آقا سعید سلاممی دونی این روزها سرت خیلی شلوغه
مراقب باش توی گرما
البته ما هم دست کمی از گرمای شما نداریم ها
کجایی بابا

آقا سعید سلاممی دونی این روزها سرت خیلی شلوغه
مراقب باش توی گرما
البته ما هم دست کمی از گرمای شما نداریم ها

آقا سعید سلام
کجایی بابا![]()
نه بابا شلوغی کجا بودمی دونی این روزها سرت خیلی شلوغه
مراقب باش توی گرما
البته ما هم دست کمی از گرمای شما نداریم ها
نه بابا شلوغی کجا بود
گرما منو از پا دراورده
نه بابا شلوغی کجا بود
گرما منو از پا دراورده
کی؟؟؟خوب دوستان شب بخیر
این نگهبان منوکچل کرد برم تا دادش درنیومده دوباره
![]()
احساس میکنم اوضاع همه مثل منه...چرا؟ انگار ویروسه..همه گیر شده... با هر کی حرف میزنم بد تر از منه.... اه
کسی نیست ؟![]()
ببخشید وسط پرواز بودم . با هردو!
با مریمی یا پویان ؟
با مریمی یا پویان ؟
گفته باشم من نیستم...به احتمال زیاد با پویانه که هستش
فکر کنم حسابی اون دوتا فرشته ها مشغولتون کرده باشن که محل به ما نمیذارید !
گفته باشم من نیستم...به احتمال زیاد با پویانه که هستش

به کجا ميرسند!
اين خطوطِ بي سرانجام
از اين شاخههايِ تُهيِ دستهام
و ...
کوتاه ميشوند شمعها و
شب تمام نميشود از ما و
چه بوسهها که گم ميشوند ميانِ حرفها و
صبح،
آفتاب، به شکلِ تو در مي آيد، مثل ماه!
رام کردن آبها
نه به سويِ اين کويرِ تفتيده
که باران و رود
راه خود را ميروند و
درختها، زنجيريِ ريشههايِ تهيدستِ خويشاند.
رام کردنِ آبها را نه،
تيزيِ تبرم آرزوست.
فالم را نه...
دستم را بگير!