معماری با مصالحی از جنس دل

مریم.س

عضو جدید
کاربر ممتاز
 

sweet_dream

عضو جدید


در خاله بازی خواستی تا شوهرت باشم

در عین كودك بودنم نان آورت باشم
هر جا كه می خواهی بخوابی با عروسك هات

با آن تفنگ چوبی ام دور و برت باشم
وقتی كه سیب از شاخه ی همسایه می چینی
یك رشته كوه مطمئن پشت سرت باشم
آنروزها می خواستم تا خواهرم باشی
یا من پسر باشم شما هم مادرم باشی
تا آخر بازی سرم بر دامنت باشد
چشمم به تصویر گل پیراهنت باشد
...
دیشب كه پشت كوهها خورشیدمان جا ماند
دیشب كه خواب كودكی ها پشت درها ماند
دیشب كه باد از بندها پیراهنت را برد
گل های سبز و صورتی دامنت را برد
یعنی كه باید پیش من با روسری باشی؟
یعنی كه باید سهم از من بهتری باشی؟
دیدی كه دنیا با خیالاتم چه ها كرد
آخر بلوغ اینجا درونم كودتا كرد
دیدی چه شد پایان تلخ پیله سازیها؟
دیدی چه آمد بر سر اسباب بازیها؟
هفت آسمانم بی چراغ و مات و بی رنگ است
بانو! برای خاله بازی ها دلم تنگ است
می خواهم اینجا در كنارت همسرت باشم
یك كوه قرص و مطمئن پشت سرت باشم
بعد از گذشت این همه تبعید اجباری
حالا اجازه می دهی در كشورت باشم؟
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
برای کفشی که
همیشه پایت را می زند
فرقی نمی کند
تو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه
هر مسیری را با او
همقدم شوی
باز هم
دست اخر
به تاول های پایت می رسی
ادم ها هم به کفش ها بی شباهت نیستند
کفشی که همیشه پایت را میزند
ادمی که همیشه آزارت می دهد
هیچ وقت نخواهد فهمید
. تو چه درد ی را تحمل کردی
تا با او همقدم باشی .
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
اه لعنت برهرچه تمام شدنی است!
حتی بعدازرفتنت هم دست ازسرم برنمیداری؟؟؟
خودت عمرم راتمام کردی،
ویادت سیگارم را!
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
مهم نیست چند سال دارم
من 26 ساله شده ام
اما موهای سفیدم نشان از پیری می دهد
چه زود تمام شد جوانی

ایناز
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
هیس بگذار انها از تو بگویند
شاید صدای گفتن از تو را بادها برایم آوردند
اما هنوز هم عطر حضورت را کسی حس نمی کند
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
هیس زنها فریاد میزنند
هر کی هم بهت گفت هیس زنها فریاد نمیزنند
یه پارچ یخ بریز روش والا
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
گاهی بهتره افکارتون معماری کنید
قبل از اینکه کاری کنید
یا حرفی بزنید
حواستون باشه
باعث حتی یک قطره اشک هم نشید
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
این روزها ادمها معنای عشق را نمیفهمند
به خیالشان تا با کسی هستند و او تمام خواسته هایشان را براورده کند عاشقش هستند
ولی این را میدانی دوست من
اگر عاشق بودی هر درخواستی از معشوق نمیکردی
ولی این روزها عشق را باید در تختخوابهای یک ساعته جست نه در میان ادمهایی که فقط حرفهای زیبا می زنند

آِیناز
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
آدم‌ها جذب ما می‌‌شوند.

در لحظه‌ای حساس حرف‌هایی‌ را می‌‌زنیم که شخصی‌ نیاز به شنیدنش داشته.

در یک لحظه ی حساس طوری رفتار می‌‌کنیم که شخص احساس می‌‌کند تمام عمر در انتظار کسی‌ مثل ما بوده!

در یک لحظه ی حساس حضور ما ، وجودِ شخص را طوری کامل می‌‌کند که فکر می‌کند حسی که دارد نامی‌ جز عشق ندارد.

آدم‌ها فکر می‌‌کنند که عاشق شده اند. آدم‌ها فکر می‌‌کنند بدون وجود ما حتی یک روز دوام نمی‌‌آورند.

آدم‌ها فکر می‌‌کنند مکمل خود را یافته اند. ... آدم‌ها زیاد فکر می‌‌کنند.

آدم‌ها در واقع مجذوب ما می‌شوند و پس از مدتی‌ که جذابیت ما برایشان عادی شد ، متوجه می‌‌شوند که چقدر جایِ عشق در زندگی‌‌شان خالیست ... می‌‌فهمند در جستجوی عشق‌های واقعی‌ باید ما را ترک کنند.

تمامِ حرفِ من اینست که کاش آدم‌ها یاد بگیرند که "عشق پدیده‌ای حس کردنی است نه فکر کردنی" و کاش بفهمند که بعد از رفتنشان، عشقی‌ را که فکر می کرده اند دارند چه می‌کند با کسانی‌ که حس میکرده اند این عشق واقعی‌ ‌ست.


"نیکی‌ فیروزکوهی"
 
بالا