لعنت به من كه ساده بريدم....لعنت به من كه دردتو نديدم
لعنت به من كه پاي تو نموندم....لعنت به من كه قلبتو شكوندمروياي تو شده جدايي از من....همنفسم بيا بمون پيش منخودت ميدوني كه سهم ما نيست....جداي و بريدن و شكستنچشماي من پر از اشك شب و روز....حق ميدم بهت تو اتيش عشق من نسوزبرو با مردي كه تو روياهاته....ولي بدون قلب منم باهاتهروياي تو كابوس شب هاي من....دليل خنده هات حرف دل منميخواي بري ،برو كنار اون كه....حرفاش دروغه گل تنهاي من
من
اسيرم به افسون كلمات
و اگر نيايی......
روزي هزار مرتبه خواهم مرد
ميترسم ببيني لكنت زبانم را
رها كني خودت را از واژههايم
ميترسم
خط زده باشی اسمم را...
روزها زیبایند
خرده تلنگری به شعر
نفس در هوای خواستن تو
و هر روز،
نخستین نشانه حضورت
لبخند خواهش،
بر لبان ثانیهها مینشاند.
عشق
و زیستن در هوای تو
خوشبختی فریبندهای است
زندگی را دوست دارم.
[FONT=arial,helvetica,sans-serif]دختر بودن تاوان دارد...
بزرگ میشوی
عاشق میشوی
دل میبندی
تنت را برایش عریان میکنی
نه از روی هوس
بلکه از روی عشق
وقتی دلش را زدی میرود...
و تو میمانی و خودت...
آن زمان تو یک هرزه ای و او کمی دختر بازی کرده...[/FONT]