ای کاش می تواتنستند
از آفتاب یاد بگیرند
که بی دریغ باشند
در دردها و شادی هاشان
حتی
با نان خشکشان
و کاردهایشان را
جز از برای قسمت کردن
بیرون نیاورند....
ای کاش می توانستم
خون رگان خود را
من
قطره
قطره
قطره
بگیرم
تا باورم کنند...
از آفتاب یاد بگیرند
که بی دریغ باشند
در دردها و شادی هاشان
حتی
با نان خشکشان
و کاردهایشان را
جز از برای قسمت کردن
بیرون نیاورند....
ای کاش می توانستم
خون رگان خود را
من
قطره
قطره
قطره
بگیرم
تا باورم کنند...
