نتایح جستجو

  1. ملیسا

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی...

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر. از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را...
  2. ملیسا

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی...

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر. از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را...
  3. ملیسا

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی...

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر. از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را...
  4. ملیسا

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی...

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر. از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را...
  5. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  6. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر. از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را...
  7. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    شیوانا صبح زود از مقابل مغازه نانوایی عبور می کرد. دید نانوا عمدا مقداری آرد ارزان جو را با آرد مرغوب گندم مخلوط می کند تا در طول روز به مردم به اسم نان مرغوب گندم بفروشد و سود بیشتری به دست آورد. شیوانا از مرد نانوا پرسید:" آیا دوست داری با آن بخش از وجودت که به تو دستور این کار را داد و الآن...
  8. ملیسا

    کیک مادربزرگ

    مادر بزرگ که مشغول پختن کیک بود، از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم. ـ روغن چه طور؟ ـ نه! ـ و حالا دو تا تخم مرغ. ـ نه مادر بزرگ! ـ آرد چی؟ از آرد خوشت می‌آید؟ جوش شیرین چه طور؟ ـ نه مادر بزرگ! حالم از همه‌شان به هم می خورد. ـ بله، همه این چیزها به...
  9. ملیسا

    شوخی کوچولو

    نیمروزی بود آفتابی ، در یك روز سرد زمستانی … یخبندان شدید و منجمد كننده ، بیداد میكرد. جعدهای فرو لغزیده بر پیشانی نادنكا كه بازو به بازوی من داده بود و كرك بالای لبش از برف ریزه های سیمگون پوشیده شده بود. من و او بر تپه ی بلندی ایستاده بودیم. از زیر پایمان تا پای تپه ، تنده ی صاف و همواری...
  10. ملیسا

    آنکه شنید ، آنکه نشنید

    مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است.... به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت. دکتر گفت: برای اینکه بتوانیدقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت...
  11. ملیسا

    زندگی پس از مرگ ___ زیباست

    رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟ كارمند: بله! رئیس: خوب است. چون ساعتی پیش پدربزرگتان به اینجا آمده و می‌خواهد شما را ببیند، همان که دیروز برای شركت در مراسم تشییع جنازه اش مرخصی گرفته بودید. :w01:
  12. ملیسا

    زیبا ترین وصیت نامه

    قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم. بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید. به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم! ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند. عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از...
  13. ملیسا

    پیرمرد و دخترک

    فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی . پیرمرد از دختر پرسید : - غمگینی؟ - نه . - مطمئنی ؟ - نه . - چرا گریه می کنی ؟ - دوستام منو دوست ندارن . - چرا ؟ - جون قشنگ نیستم . - قبلا اینو به تو گفتن ؟ - نه . - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم . -...
  14. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    کلاس فلسفه کلاس فلسفه پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد. سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟...
  15. ملیسا

    جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    ادعا نمی کنم همیشه به یاد کسانیکه دوستشان دارم هستم اما میتوانم بگویم که حتی در لحظاتی که به یادشان نیستم نیز دوستشان دارم ... :redface: :gol:دکتر شریعتی:gol:
  16. ملیسا

    توسهم منی

    باگام هایی آرام به سمت ساختمان به راه افتادم . در حالی که دلشوره ای عجیب تمام وجودم رااحاطه کرده بود . **** صبح با صدای زنگ تلفن ازخواب پریدم ، مهتاب که زودتر ازمن بیدار شده بود به سمت تلفن رفت وگوشی رابرداشت . از بلند شدن ناگهانی صدای زنگ قلبم به شدت به تپیدن افتاده بود ، ازجابرخاستم وبرای شستن...
  17. ملیسا

    توسهم منی

    ولی وضعیت مافرق می کنه. ما یه خونه داریم که وسایل اولیه ی اون کامله ، با این حساب ، دیگه آوردن جهاز چه معنی می ده؟ تازه حالا توجهازتم بیاری ، آخه کجامی خوای بذاری ؟ ما که جای اضافی نداریم ، ازت خواهش می کنم وقتمونو سوموضوعی که کاملاً روشنه تلف نکنیم. به چهره ی معترض و ناراحتش نگاه کردم وبعد شانه...
  18. ملیسا

    تولدت مبارک farzin جان............

    دوست خوبم تولدت مبارک . امیدوارم که همیشه شاد و پیروز باشی .
  19. ملیسا

    مردی که لب نداشت ________ شاملو

    مردی که لب نداشت يه مردي بود حسين‌قلي چشاش سيا لُپاش گُلي غُصه و قرض و تب نداشت اما واسه خنده لب نداشت. ــ خنده‌ي بي‌لب كي ديده؟ مهتابِ بي‌شب كي ديده؟ لب كه نباشه خنده نيس پَر نباشه پرنده نيس. شباي درازِ بي‌سحر حسين‌قلي نِشِس پكر تو رختخوابش دمرو تا بوقِ سگ اوهو اوهو. تمومِ دنيا جَم شدن هِي...
  20. ملیسا

    سیگار بعد از خاموش شدن هم خطرناک است!!

    سیگار بعد از خاموش شدن هم خطرناک است!! قبلا تحقیقات بسیاری انجام شده بود که خطرات دود سیگار را برای فرد سیگاری و هم‌چنین افرادی که در کنار او هستند نشان می‌داد. اما بررسی‌های جدید نشان می‌دهد حتی بعد از خاموش شدن سیگار... دود و ترکیباتی که بعد از خاموش شدن سیگار در محیط پراکنده می‌شوند...
بالا