نتایح جستجو

  1. ملیسا

    خوب تا اذان ظهر وقت دارم ، ولی خوب حیفم هم میاد تا الان تحمل کردم ، ولی حامد نمیدونم عصری چجوری...

    خوب تا اذان ظهر وقت دارم ، ولی خوب حیفم هم میاد تا الان تحمل کردم ، ولی حامد نمیدونم عصری چجوری میخوام برسم خونه ، از این سرماخوردگی هپل ها هست که از چشمات هم اشک میاد ، از صبح به همه توضیح دادم که بابا من گریه نکردم بخدا . دلم سوپ داغ جو و یا سوپ داغ رشته میخواد .
  2. ملیسا

    باشه خوب چرا دعوام میکنی آخه . خواهر مهلبونم ، فکر کنم اصلا برم بخورم ، چون شدیدا نیاز دارم به...

    باشه خوب چرا دعوام میکنی آخه . خواهر مهلبونم ، فکر کنم اصلا برم بخورم ، چون شدیدا نیاز دارم به قرص لراتادین ( تا بینی ام به عمل مجدد نکشه *زیبایی*) و قرص مسکن . سوپ آماده ، تازه امشب همه مهمون هستن و ملیسا رو هم با خودشون نمی برن ، میگن سرما خوردی همه را گرفتار می کنی . ای روزگار...
  3. ملیسا

    سلام به حامد مهربان :gol: خواهش میکنم بیش از این من رو شرمنده نکنید . :redface: تازه تمام زحمت...

    سلام به حامد مهربان :gol: خواهش میکنم بیش از این من رو شرمنده نکنید . :redface: تازه تمام زحمت رزرو و جا و ... با شما بود که . :w16: تازه مهم این بود که همه دور همدیگه جمع بشیم و گپی با هم بزنیم .:w16: من دلم سوپ داغ میخواد . چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:cry::crying2:
  4. ملیسا

    دوس داشتی 6 تا پا و دست نداشتی چشم منو داشتی؟ :surprised::eek: آتی توی قل دیشب چی بوده که...

    دوس داشتی 6 تا پا و دست نداشتی چشم منو داشتی؟ :surprised::eek: آتی توی قل دیشب چی بوده که اینطور بچه ها دگرگون شدن . یکی پیج میبنده ، یکی ...
  5. ملیسا

    دوس داشتی 6 تا پا و دست نداشتی چشم منو داشتی؟ :surprised::eek: آتی توی قل دیشب چی بوده که...

    دوس داشتی 6 تا پا و دست نداشتی چشم منو داشتی؟ :surprised::eek: آتی توی قل دیشب چی بوده که اینطور بچه ها دگرگون شدن . یکی پیج میبنده ، یکی ...
  6. ملیسا

    آتی من تهنا موندم . حوصله ام سررفته . من دلم سوپ داغ میخواد آخه چیکار کنم .

    آتی من تهنا موندم . حوصله ام سررفته . من دلم سوپ داغ میخواد آخه چیکار کنم .
  7. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  8. ملیسا

    سلام عزیزم ، خوبی خانومی ؟ چه خبر ؟ خواهش میکنم عزیزم من که کاری نکردم . شما زحمت کشیدید که...

    سلام عزیزم ، خوبی خانومی ؟ چه خبر ؟ خواهش میکنم عزیزم من که کاری نکردم . شما زحمت کشیدید که اومدید . مهم این بود که دور هم جمع بشیم .
  9. ملیسا

    مرسی عزیزم .

    مرسی عزیزم .
  10. ملیسا

    نمیدونم مریم جان ، فکر کنم چون جلوی کولر با موهای خیس خوابیدم . [IMG] [IMG] [IMG]

    نمیدونم مریم جان ، فکر کنم چون جلوی کولر با موهای خیس خوابیدم . [IMG] [IMG] [IMG]
  11. ملیسا

    هر شات اینطور که من متوجه شدم یعنی هربار استفاده از دستگاه .

    هر شات اینطور که من متوجه شدم یعنی هربار استفاده از دستگاه .
  12. ملیسا

    سلام خواهر مهربونم ، خواهش میکنم عزیزم . من که کاری نکردم .

    سلام خواهر مهربونم ، خواهش میکنم عزیزم . من که کاری نکردم .
  13. ملیسا

    سلام عزیزم ، مرسی قربونت برم . من کاردانی کامپیوتر را از دانشگاه علمی کاربردی تهران گرفتم و...

    سلام عزیزم ، مرسی قربونت برم . من کاردانی کامپیوتر را از دانشگاه علمی کاربردی تهران گرفتم و لیسانس را در پیام نور تهران مرکز خوندم .
  14. ملیسا

    سلام پسر گلم ، خوبی ؟ نه سرمای شدید خوردم و دارم از سردرد می میرم .[IMG]

    سلام پسر گلم ، خوبی ؟ نه سرمای شدید خوردم و دارم از سردرد می میرم .[IMG]
  15. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    هومن- غلط کردم! منظورم اینه که از بس شما جواب منو ندادید پیر شدم دیگه باید جواب رو به پسر من بدید ! مادرم- خب راست می گه! باید همین الان جواب بدی لیلا. می خواهیم ترتیب عقد و عروسی رو بدیم خیلی کار داره.! لیلا سرش رو پایین انداخت و باز هم چیزی نگفت پدر- خب دخترم بگو موافقی؟ لیلا- هر جور شما...
  16. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    لیلا- مامان هومن خان شوخی می کنه فرخنده خانم- ذلیل نشی پسر! ترسیدم گفتم نکنه خود هومن هم زن و بچه داشته باشه! هومن- نه فرخنده خانم زن ندارم یعنی زن اولم رو طلاق دادم بچه هام هم رفتن خدمت وظیفه یعنی سربازی . کاری به کار من ندارن. ماشاالله دیگه بزرگ شدن از آب و گل در اومدن! مادرم- طفلک بچه ام تو...
  17. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    همه زدند زیر خنده. لیلا که از خنده نمی تونست حرف بزنه. من- هومن خفه نشی. فرخنده خانم مال جوونها نه ماری جوانا! یه جور ماده مخدره مثل حشیش! فرخنده خانم- وا خدا مرگم بده! واسه پیشرفت ادم باید منقلی بشه؟ هومن بلند شد و دست فرخنده خانم رو یه دفعه بوسید و گفت: قربون مادرزن ساده ام برم. ماه به خدا...
  18. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    هومن- اوووو! حواست کجاست پخمه! این گلها بهانه بود! می دونه تو عرضه نداری بری در خونه شون خودش اومده! بدو دیگه! بدو دنبالش بگو غلط کردم! چیز خوردم! حداقل بدو جلو تا واق واق بکن! بگو شهره خره! بدو دیگه! دنبالش دویدم و صداش کردم. - فرگل صبر کن می خوام باهات حرف بزنم. ایستاد. من- فرگل یه دقیقه بیا...
  19. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    هومن- پاشو بابا تو هم فقط از عشق و عاشقی غش کردن و از حال رفتنش رو یاد گرفتی؟ یکی میشه مثل اون فرهاد که با تیشه توی کوه مترو درست می کنه! یکی میشه این فرهاد! فرهاد چرتی ندیده بودم! خوبه حالا خونه شیرین دو تا قدم اون ور تره ها! اگه یه رقیب مثل خسرو پرویز داشتی چیکار می کردی؟ من- برو هومن حوصله...
  20. ملیسا

    پریچهر م.مودب پور

    من- پدر ، مادر خیلی دلش می خواد من با شهره ازدواج کنم ولی می دونید شهره کارهاش اصلا خوب نیست پدر- مادرت هم خوشبختی تورو می خواد.خودم باهاش صحبت می کنم تو فعلا برو عروس رو اضی کن. فردا صبح که به کارخونه رفتم فرگل نیامده بود . سر راه براش دست گل زیبایی گرفته بودم وقتی یکی دو ساعتی گذشت و نیومد...
بالا