مريم دلم واست تنگ شده بود..
ببين من به فكرت بودم .. اما تو ..


کدوم دوتا؟فکر کنم حسابی اون دوتا فرشته ها مشغولتون کرده باشن که محل به ما نمیذارید !![]()

شبت بخیرشبتون بخیر !
کدوم دوتا؟
/QUOTE]
میگن وقتی آدم از زیارت بر می گرده خدا دوتا فرشته براش می ذاره که مواظبش باشن اما با اولین گناه بر میگردند.![]()
چرا زودتر نگفتی....
/QUOTE]
میگن وقتی آدم از زیارت بر می گرده خدا دوتا فرشته براش می ذاره که مواظبش باشن اما با اولین گناه بر میگردند.![]()
کلی غیبت شنوفتم...البته خودم تو بحث نبودما....داشتن صحبت میکردن منم شنیدم.... از این به بعد گوشامو میگیرم
به قوله خواهرام "چای و غیبت" شما که نمی خواستی بشنوی ، خودشون اومدن تو گوشتچرا زودتر نگفتی....کلی غیبت شنوفتم...البته خودم تو بحث نبودما....داشتن صحبت میکردن منم شنیدم.... از این به بعد گوشامو میگیرم
![]()
سلام به همه
تو که همیشه خط خطی هستی !
الان سلام کنم حله؟؟بشوییییییییییییییییییید کو سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
در نزد من شمشیر در مشت
یعنی یک نفر را می توان کشت !

چقدر جای وحید و شعراش خالیه !

میگم مریم خانم من برم بخوابم .امری ندارین ؟؟؟

ای جانم .نههههه غصه نخوریا یه ذره دیگه می مونم . نمدونم چرا هروقت این smile رو می بینم احساساتی می شم .
سلام...
به قوله خواهرام "چای و غیبت" شما که نمی خواستی بشنوی ، خودشون اومدن تو گوشتپس اشکال نداره .



عرضی نیستمیگم مریم خانم من برم بخوابم .امری ندارین ؟؟؟
ای جانم .نههههه غصه نخوریا یه ذره دیگه می مونم . نمدونم چرا هروقت این smile رو می بینم احساساتی می شم .![]()
میسیبابا احساساتی...:دی
خوبی مریم؟سلام الهام
نه خیلی...خوبی مریم؟
چقدر موندی!!ای جانم .نههههه غصه نخوریا یه ذره دیگه می مونم . نمدونم چرا هروقت این smile رو می بینم احساساتی می شم .![]()
چرا گلم؟؟
چیزی شده؟
هرچی که هست ایشالا زودی برطرف شه...نه خانوم گل
چیزی نیست
زیاد فکرشو نکن
چه خبراااااااااااا؟
چه کار میکنی؟؟؟؟؟
خو ش میگذره؟
ترم تابستون گرفتی؟
من که 6 واحد گرفتم با هدف هلاک کردن خودم تو ماه رمضون![]()
نزدیک نیست...یه نیم ساعت 45 دیقه ای تو راهم.... به خاطر همین گفتم قصد هلاک کردن خودمو دارم...منم از اون بد گرماییها و همیشه تشنه ها...هرچی که هست ایشالا زودی برطرف شه...
خوبه...خوشیم!!
دانشگاه ما ترم تابستون نداره...فقط تابستون نیمسال چهارم عملیات کشاورزی داریم
دانشگاهت به خونتون نزدیکه؟

آهان!!نزدیک نیست...یه نیم ساعت 45 دیقه ای تو راهم.... به خاطر همین گفتم قصد هلاک کردن خودمو دارم...منم از اون بد گرماییها و همیشه تشنه ها...![]()
آهان!!
من 15دقیقه تا مترو...45دقیقه مترو تهران...45دقیقه مترو کرج...10دقیقه تا دانشگاه راه دارم
منم همیشه تشنه ام...

مرسیییییییی...خوب بخوابیاوووووووه... من از همین 45 دیقه راه واقعا خسته شدم.. تو چی میکشی....
الهام جان با اجازت برم بخوابم...چشام انگار خواب رو پیدا کردن....
مراقب خودت باش
تو هم نمازتو بخون و بخواب...شب بیداری خوب نیست...منم دارم سعی میکنم یهویی دیگه نیام نت تا شب بیداری بیهوده نکشم....
شبت و روزت بخیر شادی گلم![]()
کی؟؟؟
نگهبان چی؟؟؟
بیوگرافی بده ببینم
سلام .صبح نزديك به ظهرتون بخير
سلام الهه
جا ما 1ساعتی زودتر از شما ظهر میشه
چطور ؟مگه تو كجايي؟؟؟
مِشَد
ا مگه تو بچه مشهدي ؟؟ اصلا نيدونستم !!!!