معماری با مصالحی از جنس دل

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!
 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

[FONT=arial, helvetica, sans-serif]با چشم هایت حرف دارم [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]از بهار،

[FONT=arial, helvetica, sans-serif]از بغض های نبودنت،[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]از نامه های چشمانم ...[/FONT]
[/FONT][/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif] که همیشه بی جواب ماند[/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]باور نمی کنی؟!
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]تمام این روزها

[/FONT][/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]با لبخندت آفتابی بود[/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]اما
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]دلتنگی آغوشت

[/FONT][/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif] رهایم نمی کند،[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]به راستی[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif] عشق [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]بزرگترین آرامش جهان است.[/FONT]

 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
برگ پاییــــــــزی راهی ندارد جز ســـــقوط !

... وقتی میداند

درخت برگ تازه ای را در سر دارد .........
 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]دید مجنون را یکی صحرانورد

[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] در میان بادیه بنشسته فرد

[FONT=arial, helvetica, sans-serif]صفحه اش صحرا و انگشتان قلم

[FONT=arial, helvetica, sans-serif] بر مراد خویشتن می زد رقم[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]گفت کای مجنون شیدا چیست این؟[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] می نویسی نامه سوی کیست این؟[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]گفت: مشق نام لیلی می کنم[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] خاطر خود را تسلی می کنم[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]چون میسر نیست با من کام او[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] عشق بازی می کنم با نام او[/FONT]
[/FONT][/FONT]​
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
باز پاييز است

باز اين دل از غمي ديرينه لبريز است

باز مي لرزد به خود سر شاخه هاي بيد سرگردان

باز مي ريزد فرو بر چهره ام باران

باز رنجورم، خداوندا پريشانم

باز مي بيني كه بي تابانه گريانم
 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم
چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم
نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم



سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیــــا تا صدا از دل سنگ خیــــزد
بگوییم با هم : تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد همـــآواز با ما :


تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم

 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تابستون ، فصل آب بازی و صفا تموم شد

و پاییز هزار رنگ و پرماجرا شروع شد!

پاییز فصل قدم زدن و تماشا کردنه !!

همیشه پاییز رو دوست دارم و فصلیه که زندگی افراد رو تحت تاثیر قرار میده.

پس بلند میگم:


ســــــــــــــــلام پاییز !!!
 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
می دانی...

بعضی ها را هرچقدر بخوانی.........خسته نمی شوی.
بعضی ها را هرچقدر گوش دهی...........عادت نمی شوند.
بعضی ها هرچقدر تکرار شوند..............باز بکرند و ناب.
دیده ای!!!
شنیده ای!!!
بعضی ها بینهایت ند!
مثل ::
:gol:
مادر :gol:
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حواست هست؟♪


شهـــــریور است ...♪



کم کم فکر باد و باران باش ! ♪



شاید کسی تمـام گریه هایش را♪


برای پاییـــــــــز گذاشته باشد .......♪
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خــسته ام!خــسته ی نــبودنــت..!

خســته از روزهــایی کــه بـــی تــو شـــب مـــــی شـــود.

وشـــب هـــایی کـــه بازهــم بـــی تــو مــــــی گــذرد

تــا کــه طلــوع و غــــروبـــی دیــگــــر بــیایـــند

وبـــاز هـــم گـــذر زمـــان هــا کـــه

بـــــی تــــو مــــــی گــذرد!

مـــــــی گذرد...!

مـــــی گــذرد و بــاز هـــم مـــــی گذرد...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شایدسالهابعد ...


درگذراین پاییزهای گرفته ... وغمیگن ...


کسی درکنجی ازدنیاانتظارم رابکشد


کسی که بی تمناباشد ... ناب باشد ... بی بهانه تاابد!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تنهایی ..



نامِ دیگر پاییز است ،




هرچه عمیق‌تر ،



برگ‌ریزانِ خاطره‌هات بیش‌تر ..
 
  • Like
واکنش ها: A.8

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به دلم قول داده ام


كه هیچ وقت


اسیر هر بیگانه ای نشوم



شاه كلید قلبم را فقط به كسی هدیه میكنم كه



حداقل پا روی قلب شكسته نگذارد
 
  • Like
واکنش ها: A.8

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]از هيچكس انتظاری‌ ندارم[/FONT]
[FONT=&quot]فقط[/FONT]
[FONT=&quot]اگر شد![/FONT]
[FONT=&quot]در اين هجوم سرد تنهايی‌[/FONT]
[FONT=&quot]در اين طوفان تاريكی‌[/FONT]
[FONT=&quot]در اين شب[/FONT]
[FONT=&quot]كه دارد ذره ذره در من رخنه ميكند[/FONT]
[FONT=&quot]برای‌ اين سرگردان[/FONT]
[FONT=&quot]كوچه های‌ شهر[/FONT]
[FONT=&quot]برای‌ اين دل[/FONT]
[FONT=&quot]آرامش آرزو كنيد...![/FONT]
[FONT=&quot]ديگر از هيچكس انتظاری‌ ندارم...[/FONT]
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی[/FONT]...
[FONT=&quot]گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی[/FONT] ...[FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات[/FONT]...
[FONT=&quot]گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که[/FONT]...
[FONT=&quot]گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای[/FONT]...! [FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی[/FONT]...
[FONT=&quot]گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود[/FONT]...
[FONT=&quot]گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید[/FONT]...
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]هـــــی رفیـــق ...[/FONT]
[FONT=&quot]....دنیا دیگه دنیا نیست....!![/FONT]
[FONT=&quot]گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن![/FONT]
[FONT=&quot]به رفتن که فکر می کنی[/FONT]
[FONT=&quot]اتفاقی می افتد که منصرف می شوی...[/FONT]
[FONT=&quot]میخواهی بمانی،[/FONT]
[FONT=&quot]رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی![/FONT]
[FONT=&quot]این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـــــــــــــــم است..[/FONT]
 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خــوشبختــی داشتــن کســی استــــ ...

کــه بیشتــر از خــودش تــــــــو را بخواهــد ...

و ...


بیشتـــر از تـــــــو هیــــچ نخــواهد ......

و تــــــــو برایــش تـــمام زندگـــی بــاشـــی ...

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خداوند

نعمت بزرگي كه به آدم ها داده است
اين است كه
از شنيدن سكوت عاجزند


 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]درزندگی یک مرد مخدری هست بنام زن[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]زنی که دوستش دارد[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]نبودش[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]قهرش[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]دوریش[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]خماری می آوردو آب میکند ابهت مردانه اش را[/FONT][FONT=&quot][/FONT][FONT=&quot][/FONT]
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دنیا را بد ساخته اند …
کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد …
کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری …
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد …
به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند …
و این رنج است …
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]آدمها آنقدر زود عوض می شوند …[/FONT]
[FONT=&quot]آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی[/FONT]
[FONT=&quot]و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …[/FONT]
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]کــاش مَن ديگــری بودم ![/FONT]
[FONT=&quot]مــينشستم روبِـروی خـودم[/FONT]
[FONT=&quot]ســر تــا پـــا گــوش مـيشدم[/FONT]
[FONT=&quot]تــا ببينم حـرف حسابم چيست !؟[/FONT]
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
آنقدر زمین خورده ام که بدانم...
برای برخواستن نه دستی از برون
که همتی از درون لازم است...
اما حالا !
نمیخواهم برخیزم
میخواهم اندکی بیاسایم
فردا بر میخیزم
وقتی که فهمیده باشم
چرا زمین خورده ام ...؟!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
جقدر خوبه یکی باشه
که آروم در گوشت بگه
غصه نخوریها، من هستم
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به سیم آخر ساز میزنم امشب
به کوری چشم دنیا
که ساز مخالف می زند با من
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نگاه ساکت باران روی صورتم دزدانه می لغزد
ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم
به ظاهر گرچه می خندم
ولی اندر سکوتم سخت می گریم
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ناگهان لحظه غربت می رسد
و تو در میابی که چقدر زود دیر شده
به تکاپو می افتی
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خالق من بهشتی دارد
نزدیک، زیبا و بزرگ
و دوزخی دارد
به گمانم کوچک و بعید
و در پی دلیلی است که ببخشد ما را
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نه نمی دانی
هیچکس نمیداند پشت این چهره ی آرام در دلم چه میگذرد
نمی دانی
کسی نمی داند این آرامش ظاهر
و این دل ناآرام
چقدر خسته ام می کند
 
بالا