نتایح جستجو

  1. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  2. ملیسا

    از دست شماها ، چه مدیریت قوی هم دارید .

    از دست شماها ، چه مدیریت قوی هم دارید .
  3. ملیسا

    سلام ، مرسی از احوال پرسی شما . دیشب یکسری رفتم دکتر ، الان هم دوباره دارم میرم بیمارستان ،...

    سلام ، مرسی از احوال پرسی شما . دیشب یکسری رفتم دکتر ، الان هم دوباره دارم میرم بیمارستان ، دکتر گفته از ریه ها و سینوزیت هام عکس بگیرم مجدد . :smile: تازه ازم دعوت شده که برم اپرا اجرا کنم ، گفتن صدات خیلی خوشمل شده . :w11::w12:
  4. ملیسا

    سلام دوست مهربونم ، شما همان طیبه خودمون در دربند هستید ؟

    سلام دوست مهربونم ، شما همان طیبه خودمون در دربند هستید ؟
  5. ملیسا

    http://www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=201874

    http://www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=201874
  6. ملیسا

    این چه زبانیست ؟

    این چه زبانیست ؟ در دنیای وب ممکنه با زبان‌های مختلفی برخورد کنید از روسی گرفته تا بنگلادشی.و صدها زبان دیگه ، اما چطور میشه متوجه شد که یک کلمه و یا جمله مربوط به چه زبانی هست.گوگل یک ابزار کوچک ولی کاربردی برای این کار داره کافیه به این صفحه برید و کلمه و یا جمله مورد نظر را وارد کنید تا...
  7. ملیسا

    گاف شهرداری در بنرهای ماه رمضان

    گاف شهرداری در بنرهای ماه رمضان شهرداری تهران در یکی از بنرهایی که به مناسبت ماه رمضان منتشر کرد، در چاپ کلمه ابوحمزه ثمالی، به جای 'ثمالی'، 'شمالی' نوشته است. یعنی 'ابوحمزه شمالی! :w01::w01::w01:
  8. ملیسا

    اوهوم ، یک در کامل .

    اوهوم ، یک در کامل .
  9. ملیسا

    آتی آخه شلوخه ، صبح هم در پارکینگ از این کنترلی هاست ، مشکل پیدا کرد بسته شد روی ماشینم اونم له...

    آتی آخه شلوخه ، صبح هم در پارکینگ از این کنترلی هاست ، مشکل پیدا کرد بسته شد روی ماشینم اونم له کرد . اصلا اعصابم بهم ریخت .
  10. ملیسا

    :cry::crying2:اوهوم .

    :cry::crying2:اوهوم .
  11. ملیسا

    سلام عزیزم ، ممنون ، آنفولانزا هست مریمی ، دیشب سه تا آمپول زدم ، امروز هم دوتا ، از فردا به مدت...

    سلام عزیزم ، ممنون ، آنفولانزا هست مریمی ، دیشب سه تا آمپول زدم ، امروز هم دوتا ، از فردا به مدت سه روز ،روزی یک دونه . :cry: آتی میخواستم بگیرم که دیگه داد مامانم در اومد ، گلوم کاملا زخم شده ، کافی یک لحظه آب گرم نخورم دیگه نفس نمی تونم بکشم . دوباره دارم میرم دکتر .:crying2:
  12. ملیسا

    سلام عزیزم ، ممنون ، آنفولانزا هست مریمی ، دیشب سه تا آمپول زدم ، امروز هم دوتا ، از فردا به مدت...

    سلام عزیزم ، ممنون ، آنفولانزا هست مریمی ، دیشب سه تا آمپول زدم ، امروز هم دوتا ، از فردا به مدت سه روز ،روزی یک دونه . بله عزیزم شاغلم ، متاسفانه این چند روز انقدر سرمون شلوغه که نتونستم مرخصی بگیرم .
  13. ملیسا

    با یه صلوات حاضری بزنید به هر نيتي(شفاي مريضان،سلامتي پدرومادرو...)

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  14. ملیسا

    مرسی عزیزم ، آتی به مانی گفتم اگر دوست داره بده به مهرداد برای اهداف خیر .

    مرسی عزیزم ، آتی به مانی گفتم اگر دوست داره بده به مهرداد برای اهداف خیر .
  15. ملیسا

    جد بزرگ هم ، جد بزرگهای قدیم .

    جد بزرگ هم ، جد بزرگهای قدیم .
  16. ملیسا

    سلام آتی جان ، خوبی عزیزم ؟ راستی مامان رفته برای اون دختری که جهزیه میخواست یک عالمه وسایل...

    سلام آتی جان ، خوبی عزیزم ؟ راستی مامان رفته برای اون دختری که جهزیه میخواست یک عالمه وسایل خریده ( البته پولی که بچه ها داده بودن ) . فاکتور هم گرفته ، چیکارش کنم ؟
  17. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    من- نه. من نسبت به شما کینه ندارم.هیچی. فقط دلم می خواد بدونم چطور شده حالا بعد از این همه سال یاد من کردید؟ حالا دیگه از کلانتری و پدرم نمی ترسید؟ - خوب حالا تو دیگه واسه خودت مردی شدی. خودت می تونی برای زندگیت تصمیم بگیری. دیگه صغیر نیستی! در ذهنم یه حدسی زده بودم بهش بلوف زدم. من- در هر صورت...
  18. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    آدرس رو برداشتیم و حرکت کردیم. توی ماشین بهش گفتم: - هومن می خوای چیکار کنی؟ هومن- می خوام ببینم برای چی برگشته. هر چی باشه مادرمه! من- اینطوری که نمی شه! باید درست جلو رفت! به نظر من خودت رو یه بچه ساده نشون بده. نقش بازی کن! از زیر زبونش بکش برای چی ئنبال تو اومده! تو یک بار باختی این دفعه...
  19. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    داشتم دیوونه می شدم. دلم می خواست اشتباه کرده باشم! با خودم گفتم اینا که دلیل چیزی نمیشه خیلی با خودم کلنجار رفتم تا تونستم این شک رو که مثل خوره به جونم افتاده بود از خودم دور کنم. بالاخره موفق شدم یعنی با خودم گفتم حتما اونها رو آذر به پدرش کادو داده و نخواسته به من بگه از این فکر خوشحال شدم...
  20. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    من گوشم تیز شد! هیچی به رویم نیاوردم. یعنی حساب کردم که خب دختر خاله ، پسر خاله بودند و شاید در کودکی این دو تا رو برای هم در نظر گرفتند و از این چیزها که در خانواده ها مرسوم بوده و هست. بعدش هم تموم شده رفته پی کارش! نمی خواستم گذشته آذر رو زیر و رو کنم. اهمیتی هم نداشت. حالا اون زن من بود و من...
بالا