزوی کودکی با حضور یک عروسک سهم داشت می توان گاهی به رسم یاد بود در دلی یک...
بالا