مشاعرۀ سنّتی

باران 686

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری که مرا یاد کند
دیده ام خیره به ره ماند و نداد
نامه ای تا دل من شاد کند

دعایی گر نمی گویی، به دشنامی عزیزم کن
که گر تلخ است، شیرین است از آن لب هر چه فرمایی
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تو چه دانی، که بر تو نگذشته ست
شب هجران و روز تنهایی

[FONT=&quot]یادمان باشد فردا حتما[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]ناز گل را بکشیم[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]حق به شب بو بدهیم[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]و نخندیم دگر به تَرَک‌های دل هر گلدان[/FONT]
[FONT=&quot]و به انگشت نخی خواهیم بست[/FONT]
[FONT=&quot]تا فراموش نگردد فردا[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT][FONT=&quot] زندگی شیرین است[/FONT]
[FONT=&quot]زندگی باید کرد[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
 

باران 686

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یادمان باشد فردا حتما
ناز گل را بکشیم


حق به شب بو بدهیم


و نخندیم دگر به تَرَک‌های دل هر گلدان
و به انگشت نخی خواهیم بست
تا فراموش نگردد فردا

 زندگی شیرین است
زندگی باید کرد



در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
عیب آن است که بر بنده نمی بخشایی
 

لیمویی

عضو جدید
کاربر ممتاز
معیار دوستان دغل روز حاجت است

قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب
بی پیر مرو تو در خرابات
هر چند سکندر زمانی.......
شب بخیر: )
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
naghmeirani اولین مسابقۀ "مشاعرۀ سنتی دور همی" با جایزه مشاعره 109
Fo.Roo.GH مشاعرۀ شاعران مشاعره 11

Similar threads

بالا