naghmeirani
پسندها
68,419

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره



  • کسی می گوید آری
    به تولد من
    به زندگی ام
    به بودنم
    به ضعفم
    نا توانی ام
    مرگم

    ...

    کسی میگوید آری
    به من
    به تو

    ...

    و از انتظار طولانی شدن شنیدن پاسخ من
    شنیدن پاسخ تو
    خسته نمی شود ...!
    هیچگاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی و اگر شکستی باز هم ناامید نشوچرا که آرام جان دیگری در راه است.
    ارد بزرگ:gol:
    عزیزم چرا آلبوم نداری. خوب ادش (دانلودش) کن نازنینم.شایدم ای ناقلا از این حرفت غرض دیگری داشتی. آخه شما با اینهمه سابقه تو این وب سایت چطوری یه آلبوم نداری جانم.


    میان تکه های گم شده ام

    سرگردانم ...

    من این جا و آن جا

    در جستجوی پیوندهایم

    در پس کدامین ابهام

    جا مانده ام،

    که این آواز رازآلود

    مرا به خویش می خواند ؟!

    بر بیراهه های تردید

    گام می زنم ...

    میان تاریکی

    قلبم را می یابم ...

    همان یگانه راهنمای من

    در مسیر زمان ،

    که از هجوم آموخته ها

    گریخته است

    پیش می آیم و نگاه می کنم ...

    اینک

    حقیقت در یک قدمی ست ...!


    فریبا حسینی سجادی
    گفته بوديد كه به زندگي زيباتر نگاه كنم.

    ...

    ديروز كه باران باريد چترم را هم زنداني كردم

    تا شايد باران چشمانم را بشويد

    تا من هم به زندگي زيباتر بنگرم!!!
    نازنینم.عکسای تو آلبومو میگم. داخل قسمت آلبوم برو.
    تو را صدا كردم
    تو عطري بودي و نور
    تو نور بودي و عطر گريز رنگ خيال
    درون ديده من ابر بود و باران بود

    ز پشت پرده باران
    تو را نمي ديدم
    تو را كه مي رفتي
    مرا نمي ديدي
    مرا كه مي ماندم
    ميان ماندن و رفتن


    تو را صدا کردم
    تو رفتي و گل و ريحان تو را صدا كردند
    و برگ برگ درختان تو را صدا كردند
    صداي برگ درختان صداي گلها را
    سرشك ديده من ناله تمنا را
    نه ديدي و نه شنيدي

    و من

    غروب غمزده در لحظه هاي رفتن را
    نظاره مي كردم
    با بدیهای دیگران دل خویش را به سیاهی نیالائیم، همواره ساز سادگیمان کوک باشد و نگاهمان امیدوار.
    ارد بزرگ:gol:
    :heart:دست شما درد نکنه:gol:;) عکسات خیلی ادبی:gol: و زیبایند:gol:.مانی لاو.


    چشم که گشود ...

    دلتنگ خانه بهشتی خود شد

    و گریست ...

    دستی پاهایش را گرفت

    چرخاند ...

    تا دنیای وارونه ما را ببیند

    و یاد بگیرد

    که دنیای ما

    با آنچه در بهشت کوچک خود

    آموخته بود

    فرق دارد ...!
    هنگامی که منتظرید دیگران هیجان را به زندگی شما باز گردانند، برای تولید عشق و شور و نشاط به انان وابسته می شوید و تماس خود را با منبع عشق درون خود ( خدا ) از دست می دهید.
    باربارا دی آنجلیس:gol:
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا