برای تو می نویسم

وضعیت
موضوع بسته شده است.

baran72

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
وقتی در تنهایی شبها برایم قصه شیرین
فردا را میخوانی، چگونه بی تو بودن را باور کنم؟
زمانی که محتاج ظرفی آرامشم، چگونه جای
خالی مهربانت را پذیرا باشم؟
وقتی که هستی و هستی ام را جلا می دهی
چگونه رفتنت را تحمل کنم؟
ای کاش روزها هم مهربان بودند،
ای کاش زمان با ما سر سازگاری داشت،
ای کاش گذر عمر در محرابی از سرعت
روزهای بی رحم جدایی را می پیمود،
ای کاش . . .
ای کاش در تمامی این لحظه ها در کنارم
می ماندی تا طعم تلخ این گذران برایم شیرین تر می شد.
گاهی احساس میکنم میتوان سبکتر شد،
آرام بال گشود و آهسته در آسمان عشقی پرواز کرد که ترا تا مقصد محبوب بال و پر میدهد....
اما ای کاش آسمان هم مهربان تر بود.....
 

ESPEranza

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
میخوانم ارام نامت را
تا شاید قاصدک به گوشت برساند
که چقدر دوستت دارم
کمی در حوالی دلم
بنشین تا بشنوی صدای بی قراری دلم را
تا بشنوی
صدای تپشهای قلبی
را که به خاطر تو میتپد
 

ESPEranza

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ﺍﯾــﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ . . .

ﻫـﻤــﻪ ﭼـﯿــﺰ ﺗﻘـﺼـﯿـــﺮ ﺗـــﻮﺳـــﺖ !

ﺍﮔـــﺮ ﺑــﻮﺩﯼ . . .

ﻫـﯿـــﭻ ﮐــﺴﯽ ﻧﻤـﯽ ﺗــﻮﺍﻧـﺴــﺖ ﺍﯾﻨــﻘـﺪﺭﻧﺒــﻮﺩﻥ ﻫــﺎﯾـــﺖ ﺭﺍ . . .

ﺑــﻪ ﺭﺥ ﻣـــﻦ ﺑـﮑﺸــﺪ !ﺗـــﻮ ﻋـﺸــﻖ ﺭﺍﺑــﻪ ﺷــﺎﯾـﻌـﻪ ﺗــﺒﺪﯾـﻞ ﮐــﺮﺩﯼ . . .


 

maryam**n

عضو جدید
اگر از من بپرسی که تا چه زمانی با تو خواهم ماند...
جوابم این است: نمی دانم...
زیرا واقعا نمی دانم کدام یک طولانی تر است؟!

تا ابد یا برای همیشه ​...
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اگر از من بپرسی که تا چه زمانی با تو خواهم ماند...
جوابم این است: نمی دانم...
زیرا واقعا نمی دانم کدام یک طولانی تر است؟!

تا ابد یا برای همیشه ​...

چقدر امروز من شکسته ام... می خوام از دست تو بگريم تا برسم به اوج ابرا... دیگه حتی چشمامم کم آوردن توی این هجوم اشکا...
می دونی؟! راحته مردن... اما وقتی موندی دیگه تو باید بجنگی...
چرا حتی لحظه ها سنگین شدن.؟! همون دقایقی که با تو حتی یه لحظه هم نبودن.
سینه ی سنگین و پر غصه ی من... پر بغضه... تو کجا و دستای خالی و سرد من کجا..؟!
هی ! بیا ! کوچه ی این دل تنگه اما خالی از صدای پات..سرده اما منتظر برای هرم گرمای نفسهات.
کاش می شد فقط خوبی ها و لحظه های خوب و پرخاطره با تو بمونه تو خاطرم.
اگه کوچت بی صدا بود... ولی تا دلت بخواد گریه های من پر فریاد بود و هق هق. من تنها من خسته... هر چی باشم عاشق تو... قلبمو با هر دو دستم می ذارم سر راهت.
یه روزی شاید بمونی با دلم. تا از همه خستگی هام هیچی نمونه، بدم به باد و بزنم فریاد.
شاید که تو تا همیشه باشی پیشم.
من تنها، من خسته، پر دردم، پر غصه.
می دونم که تو می تونی و فقط خودت می تونی دستامو تو دست بگیری ببری تا اوج ابرا.
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پــــلاک
کوچـــه ، حـــتــــی آدرس
خانـــــه ام را عـــــوض کــرده ام
چه فایــــده ،
یــــاد تــــــــــــــو
در پــــرت تــــرین خیـــابـــان های
این شـــهــــر هـــم مـــــرا به راحــتــی
پـــیــــدا می کـــنـــد….

 

maryam**n

عضو جدید
بگذار هر کسی هرچه دوست دارد بگوید...
مهم این است که تو عزیز منی...
و من از تمام خوبی ها و بدی های این دنیا فقط تو را می خواهم...
اگرچه نه اسمت کنار اسم من است...
نه سقفت هم سقف من...
و نه دستانت در دستان من...
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
یاد گرفته ام حتی وقتی نیستی
خودم را با خیال بودنت مشغول کنم
همین میشود که
همیشه مشغول دوست داشتنت هستم حتی وقتهایی که
تو مرا فراموش میکنی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
کمی در میان این همه لحظه بنشین
کمی نزدیک تر بیا
ان وقت ان لحظاتی که
دلتنگ میشوم را میتوانی ببینی
 

S&M R

عضو جدید
کاربر ممتاز
خوبم !

باور کنید اشک ها را ریخته ام…
غصه ها را خورده ام
خالی ام از خشم ، دلتنگی، نفرت…
و حتی از عشق… خالی ام از احساس…
 

ESPEranza

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بـاختم تـا دلـخـوشـت کـنم !!!

بدان که برگ برنـده ات سـادگـیـم نبود !

دلــم بـود لعنتــی !!!

 

maryam**n

عضو جدید
سه چیز را دوست دارم...
دوستی به شرط پایبندی...
عاشقی به شرط عقل...
و تو ... که شرط نمی شناسی...
 

parla_69

کاربر فعال تالار هنر ,
کاربر ممتاز
تا دنیا دنیاس محل سکونتمو سفت میگیرم
 

ESPEranza

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نیــازی بـه انتــقام نیـست !
فـقط مـنتظر بـمان ..
آنـها کـه آزارت مـی دهند ..
سرانـجام بـه خـود آسیـب مـی زنند ..
و اگـر بـخت مـدد کنـد ..
خــداوند اجـازه مـی دهد تماشاگرشان باشــی …!
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا