به خدا نميخوام/ كسي رو نا اميد كنم/ ولي من با كنكور سخت بزرگ شدم/ و سخت نامردي ديدم/ و سخت ديدم كه چه پولايي داده شده براي ورود به دانشگاه ها/ و من متاسفانه شاهد همه اينها بودم و باور نكردمو /و روزي باور كردم كه دوست خودمو در دانشگاه تهران ديدم كه با پول دادن دانشجو رشته پزشكي شده/ و تك تك دوستان هركدوم به چه نحوي/ البته خوشحالم كه همه دوستانم پزشك شدن/ به خودمم پيشنهاد شد ولي متاسفانه بماند چه دانستانهايي شد و پشيمون شدم/ من از اول دبيرستان كنكور دادم/ الان حالم از هرچي كنكوره بهم ميخوره/ و هيچ وقت فكر اينو نميكردم يك روزي من رشته مهندسي قبول شوم اونم از نوع گياهش/ چون هميشه متنفر بودم از زيست گياهي/كنكورم قبول شدم مامايي قم يادش بخير كه چقدر حضرت معصومه مرقدش گريه كردم چون از انجايي كه من شانس نداشتم و هميشه به همه ميگفتم من شانس ندارم و مخصوصا پدر و مادرم همش ميگفتن تو توجيه ميكني/ خودشون و بقيه شاهد اين بودن كه رشته مامايي در دانشگاه قم وجود نداره و قبلش گفته بودن كه ما اعلام كرده بوديم حذف بشه/ اره عزيزانم كنكور براي من دقه/ يه ناراحتي بزرگه كه براي هر بار كنكور دادن من انگار چند سال بطور مداوم كار كردم/ همه ميگن شانس وجود نداره / ولي من با تمام اين اتفاقات ميگم كنكور يعني شانس/ درصد خيلي كمي درس خوندن وجود داره/ من شاهد چيزايي بودم كه اينجا شايد جاش نباشه/ بگم و نمگم / شايد اسپم و هرچيزي ازاد باشه ولي متاسفانه نميتونم/ من در خانواده به معصومه با اراده معروفم/
و هميشه انقدر كنكور ميدم شايد شكست وجود داشته باشه ولي من روي اين كنكورو كم ميكنم/ چون ميتونم كم كنم/ برام دعا كنيد اراده ام بيشتر و بيشتر محكم تر بشه/ ممنونم/
و هميشه انقدر كنكور ميدم شايد شكست وجود داشته باشه ولي من روي اين كنكورو كم ميكنم/ چون ميتونم كم كنم/ برام دعا كنيد اراده ام بيشتر و بيشتر محكم تر بشه/ ممنونم/


