وقتی مکان مشخص شد بغل خونه آقا سامان شرکت شل قبل از انقلاب چند تا چاه نفتی زده انها را پلمپ کرده
ما با یک حرکت بسیجی وار میزنیم پلمپ ها را میشکونیم نفت ان را میزنیم به پالایشگاه آنالیزش هم که مشخصه!
از شوخی بگذزیم توی طراحی مفهومی
ممکنه هر کسی یه نظری داشته باشه
لزوما توی طراحی مفهومی خوراک و آنالیز نباشه هم مشکلی پیش نمیاد
در اصل تعیین خوراک و آنالیز آن بخشی از طراحی مفهومی هست
بر عکس طراحی پایه که کار مشخص شده، طراحی مفهومی یک نوع ابتکار و خلاقیت هست
و همانند کسی نقاشی میکند که بدون اینکه بداند چه چیزی باید بکشد قلم خود را روی کاغذ گذاشته و شروع به نقاشی میکند
در طراحی مفهومی هم اگر بخواهیم یک کار هنری و ابداع و خلاقیت بکنیم بهتر هست که سعی کنیم با قدم زدن در پارک و یا خیابان و طبیعت فکر کنیم که چه چیزهائی داریم و چه کاری بکنیم بهتر است.
در این مرحله که ما کلیه پارامترهای در دسترس را کنار هم گذاشتیم بعد از آن باید برنامه ریزی خطی یا غیر خطی انجام بدهیم
خوراکهای مختلف از منابع مختلف با قیمتهای مختلف و تکنولوژیهای مختلف
اینجا است که خلاقیت خود را نشان داده و در کنار آن هوش و مغز ریاضی و محاسباتی که توجیه اقتصادی را ارائه میکنند به ما در تصمیم سازی کمک میکنند که چه خوراکی چه محصولی را تامین میکند.
اگر به تاریخ ایران دقت کنید بعد از انقلاب به قولی یک پالایشگاه شازند و به قولی دو پالایشگاه شازند و بندر عباس ساخته شده
و بیش از ده پالایشگاه بلا تکلیف در کشور هست.
علت اینکه این پالایشگاهها بلا تکلیف هستند به دلیل همان طراحی مفهومی پایه است که از زیر بنا مشکل داشته اند.
اگر انها از ابتدا و از فونداسیون درست طراحی میشدند بقیه فرایندها مانند تامین مالی و توجیه و تهیه شیر و پمپ و لوله و راکتور و غیره آسان بود.
من اکثر پالایشگاههای ایران را مطالعه کرده ام و علت اصلی شان را در همان طراحی هنری اولیه دیده ام.
وقتی طراح در ابتدای کار هنر و خلاقیت به خرج ندهد احتمال موفقیت و تکمیل طرح بسیار کم میشود. و اگر موفق بشود هزاران میلیارد تومن هزینه اضافی روی دست مجری خواهد گذاشت.
نکته مهم دیگر اینکه در یک طراحی خوب در همان طراحی اولیه لزوما کار درست و کامل نیست
بلکه بارها به طرح اولیه مراجعه شده و آن را بهتر و کامل تر میکنند تا در نهایت به یک طرح قابل قبولی برسند. گرچه باز هم تکمیل نشده و احتمال زیاد در مراحل بعدی باز هم کامل تر میشه