معماری با مصالحی از جنس دل

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
رازَ ت را

از پشتِ چشمانَت

بیرون بیـــــــاور

بــگو

دوســتت دارم


 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
یک روز اگر آمدی و در امتداد پاییز درختهای یک باغ دختری را دیدی که روی طلایی برگ ها زانو زده مبادا به تمام قد بایستی روبه روی او و زل بزنی به خاکستری خاطراتش شاید رفته دلتنگی هایش را همدم خاک کند بسپارش به تنهایی...
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من عشق را در تو ؛ تورا در دل؛دل را موقع تپیدن؛و تپیدن را بخاطرتو دوست دارم..

من غم را در سکوت؛ سکوت را در شب؛شب را در بستر ؛و بستر را بخاطر اندیشیدن به تو دوست دارم..

من دنیا را بخاطر خدایش؛خدایی که تورا آفرید دوست دارم...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آرام باش حوصله کن
آب های زودگذر
هیچ فصلی را نخواهند دید
از ریگ های ته جویبار شنیده ام
مهم نیست که مرا
از ملاقات ماه و گفت و گوی باران بازداشته اند.
من برای رسیدن به آرامش
تنها به تکرار اسم تو
بسنده خواهم کرد...
حالا آرام باش
همه چیز درست خواهد شد...
همه چیز درست خواهد شد...

 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر... همین که دستت رو آروم بگیره..... یه فشار کوچیک بده..... این یعنی من هستم تا آخرش..... همین کافیه....!
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودن فرقی نمیکنه اما اگر همراهی باشه که تنهات نذاره بی انتها بودن جاده آرزوت میشه...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یـگـــر نه اشـکـــهایم را خــواهـی دیــد
نه التـــمـاس هـــایم را
و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…
به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی
درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
لبریزِ توام لبریزِ تو و غمگین لبریز تنها ترسیده و غمگین.. ببین که کابوسِ نبودن با بودنِ یک آدم چه می‌‌کند..
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
قلب من معبد من

ایمانم عشق توست

در شریعت چشمانت

باید به عطر گل تیمّم کرد

و در محراب باران

با چترهای بسته

تو را به جا آورد

به قصد قربت آغوشت !

دوستان بینظیرم خوشحالم از دیدنتون
با اجازتون


 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت . اندازه می گیری ! حساب و کتاب می کنی ! مقایسه می کنی ! و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ، که زیادتر دل داده ای ، که زیادتر گذشته ای ، که زیادتر بخشیده ای ، به قدر یک ذره ، یک نقطه ، یک ثانیه حتی ! درست از همانجاست که توقع آغاز می شود و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم ...
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
دل ساده برگرد و در ازای یک حبه کشک سیاه شور گنجشک ها را از دور و بر شلتوک ها کیش کن که قند شهر دروغی بیش نبوده است حسین پناهی
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد ، چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
در میــزننـد ؛

پــا بــرهنــه ،

تــا بــه حیـاط میــدومـ ..

بــه زودی ..


دیــوانــه خــواهــمـ شــد !

بــه زودی زود ،،

از دســت خــواب هــا ،،


و شـوخــی بــی مــزه بــاد ... !


 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پشت این چشم ها
ابرها درگیرند
و من
کنار خنده هایت می مانم
در این دقایق دلتنگی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
موهایت که بوی دیگری را گرفت
دستانت که
دیگر گرمی برایم نداشت
فهمیدم
پای یکی دیگر در میان هست
فقط ببخش اگر من اهل مبارزه نیستم
و تنها
گوشه تماشا میکنم
عادت نکردم بجنگم
اخر میبینم تو با او شادتر از منی
پس در سکوت شادیت را تماشا میکنم
مرا ببخش نگو عاشقت نیستم
هستم
فقط
دیگر نمیتوانم برای اثبات دوست داشتنت
با تو بجنگم

a.m
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
روزی میــرسَد.

بـــی هیــــچ خَبـــَـــری.

بــا کولـــــه بــــآر تَنهـــاییـَم.

دَـر جـــاده هــای بـی انتهــــای ایـن دنیــای عَجیـــــب.

راه خــــواهم افتـــــاد.

مَـــن کـــه غَریبـــــم.

چـــه فَــــرقی دارد کجـــــای ایـــن دنیــــــا بـاشــــم.

همــه جــــای جهــــان تنهـــــایی بــــا مَـــن است ..

 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاهی از خیال من گذر می کنی …


بعد اشک می شوی …


رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من …

 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..


امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!


و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!


و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…


و غمــت سـهم ِ مــن!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دیشب در خواب ناگهان خدا در گوش من گفت:

تو را چه به عشق. . .

گفتم چرا؟

گفت تو خوابی و عشقت در آغوش دیگریست . . .

لبخندی زدم و گفتم :

خدایا این مخلوق توست . . .

شاید تو خوابی که خبر از رسم دنیایت نداری . . .


 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شکـــ نکـــــن !

آیــ●ــنده اے خوـاهــم ساختــــ کــه

گذشتـــه ام جلویش زآنــو بـــزند !

قـــرآر نیستــــ مـــن هـــم دلِ کَسِ دیگـــری را بسوزانـَــم !

برعکـــس کســے را کــه وارد زندگـــیم میشود

آنقـــــدر خــــوشـــبـ ♥ــتـــــ میکنــم کـــه

بـــه هر روزے کـــه جاے " او " نیستــــے

بـــه خودتـــــ لعنتـــــ بفرستــــے! لعنتیـــ !!!
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
این که تو با دیگری باشی و من با خیال تو ؛
صد شرف دارد به این که
من با تو باشم و تو با فکر دیگری ....!


 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلت تنگ یک نفر که باشد
تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد
و لحظه ای فراموشش کنی فایده ندارد...
تو دلت تنگ است...
دلت برای همان یک نفر تنگ است...

تا نیاید...
تا نباشد...
تو هنوز دلتنگی !!!
 
بالا