دلم خیلی گرفته ...

maral55

مدیر بازنشسته
آخ گفتي كه منم بعضي وقتا دلم اينقدر ميگيره ولي هيچ كس نيست كه بهش بگم .
اوه خداي من ، وقتي آدم دلش ميگيره كي جز تو به دادش ميرسه ؟

من فکر می کنم خدا تازگی ها سرش شلوغ شده یا دیگه حوصله منو نداره
 

پرندیس

کاربر بیش فعال
آخ گفتی...منم اونقدر الان دلم گرفته که می خوام داد بزنم....زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت.حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی.جدایی سخت است نه به سختی انتظار....امیدوارم خدای خوبم جواب همه دل گرفته ها رو بده....
 

archi_arch

مدیر بازنشسته
اینقدر گفتین دلم گرفته منم دلم گرفت خوب چه تونه بابا من یه امروز حالم خوب بود که اونم............:crying2:
 

archi_arch

مدیر بازنشسته
چرا هیچ کی اینجا هیچی نمیگه الان حداقل 5-6 نفر on هستن ولی اینقدر تالار ساکته که نگو!!!!خوب یه چیزی بگین توروخدا!!!!!!!!!!
 

Matrix

عضو جدید
:w04::w04:

مارال جان تو همچين وضعيتي نبودم تا حالا و نميدونم چي بايد بگم ... ! ولي اينو ميدونم كه دلايل خيلي زيادي هست كه باعث بشه دل آدم بگيره . هيچ آدمي هم تا چندين بار اينو تحمل نكنه از دنيا نميره !

به هر حال اينم مي گذره . مهم اينه كه چطوري بگذرونيش !

قوي باش مدير !


فكر ميكنم همين جا بتونه جاي مناسبي باشه براي اينكه همه ي دلتنگها بيان اينجا و صادقانه (مثل شما) مشكلات رو بگند تا دوستان با حرفايي كه ميزنند شايد باعث آرام تر شدن'شون بشند .

یه نفر که خیلی دوستش داشتم دیگه نیست.خیلی دلم میگیره چند روزه مخصوصا شبا
همش اشکام خود به خود میریزه




من فکر می کنم خدا تازگی ها سرش شلوغ شده یا دیگه حوصله منو نداره



:(
مارال جان حتمآ صلاحی توش بوده

درسته !!!


-------------

 

archi_arch

مدیر بازنشسته
نمی فهمم اگر قراره که جدایی باشه چراا اصلا آشنایی هست
متنفرم از جدایی متنفرم از هر چی خداحافظیه

متنفرم از این بغضی که گلوم رو فشار میده
مارال عزیزم فکر نمی کنی همین که یه همچین کسی رو تا الان داشتی یه نعمت بزرگ بوده؟
این خودش بزرگترین هدیه ی خدا بوده که حداقل همچین کسی تو زندگیت بوده!اگه از این به بعد خودش نباشه حداقل خاطره اش باهات میمونه تا ابد و تا هر وقت که بخوای.اشنایی هست چون ازش یه خاطره به جا میمونه عزیزم.هیچ چیزم تو این دنیا موندنی نیست.
فکر کن اگه جای کسی بودی که حتی این رو هم نداشت چی؟
:cry:
 

PostModern

عضو جدید
دل من باز چو نی می نالد

ای خدا خون کدامین عاشق

باز در چاه چکید




سایه
 

PostModern

عضو جدید
بود آیا که در میکده ها بگشایند

گره از کار فروبسته ما بگشایند
 

nino

مدیر بازنشسته
من فکر می کنم خدا تازگی ها سرش شلوغ شده یا دیگه حوصله منو نداره
:w20:
يعني ممكنه خدا ما رو فراموش كنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من كه اينطور فكر نمي كنم .
مگه نمي گن خدا در دلهاي شكسته است .
 
آخرین ویرایش:

maral55

مدیر بازنشسته
:w04::w04:

مارال جان تو همچين وضعيتي نبودم تا حالا و نميدونم چي بايد بگم ... ! ولي اينو ميدونم كه دلايل خيلي زيادي هست كه باعث بشه دل آدم بگيره . هيچ آدمي هم تا چندين بار اينو تحمل نكنه از دنيا نميره !

به هر حال اينم مي گذره . مهم اينه كه چطوري بگذرونيش !

قوي باش مدير !


فكر ميكنم همين جا بتونه جاي مناسبي باشه براي اينكه همه ي دلتنگها بيان اينجا و صادقانه (مثل شما) مشكلات رو بگند تا دوستان با حرفايي كه ميزنند شايد باعث آرام تر شدن'شون بشند .

ممنون عزیزم سعی می کنم قوی باشم ولی این موضوع برام خیلی شوکه کننده بود خیلییییییی
هنوز باورم نمیشه:cry::cry:
کاش هیچ وقت ندیده بودمش
 

maral55

مدیر بازنشسته
مارال عزیزم فکر نمی کنی همین که یه همچین کسی رو تا الان داشتی یه نعمت بزرگ بوده؟
این خودش بزرگترین هدیه ی خدا بوده که حداقل همچین کسی تو زندگیت بوده!اگه از این به بعد خودش نباشه حداقل خاطره اش باهات میمونه تا ابد و تا هر وقت که بخوای.اشنایی هست چون ازش یه خاطره به جا میمونه عزیزم.هیچ چیزم تو این دنیا موندنی نیست.
فکر کن اگه جای کسی بودی که حتی این رو هم نداشت چی؟
:cry:

ممنون دوستم

اون خودش خواست که بره من هنوز موندم که چرا

برای من خیلی با ارزش بود همه چیزم بود امیدم بود تکیه گاهم بود مرهمم بود:cry:

بی خبرم رفت
 

maral55

مدیر بازنشسته
تو بگو جز تو کدوم رود ناجی لب تشنگی بود
جز تو آغوش کدوم باد سایه گاه خستکی بود

بی تو باید بی تو باید تا نفس دارم ببارم
من برای گریه کردن شونه هاتو کم میارم

شهیار
 

PostModern

عضو جدید
هیچ وقت به این صراحت حرف دلت رو بین جمع نزن ! محرم دل تو فقط همونی بوده که رفته ! حیفه که ازش بگی !!! عشق هرقدر عمیقتر باشه بیشتر در اعماق دل آدم باقی می مونه . و بقیه نسبت بهش نامحرمتر میشن ! ممکنه سعی کنن دلداریت بدن ولی خودت هم حس میکنی که هیچ چیزی جای خالی یارت رو برات پر نمیکنه ! پس با همه دلت این قصه رو حس کن و دنبال تسکین دادنش نباش . این رو بهت گفتم چون حس میکنم الانه که دلت تیکه تیکه بشه . فعلا نگهش دار . بدبختانه برای این زندگی بهش احتیاج داری . و بعد فکر کن و حس کن و احساس کن که چی شد که رفت ؟ ( عاشق جایی نمیره . پس یا در عشق شک کن و یا بگرد دلیلش رو پیدا کنی ) . بعد هم اگر دیدی که واقعا همونجوری که تو حس میکنی اون هم باهات دلی داره که بی تو نمیزنه اونوقت یا برش گردون یا تو برو پیشش . چه رفته باشه یک کوچه اون ورتر و چه رفته باشه کره مریخ . عاشق نباید جدای از معشوقش زندگی کنه . وگرنه تبدیل میشه به یک جسد متحرک .

عمر که بی عشق رفت هیچ حسابش مگیر

ضمنا عاشقی شجاعت میخواد . اگر عاشق هم بودین حالا هم از دستش نده

( به جای غصه خوردن سعی کن قلبت رو و مغزت رو به کار بندازی و ببینی باید چیکار کنی )
 

PostModern

عضو جدید
گفتم که . اگر واقعا عاشق هم باشن اونوقت رفتن معنایی نداره . مگر اینکه دلیل خاصی داشته باشه . و چون من دلایل غیر دلی رو در مقابل خواسته های دل خیلی بی ارزش میدونم برای همین گفتم که بره دنبال قلبش ...
 

maral55

مدیر بازنشسته
هیچ جا نمی تونم بگم اکه اینجا هم نگم دلم می ترکه
جایی که اون رفته من نمی تونم برم.

چون نمی خواد که من برم حتی نمی دونم دقیقا کجاست نمی خواد من ببینمش نخواست که ببینمش که بی خبر رفت.

نمی دونم چرا اومد و چرا رفت چرا کاری کرد که باور کنم عاشقم چرا اونهمه عاشقم کرد
چرا کار های رو برام کرد که هیچ کس نمیکنه

تو ایینه چشمم هنوزم عکس تو پیداست
از بس که هر روز هی گریه کردم اشکام یه دریاست.
 

maral55

مدیر بازنشسته
منظورم این بود که اگر واقعا عاشق همدیگه هستن نباید چیزی باعث جدائیشون بشه !

من عاشقش بودم نمی دونم اون بود یا نه

ولی کارهای رو برام کرد که هیچ عاشقی برای عشقش نکرده شاید فقط پدر و مادر برای فرزندشون میکنن

ولی این آخری هم کاری بود که هیچ کس نکرد........
 

maral55

مدیر بازنشسته
هیچ وقت به این صراحت حرف دلت رو بین جمع نزن ! محرم دل تو فقط همونی بوده که رفته ! حیفه که ازش بگی !!! عشق هرقدر عمیقتر باشه بیشتر در اعماق دل آدم باقی می مونه . و بقیه نسبت بهش نامحرمتر میشن ! ممکنه سعی کنن دلداریت بدن ولی خودت هم حس میکنی که هیچ چیزی جای خالی یارت رو برات پر نمیکنه ! پس با همه دلت این قصه رو حس کن و دنبال تسکین دادنش نباش . این رو بهت گفتم چون حس میکنم الانه که دلت تیکه تیکه بشه . فعلا نگهش دار . بدبختانه برای این زندگی بهش احتیاج داری . و بعد فکر کن و حس کن و احساس کن که چی شد که رفت ؟ ( عاشق جایی نمیره . پس یا در عشق شک کن و یا بگرد دلیلش رو پیدا کنی ) . بعد هم اگر دیدی که واقعا همونجوری که تو حس میکنی اون هم باهات دلی داره که بی تو نمیزنه اونوقت یا برش گردون یا تو برو پیشش . چه رفته باشه یک کوچه اون ورتر و چه رفته باشه کره مریخ . عاشق نباید جدای از معشوقش زندگی کنه . وگرنه تبدیل میشه به یک جسد متحرک .

عمر که بی عشق رفت هیچ حسابش مگیر

ضمنا عاشقی شجاعت میخواد . اگر عاشق هم بودین حالا هم از دستش نده

( به جای غصه خوردن سعی کن قلبت رو و مغزت رو به کار بندازی و ببینی باید چیکار کنی )


اون نمی خواد من برم نمی خواد من ببینمش :cry:
چه کار می تونم بکنم؟شاید این نشون میده که عاشق نبوده ..........
 

nino

مدیر بازنشسته
اون نمی خواد من برم نمی خواد من ببینمش :cry:
چه کار می تونم بکنم؟شاید این نشون میده که عاشق نبوده ..........

آه مارال جان اميد وارم كه اونم عاشقت باشه و دليلي خوبي براي رفتنش داشته باشه .
خدا هيچ كس رو دچار عشق يك طرفه نكنه كه فقط عذاب . عشق يك طرفه آدم رو داغون ميكنه ،‌ نابود ميكنه . واي وحشتناكه :crying2:
 

melika

عضو جدید
باید نگفت غصه دردی که گفتنی است
تا عشق در تصزف دلهای آهنی است

اینجا ÷در برای ÷سر یک غریبه است
این شهر خفته شهر ÷درهای ناتنی است

ارزانی سخاوتتان ما نخواستیم
صبحی که با اجازه شب غرق روشنی است.
 

PostModern

عضو جدید
من عاشقش بودم نمی دونم اون بود یا نه

ولی کارهای رو برام کرد که هیچ عاشقی برای عشقش نکرده شاید فقط پدر و مادر برای فرزندشون میکنن

ولی این آخری هم کاری بود که هیچ کس نکرد........

آهان . گرفتم چی شد . الان بهت میگم
 

Similar threads

بالا