مرا مي خواستي تا شاعري را
ببيني روز و شب ديوانه خويش
مرا مي خواستي تا در همه شهر ز هر كس بشنوي افسانه خويش!!!!!!!!!!
مرا مي خواستي تا در غزل ها
تو را زيباتر از مهتاب گويم
تنت را در ميان چشمه نور
شبانگاهان مهتابي بشويم!!!!!!!!
مرا مي خواستي اما چه حاصل
برايت هرچه كردم باز كم بود!!!!!!!
مرا روزي رها كردي در اين شهر
كه اين قطره دل درياي غم بود!
تو را مي خواستم تا در جواني
نميرم از غم بي همزباني
غم بي همزباني سوخت جانم
چه مي خواهم دگر زين زندگاني؟؟؟؟؟؟؟؟
ببيني روز و شب ديوانه خويش
مرا مي خواستي تا در همه شهر ز هر كس بشنوي افسانه خويش!!!!!!!!!!
مرا مي خواستي تا در غزل ها
تو را زيباتر از مهتاب گويم
تنت را در ميان چشمه نور
شبانگاهان مهتابي بشويم!!!!!!!!
مرا مي خواستي اما چه حاصل
برايت هرچه كردم باز كم بود!!!!!!!
مرا روزي رها كردي در اين شهر
كه اين قطره دل درياي غم بود!
تو را مي خواستم تا در جواني
نميرم از غم بي همزباني
غم بي همزباني سوخت جانم
چه مي خواهم دگر زين زندگاني؟؟؟؟؟؟؟؟
کوه می شکند ..خواهی دید..