راستش فهمیدن زیاد حساس بودن کار دست آدم میده
من خودم هنوزم همین طوریم
همیشه فکر میکردم خیلی کار بزرگی می کنم که خودمو درگیر احساسات نمی کنم ولی الان میبینم دیگه مثل قبل خوشحال نیستم اما دیگه عادت شده برام.
ولی نزارید بی اعتمادی تو وجودتون ریشه دار شه...هنوزم هستن آدمای قابل اعتماد
اینهمه ناامیدی هم به خاطر نداشتن انگیزست که خودتون گفتید
بی اعتمادی که ریشه دار شد و رفت...
من هیچوقت دنباله استثناء نمیرم و آدمه ریسک پذیری نیستم.تا ندونم راهم درسته و هدف در دسترسه و امکانش هست قدمی بر نمیدارم.تا حالا شکست نخوردم به خاطر همین اخلاقم ولی دچار یه کمبود هدف شدم.
هیچ حسی به هیشکی مدارم.مثلا دوستام به خودشون میرسن میان کلاس،براشون مهمه بقیه دربارشون چی میگن،و... ولی من نه.هیچی برام مهم نیست.فقط منتظرم دانشگاه تموم بشه برم تو یه مرحله دیگه از زندگی.خیلی ماشینی شده زندگی برام.
آدمای خوب هستن هنوز ولی پیدا کردنشون سخت تر از اینه که فک کنین نیستن پس فرض میکنیم نیستن.
زندگیه یکنواخت به این میگن...