خودتو با یه شعر وصف کن...!

maryam_22

عضو جدید
کاربر ممتاز
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT]
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
ساکت باش

دختر حوا

تو را باور نمی کنند

آنان که ....

آدم نیستند!
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
به پنجره ها بگو:
باز بمانند
شايد هواي ياد تو
از كنار ِ آسمان ِ دلم
گذر كند
و بخواهد
كنار پنجره ي ياد ِ من
نفس تازه كند ... !


 

z.19.P

عضو جدید
به جايي در نگنجيدم در عالم
بجز ان يار بي جا را نشايد
از ان باده ندانم چون فنايم
وز ان بيجا نمي دانم كجايم

 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
فقط دوخت سر شانه اش مانده بود...

تمام که شد٬
سر بر شانه اش گذاشتم
و در آغوش کشیدمش!. . .
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
دردم اينست كه من بي تو دگر


از جهان دورم و بي خويشتنم.



تا جنون فاصله اي نيست


از اينجا كه منم!
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
بسیار نمی خواهم

تنها کمی

برای چشم به هم زدنی

دستت را به من بده

تا دلت را در آغوش گیرم​
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
نگاهتــــــ
کافیستــــ تا در هوای آمدنتـــــ
بمیرمـــــ . . . !
تو همیشه دعـــوتی
راس ساعتـــــ دلتنگــــی . . .
 

z.19.P

عضو جدید
هان مشو نوميد چون واقف نه اي از سر غيب

باشد اندر پرده بازي هاي پنهان غم مخور
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[FONT=arial,helvetica,sans-serif]وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود[/FONT]
[FONT=arial,helvetica,sans-serif]با سارِ پشت پنجره جایم عوض شود [/FONT]
[FONT=arial,helvetica,sans-serif]هی کار دست من بدهد چشم های تو[/FONT]
[FONT=arial,helvetica,sans-serif]هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود[/FONT]​
 

venous_20

عضو جدید
کاربر ممتاز
نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته ی من
چرا افسرده است این قلب پر سوز
 
آخرین ویرایش:

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
من در صدف تنها
با دانه ای باران
پیوسته می ایمختم پندار مروارید بودن را
غافل که خاموشانه می خشکد
در پشت دیوار دلم دریا
 

Sorin Z

عضو جدید
کاربر ممتاز
خواستم زنده بمانم، غم دنیا نگذاشت
خواستم غم نخورم، غصه دوران نگذاشت
خواستم کاخ بسازم، که کشد سر به فلک
دیدن کوچ نشینان بیابان نگذاشت....​
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
به اولين قاصدكي كه از شهر قشنگ زندگي تو بگذره پيغام ميدم

كه هيچ چيز نمي تونه مهرت رو از دلم جدا كنه حتي فاصله ها.



 

z.19.P

عضو جدید
من بهارم تو زمين
من زمينم تو درخت
من درختم تو بهار
ناز انگشتاي بارون تو
باغم ميكنه
ميون جنگلا طاقم مي كنه
 

sh85

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
پر کن پیاله را
که این جام آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جام ها ــ که در پی هم می شود تهی ــ
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد!
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
این ابرها را
من در قاب پنجره نگذاشته ام
که بردارم
اگر آفتاب نمی تابد
تقصیر من نیست
با این همه شرمنده ی توام
خانه ام
در مرز خواب و بیدار ست
زیر پلک کابوس هاست
مرا ببخش اگر دوستت دارم
و کاری از دستم بر نمی یاد..
.
 

mina.eror

عضو جدید
کاربر ممتاز
دلم کمی خدا می خواهد؛
کمی سکوت؛
دلم دل بریدن می خواهد ...
کمی اشک ... کمی بهت ....
کمی آغوش آسمانی ...
کمی دور شدن از این جنس آدم ..
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
دیدم شبی به شکل کبوتر تو را به خواب

تا آمدم به سمت تو؛ دیدم پریده ای


 

Similar threads

بالا