روزای عجيبیان اين روزا
عجيب و غليظ و عميق
ذهنام مثه يه سونای بخار، خيس و سنگين و مه گرفتهست
دمکرده و مرطوب
تو يه غلظت عجيب شناورن حسهام
من که يه عمر آدمِ خوابيدن رو سطح آب بودم
اين روزا دارم ته استخر شنا میکنم
تهِ تهِ استخر
اکسيژن نيست اينجا که منم
عجيب و غليظ و عميق
ذهنام مثه يه سونای بخار، خيس و سنگين و مه گرفتهست
دمکرده و مرطوب
تو يه غلظت عجيب شناورن حسهام
من که يه عمر آدمِ خوابيدن رو سطح آب بودم
اين روزا دارم ته استخر شنا میکنم
تهِ تهِ استخر
اکسيژن نيست اينجا که منم