معماری با مصالحی از جنس دل

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مـَـــن بــــــــــــــــــــــی تـُــــــــو


شِعـــــــــــــــــــــر خـــــواهَــــــم گُفتـــــــــــ...


تــــو بـــــی مَــــــــــــــــــــن چِـــــه خواهــــــی کَــــــــــرد؟؟؟؟


اصـــــــــــــلا یادتـــــــــ هستـــــــــــ ؟؟؟؟؟


کـــــه نیـــــــــــــستــــم...!!! !!!!!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
صدا بزن مرا

مهم نیست به چه نامی ...

فقط
میم مالکیت را آخرش بگذار ...

می خواهم باور کنم ...... مال
تو هستم !!!!
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز






آسمان بارانيست...

همگي ميگذرند...

چتردارن به دست...

تانباردباران"برسروصورتشان...

اما...........

من تنهاورها

زيراين سقف سياه

مينشينم بي تو...

وبه تو....مي انديشم...
:gol:
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلتَنگــ... کـﮧ میشَویـﮯ دیگَــر انتظـ ـار مَعْـــنا ندارَد

یکـ نِگــاه کَمـﮯ نا مهربــان٬

یکـ واژه یِ کَمـﮯدور از انتظــار

یکـ لَحظـــﮧ فاصــلـﮧ

مـﮯ شِکند بُغضَــتْ را
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلــــــــــم...

نه عــــــشـــــــق آتـــــشــــــین می خـــــــــواهد، نــــــه دروغ هــــــای قــــــــشــــنگ...!

نه ســـــــکوت تــــلــــــــــخ شــــــاعـــــــرانه...

نـــه ادعــــــــــاهای بـــــــــزرگ...

نه بـــــــزر گـــــــی هــــــــای پــــــــر ادعــــــــــا...

دلــــــــم یک فـــــــــنجان قـــــــــــهــــــــوه ی داغ مــــی خـــــــــواهد...

و یـــــــک دوســـــــــت که بـــــــشـــــــود با او حـــــــــــــرف زد...!

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تازگیـ هـــا دِلــَم نَفَهـــم شُدهـ!


هَـــر چــهـ مــی گـویَـــم رَفتــــ


باز هـَــم ســـاز ِ مُخـــالِفــــ مــی زَنَــد


باز هـَــم با دیدَن اسمَــــش مـی لَـــرزَد...

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
در این شبــهای بـــارانی

غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی

بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ ، که می آیـــــی

به احســــاست قســــــم یــــک شب

دلم می میرد از حسرت

......... و

من اهسته میگویم :

تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمی آیی .....
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خدايت بيامرزد سهراب!

دانستم راز شقايق ها را...

زندگي بايد کرد گاه با
يک دل تنگ ... گاه يک دنيا ننگ !!

زندگي اجباريست...

چه علف باشم چه سنگ...

سهم من
تنهائيست ...!*
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
زنگ میزنم از طرفت به خودم !!!
حرف میزنم به جایت با خودم !!!
راستی صدایت چه قدر شبیه هق هقم شده است ...

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حــــال امروز مــــــن



یعــــــنـــــــی



یک قــــــدم از



افســــــردگــــــی آن طرف



تــــــر ….!!!

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
می خواهم عمرم را
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد !
باور کن
تقصیر از من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هر وقت بیایی
عزیز لحظه های تنهایی منی
اگر بیایی
من دلتنگی هایم را بهانه می کنم
تو هم دوری کسانی که دور نیستند
در راهند
رفته اند برای تاریکی هایت
یه آسمان خورشید بیاورند

یادت باشد
من اینجا
کنار همین رویاهای زود گذر
به انتظار آمدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم ...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
برای دیدنت دلم چه ساده رام می شود

و در سکوت سایه ها پر از کلا م می شود

منی که خسته ام ولی،چه دل شکسته ام ولی

تمام نا تمام من بی تو تمام می شود

اگر چه شعر گفتنم ز اقتباس یاد توست

حضور شعرهای من بی تو حرام می شود

تو هستی اما نیستی،چه واژه های مبهمی

تمام شعر های من چه نا تمام می شود...
 

MisyoMasoud

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]آرامشــی میخواهم[/FONT]
[FONT=&quot]خلوتــی میخواهم[/FONT]
[FONT=&quot]تــو [/FONT][FONT=&quot]باشی و من[/FONT]
[FONT=&quot]در کنار هم[/FONT]
[FONT=&quot]تو سُکوت کنــی و مَــن گوش کنم[/FONT]
[FONT=&quot]و من آرام بگویم ترا دوست دارم و تو گوش کنی[/FONT]
[FONT=&quot]و آرام بگوئی .. من هم[/FONT]
[FONT=&quot]و شرمِ زیبائی را بر گونه ی تو ببینم[/FONT] ...
 

MisyoMasoud

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]برفــــــ باشد[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]!

[/FONT][FONT=&quot]باران[/FONT][FONT=&quot] ..

[/FONT][FONT=&quot]یا آفتاب[/FONT][FONT=&quot] ..

[/FONT][FONT=&quot]چتر نمی خواهمــــــــ[/FONT][FONT=&quot] !

[/FONT][FONT=&quot]بگو معنی لغاتــــــ را[/FONT][FONT=&quot] ...

[/FONT][FONT=&quot]از نــ و بنویسنـــــ ــد[/FONT][FONT=&quot] ..!

“[/FONT][FONT=&quot]امنیتـــــــ [/FONT][FONT=&quot]"

[/FONT][FONT=&quot]حصار دستــــــ های تــ و ستـــــــ[/FONT]
 

MisyoMasoud

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
בلتنگتـــ ڪـﮧ مے شوم
פֿوבم را בر آینـﮧ مے بینم
و בر چشمـانـم
تــو را تماشا مے ڪنم
ڪی مے شود
از آب و آینـﮧ ها برخیزے
و پیش בست هاے פֿـالیـم
بنشیــنے ܓܨ

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گفتم بهار
خنده زد و گفت
ای دریغ
دیگر بهار رفته نمی اید
گفتم پرنده ؟
گفت اینجا پرنده نیست
اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست
گفتم
درون چشم تو دیگر ؟
گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست
اینجا به جز سکوت سکوتی گزنده نیست





 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
همیشه انقدر ساده نرو و مگذر
لااقل نگاهی به پشت سرت کن
شاید کسی در پی تو می دود
و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند
و تو… هیچ وقت او را ندیده ای.............





 

samira20*

عضو جدید
کاربر ممتاز
کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله بار خدا میریختم تا با تنهائیش به کول بکشد
بدون هیچ خمی بر ابرو
اما افسوس که داده را پس نمیگیرد
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاهی عمر تلف میشود ؛
به پای یک احساس ….
گاهی احساس تلف میشود ؛
به پای عمر !
و چه عذابی میکشد ،
کسی که هم عمرش تلف میشود ؛
هم احساسش …
 

samira20*

عضو جدید
کاربر ممتاز
ایـن روزهـا،

بـا تـو،

بـه وسـعـت تـمـام نـداشـتـه هـایـم،

حـرف دارم…

امـا مـجـالـی نـیـسـت تـا بـنـشـیـنـی بـه پـای ایـن هـمـه حـرف،

دلـم تـنـگ اسـت،

فـقـط بـرای حـرف زدن بـا تـو…

دیـگـر نـمـیـدانـم چـه کـنـم، یـا چـه بـگـویـم…



 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نه برف باریده
نه عمر گذشته
و نه من در آسیاب سفید کرده‌ام موهایم را
فقط، روزی که رفتی
دنیا تمام شد !
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ایـن روزهـا،

بـا
تـو،

بـه وسـعـت تـمـام نـداشـتـه هـایـم،

حـرف دارم…

امـا مـجـالـی نـیـسـت تـا بـنـشـیـنـی بـه پـای ایـن هـمـه حـرف،

دلـم تـنـگ اسـت،

فـقـط بـرای حـرف زدن بـا تـو

دیـگـر نـمـیـدانـم چـه کـنـم، یـا چـه بـگـویـم…
 

samira20*

عضو جدید
کاربر ممتاز
تیــــک تیـــک ثانیه ها در گوش دقایق می خوانند و...

دقایق برای ساعتها نجوا می کنند....

ساعتها، روزها را به بازی می گیرند و....


روزهـــــــــا ،ماه هـــــــا را و ....

ماه هــــــا..... سالهــــــــا را

واین چنین می شود که ایام می گذرد

ومن روزهای بی قراری و دلتنگی و تنهاییم را

باهزار روایت بی الفبا از حضور تو ترسیم می کنم و...

می گویم:.

.

.

انگار همین دیـــــــــــروز بـــــــــــود

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یه لحظـه گـوش کـن خـــدا ؛

جـدی میگــم . . .

نه بچـه بـازیِ نـه ادا و اطــوار ،

تو این دنــیا . .

حــالِ خــیلی هـا اصـلا خـوب نیـست !

یـه دسـتی بـه زندگیـشون بکـش
لــــــــــــــــــــــــ ــــطــفا".
 

samira20*

عضو جدید
کاربر ممتاز
نگران دلتنگی هایم نباش

اینجا اگر سیل هم بیاید هیچ سکوتی شکسته نمی شود

و هیچ بغضی،در فریاد نمی ترکد

اینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمی ریزد

و هیچ صدایی گوش را نمی آزارد

پس

بیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آسمان این جا آبیست من بین غریبه ها نیستم...همه آشنایند!می دانی پوسیده است دلم بین همه آشنایان غریبه!احساس حباب را حالا می فهمم...وقتی روی آب نگران تركیدن است !!! ...
 

samira20*

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]کاش می دونستی چقدردلم بهانه ی تورا میگیره هرروز

کاش می دونستی

چقدردلم هوای با تو بودن کرده

کاش می دونستی چقدردلم ازاین روزهای سرد

بی توبودن گرفته

کاش می دانستی چقدردلم برای ضرب اهنگ قدمهایت

گرمی نفسهایت، مهربانی صدایت تنگ شده

کاش می دانستی چقدردلواپس توام

کاش می دانستی چقدرتنهام ، چقدرخسته ام

وچقدربه حضورسبزت محتاجم

وهمیشه ازخودم می پرسم

این همه که من به توفکرمی کنم

توهم به من فکرمی کنی؟....
[/FONT]
 
بالا