می خواهم عمرم را
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد !
باور کن
تقصیر از من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هر وقت بیایی
عزیز لحظه های تنهایی منی
اگر بیایی
من دلتنگی هایم را بهانه می کنم
تو هم دوری کسانی که دور نیستند
در راهند
رفته اند برای تاریکی هایت
یه آسمان خورشید بیاورند
یادت باشد
من اینجا
کنار همین رویاهای زود گذر
به انتظار آمدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم ...
[FONT="]آرامشــی میخواهم[/FONT] [FONT="]خلوتــی میخواهم[/FONT] [FONT="]تــو [/FONT][FONT="]باشی و من[/FONT] [FONT="]در کنار هم[/FONT] [FONT="]تو سُکوت کنــی و مَــن گوش کنم[/FONT] [FONT="]و من آرام بگویم ترا دوست دارم و تو گوش کنی[/FONT] [FONT="]و آرام بگوئی .. من هم[/FONT] [FONT="]و شرمِ زیبائی را بر گونه ی تو ببینم[/FONT] ...
گفتم بهار خنده زد و گفت ای دریغ دیگر بهار رفته نمی اید گفتم پرنده ؟ گفت اینجا پرنده نیست اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست گفتم درون چشم تو دیگر ؟ گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست اینجا به جز سکوت سکوتی گزنده نیست
همیشه انقدر ساده نرو و مگذر
لااقل نگاهی به پشت سرت کن شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند
و تو… هیچ وقت او را ندیده ای.............
آسمان این جا آبیست من بین غریبه ها نیستم...همه آشنایند!می دانی پوسیده است دلم بین همه آشنایان غریبه!احساس حباب را حالا می فهمم...وقتی روی آب نگران تركیدن است !!! ...