معماری با مصالحی از جنس دل

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلتنگى حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش رامیکند . . .
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
هرگــــز برای عـــاشق شدن دنبال بــــاران و بــــابونه نبـــاش
گــــاهی در انتــــهای خارهای یک کاکتــــوس به غنچــــه ای می رسی
کــــه زندگیت را روشن می کنــــد…
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
در گوشه ای ، تنهای تنها و خسته از این دنیا ....

دوباره این دل بهانه میگیرد و درد دلتنگی را در دلم بیشتر میکند.....

خیلی دلم گرفته است ، مثل همان لحظه ای که آسمان ابری می شود...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اشک من جاری شد…
جای تو خالی بود
جـــــــــای تـــــــــو …
عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید
شعر دلتنگی من سخت گریست
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سالها گذشت و من بزرگ شدم ؛

اما هر وقت که جلوی آیینه می ایستم ،

سایه ای از شیری را می بینم

که تنها دلخوشی زندگیش این است که

هر روز غروب ،

در بکرترین نقطه رؤیاهایش به بهانه خوردن آب ،

تنها آهوی باقی مانده بیشه خیالش را ببیند ...

 
سلامتـے ڪـسـے ڪــﮧ..!
میدونـﮧ اعصـــاب ندارے..!
میدونـﮧ حوصـــلـﮧ ندارے..!
میدونـﮧ بهـونـﮧ میگیـرے بـے دلیل..!
امــا بـازمـ میگـﮧ :
هنـوزمـ مثـل روز اول میخــــوامت..!
 
همیشه لازم نیست چهــــره ای زیبــــا داشته باشی

یا صدایــــی دلنشیــــن

همین که قلبــــت زیبــــا باشد

قلبــــت زیبــــا ببیند، کافیست

داشتن قلبــــی زیبــــا تا اندازه ای خــــاص هست

که بتــــوانی خیلی ها را مجــــذوب خــــود کنی!
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
حرف‌ها دارم اما‌... بزنم یا نزنم؟
با تو ام‌! با تو‌! خدا را‌! بزنم یا نزنم؟

همه‌ی حرف دلم با تو همین است که «‌دوست…»
چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است :
دست بر میوه‌ی حوا بزنم یا نزنم؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم :
بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟
‫قیصر امین پور
 

میتی کومان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

آدم برفی هم که باشی

دلت میخواهد کسی در آغوشت بگیرد،

دلت میخواهد یک نفر کنارت باشد،

تا گرمت کند ، تا آرامت کند.

مهم نیست آب شدن... ،نیست شدن...

مهم آن آرامش است

حتی برای چند لحظه...!
 

میتی کومان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

گنجشک میخندید...

به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم

من گریستم به اینکه حتی او هم.....

محبت مرا از سادگیم میپندارد...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چشمانـم به دنبال حقیقت می‌گردند
انگشتانـم ایمان و عقیده را احساس می‌کنند
پاکیزگی را با دستانـم لمس می‌کنـم
و همه چیز را زیـر بـاران اعتراف می‌کنـم

و سپس در مقایل آینـه ایستادم آنرا شکستـم!
چه شبیه شد آیـنه با من . . .





 
ﺗﻮ ﭼﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﺳﻬﺮﺍﺏ ؟
ﻗﺎﯾﻘﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ !
ﺑﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﻋﻤﺮ ﺩﺭﺍﺯ ؟
ﻧﻮﺡ ﺍﮔﺮ ﮐﺸﺘﯽ ﺳﺎﺧﺖ ﻋﻤﺮﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ،
ﺑﺎ ﺗﺒﺮ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺒﺶ ﺑﺮ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺍﻣﺎ
ﭘﺲ ﺑﮕﻮ ﺍﯼ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺷﻌﺮ ﻧﻮ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﺳﺎﺧﺖ .
ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻗﺎﯾﻖ . . .
ﯾﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ : ﺗﺎ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻫﺴﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾﺪ
ﮐﺮﺩ ؟
ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ ؟!
ﺑﺎ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ !!
ﻭﺭﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻭﺳﺨﻦ ﯾﮏ ﺧﯿﺎﻝ ﭘﻮﭺ
ﺍﺳﺖ . . .
ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﺗﺎ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻫﺴﺖ ﺣﺴﺮﺗﯽ
ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺭﺩ ﺟﻤﻠﻪ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﻮﺩ .
ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺸﻢ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺷﻌﺮﺕ ﻧﮑﺘﻪ
ﺍﯼ ﺁﻭﺭﺩﻡ ، ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩﻡ
ﺑﺨﺪﺍ ﺩﻟﮕﯿﺮﯾﻢ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ
ﺍﺯﺧﯿﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﺨﺪﺍ ﺩﻟﮕﯿﺮﯾﻢ
ﺑﺨﺪﺍ ﻣﺎ ﺳﯿﺮﯾﻢ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﭘﯿﺮﯾﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﯾﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آخ که آدم چقدر دلش زود تنگ می‌شه...
ای کاش هوای شهرمان همیشه بارانی باشد
تا که شاید هر کجا هرلحظه ساکت آرام با صدای رعد و برق فریاد بزنم
و زیر ترنم باران نم نم اشک‌هایم رابرایش هدیه کنم
تا که شاید زمین نلرزد و آسمان شهر دودآلود نباشد
تاکه شاید پرنده‌‌ها خانه‌هایشان را ترک نکنند
تاکه شاید او هم بداند من اشتباه کردم
تاکه شاید بخشیده شوم
تاکه شاید بازآید
تاکه شاید...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
قلبمان را
به هر کسی ندهیم
بعضیها
حتی
ارزش نیم نگاه هم ندارند
بزرگترین اشتباه هم همین هست
کسی را
دوست بداری
که معنای
عشق وفاداری و دوست داشتنت را نمیفهمد
*نقل از یک نفر*
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خبر از من داری؟…
خبر از دلتنگی های من چطور؟
و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…
خبرش رسیده که مرده اند؟
هیچ سراغ دلم را میگیری؟
کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟
مچاله ام از دلتنگی؟
آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هم
وجدانت راحت…
خبرهای من به تو نمی رسد





 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مـטּ دیگہ نـہ از اومـدטּ کسـے

ذوق زده میشم ،
نہ کسے از ڪنآرمـ بره حوصلـہ دارمــ
نآزشو بـخـرمــ ڪہ بـرگرده ...
مـטּآدمــ بے احسآسے نیستمـ !
مـטּ بے معرفـتــ و نآمرد نیستمــ ...
فقط خستہ امــ ...
از همـہ چے !

 
بالا