آشنايي بيشتر روانشناسان عزيز (اسپمدونی)

aliiagh

عضو جدید
هه هه ... اتفاقا همیشه من دوست داشتم برم سربازی.. :w42: :d


اتفاقا منم خیلی دوس داشتم دخمل باشم تا از کلی جهات خیالم راحت باشه (یکیش همین سربازیه ) ولی حالا که پسمل از آب در اومدیم باید با شرایط زندگی اینجوری باشیم. :neutral:
 

Sogol1681

مدیر تالار روانشناسی
مدیر تالار
کاربر ممتاز
اتفاقا منم خیلی دوس داشتم دخمل باشم تا از کلی جهات خیالم راحت باشه (یکیش همین سربازیه ) ولی حالا که پسمل از آب در اومدیم باید با شرایط زندگی اینجوری باشیم. :neutral:

نه... ببین.. من توی این جایگاه خودم... و از اینکه دخــتـرم خــــــــــــــــــیـــلـی راضی هستم.... و خدا رو شکر که دخترم...:d
اما کار دله دیگه.. چه میشه کرد.. دلم می خواست منم برم سربازی همین... :huh: :d
 

M o R i S

مدیر تالار حسابداری
مدیر تالار
کاربر ممتاز
نه... ببین.. من توی این جایگاه خودم... و از اینکه دخــتـرم خــــــــــــــــــیـــلـی راضی هستم.... و خدا رو شکر که دخترم...:d
اما کار دله دیگه.. چه میشه کرد.. دلم می خواست منم برم سربازی همین... :huh: :d

سلام

خانم دکتر چرا ما انسانها وقتی از ی چیزی محروم هستیم عطشمون بیشتره ...!!؟

پسرا از سربازی بیزارن چون مجبورا برن

شما دوست دارین چون نمی تونید برین

البته این تو اکثر مسائل دیگم صدق میکنه ...
 

aliiagh

عضو جدید
سلام

خانم دکتر چرا ما انسانها وقتی از ی چیزی محروم هستیم عطشمون بیشتره ...!!؟

پسرا از سربازی بیزارن چون مجبورا برن

شما دوست دارین چون نمی تونید برین

البته این تو اکثر مسائل دیگم صدق میکنه ...


کاملا درسته= that"s true = انک الصواب
 

aliiagh

عضو جدید
نه... ببین.. من توی این جایگاه خودم... و از اینکه دخــتـرم خــــــــــــــــــیـــلـی راضی هستم.... و خدا رو شکر که دخترم...:d
اما کار دله دیگه.. چه میشه کرد.. دلم می خواست منم برم سربازی همین... :huh: :d


بله. حق با شماست. کار دل رو نمیشه باهاش کاری کرد مگر اینکه جناب دل رو بزاریش تو همون شرایط مورد درخواست دل بعد به آقا یا خانوم دل بگیم : <حالا باز هم میخوای یا نه ؟ دفع دیگه کف گرگی تو کارت میارم تا چیزی نخوای >
:biggrin: :w08::w43:

:w47:
 

M o R i S

مدیر تالار حسابداری
مدیر تالار
کاربر ممتاز
حالا بزارید فکر کنیم دختر ا برن جبهه :ی

نیلوفر اون پسره رو بکش ,نه خوشگله گناه داره !
سارا خشاب ها رو پر کن ,وایسا لاکم خشک شده
نازنین چرا شلیک نمیکنه ,صبر کن موهام ببندم
مریم فردا داریم میریم خط مقدم , ای وای من چی بپــــوشــــم :huh::D
 

aliiagh

عضو جدید
حالا بزارید فکر کنیم دختر ا برن جبهه :ی

نیلوفر اون پسره رو بکش ,نه خوشگله گناه داره !
سارا خشاب ها رو پر کن ,وایسا لاکم خشک شده
نازنین چرا شلیک نمیکنه ,صبر کن موهام ببندم
مریم فردا داریم میریم خط مقدم , ای وای من چی بپــــوشــــم :huh::D



:biggrin: :d :thumbsup2:
 

Sogol1681

مدیر تالار روانشناسی
مدیر تالار
کاربر ممتاز
سلام

خانم دکتر چرا ما انسانها وقتی از ی چیزی محروم هستیم عطشمون بیشتره ...!!؟

پسرا از سربازی بیزارن چون مجبورا برن

شما دوست دارین چون نمی تونید برین

البته این تو اکثر مسائل دیگم صدق میکنه ...

بله دیگه.. آدمی زاد سیری ناپذیره... از هرچیزی منعش کنید بیشتر به سمتش کشیده میشه.. !
این مبحثی رو که شما فرمایش کردید بحثش خیلی مفصله و از حوصله همه، خارج... و وقتش هم نیست؛ من عرض کردم دلم می خواد.. نه اینکه صد درصد می خوام!!!! یعنی اگه نمیشه و امکانش هم نیست.. خب نشه... ! اما اگه امکانش می بود ... چه خوب می شد.. همین...:smile:

ولی خب.. انسان روحا طالب بی نهایت آفریده شده... وقتی هم كه‏ خواسته‏های روحی در مسیر مادیات قرار گرفت به هیچ حدی متوقف نمی‏شه؛ و رسیدن به هر مرحله‏ای میل و طلب مرحله دیگه رو در اون به وجود میاره...! اما به قولی اینكه میگن.. كه "الانسان حریص علی ما منع منه" به نظرم کاملا درسته... خب یعنی انسان به چیزی حرص می ورزه که هم از اون ممنوع بشه و هم به سمتش تحریک بشه...!!! یعنی خواستن و تمنای چیزی رو در وجودش بیدار کنن، بعد هم اون فرد رو منع بکنن و مانع ش بشن...!! بنظرم اگه امری اصلا عرضه نشه... یا کمتر عرضه بشه..اون حرص و ولع ما هم نسبت بهش خب طبیعتا کمتر میشه و نادیده میگیریم... یعنی زیاد هم بهش فکر نمیکنیم.. در حد خیلی سطحی و کم.... درست مثل من.. خب سربازی رفتن رو دوست دارم.... اما فقط در حد یه دوست داشتنه ساده ست... همین... :دی ;)

حالا بزارید فکر کنیم دختر ا برن جبهه :ی

نیلوفر اون پسره رو بکش ,نه خوشگله گناه داره !
سارا خشاب ها رو پر کن ,وایسا لاکم خشک شده
نازنین چرا شلیک نمیکنه ,صبر کن موهام ببندم
مریم فردا داریم میریم خط مقدم , ای وای من چی بپــــوشــــم :D
:huh:دیگه دارین بی انصافی می کنید... دخترا رو خیلی دست کم گرفتید... اینطوریام که می گید نیست... ولی جالب بود.. کلی خندیدم...:D
 

Sogol1681

مدیر تالار روانشناسی
مدیر تالار
کاربر ممتاز
بله. حق با شماست. کار دل رو نمیشه باهاش کاری کرد مگر اینکه جناب دل رو بزاریش تو همون شرایط مورد درخواست دل بعد به آقا یا خانوم دل بگیم : <حالا باز هم میخوای یا نه ؟ دفع دیگه کف گرگی تو کارت میارم تا چیزی نخوای >
:biggrin: :w08::w43:

:w47:
یاده یه روایت از امام خمینی افتادم...
به خاطر دارم؛ چند ساله پیش یه جا خوندم که توی گرمای تابستون مرحوم امام روی تخت توی حیاط خونه شون نشسته بودن و هوس یه هندونه خــــــــنک و قرمز کرده بودن...
خلاصه اینکه ظاهرا اعضای خونه براشون هندونه ه رو میارن.. امام هم میگن نمک هم می خوام.. وقتی نمکدون رو میدن دست شون.. به هندونه کلی نمک می پاشن... و بعد هم نوش جان می کنن... :دی بعد به شیکم خودشون میزنن میگن تا تو باشی دیگه بیخودی هوس چیزی رو نکنی.... !!! :huh:


پ.ن: دقیق یادم نیست که توی چه کتابی خوندم... اما واسم جالب بود... !

 

Sogol1681

مدیر تالار روانشناسی
مدیر تالار
کاربر ممتاز
باشه.
خب من 21 سالمه و ترم 7 هستم.اصلا اهل دوستی و این برنامه ها نبودم.همه جوره هم پا حرف بزرگترام ایستادم اما حالا...
راستش ی خواستگار اومده ک خانوادم خیلی راضین و من هم انصافا دلیلم خیلی احمقانست برای رد کردنش اما من نمیخوام این اتفاق بیفته.چند وقته با بابام کم صحبت میکنم هر دو مون عصبی هستیم و من حس میکنم رابطمون همینطور داره بدتر و بدتر میشه.نمیخوام خانوادم با هام سرد باشن چکار کنم؟؟چ دلیلی بیارم ک هممون مث قبل بشیم؟؟؟

سلام دوست خوبم... :smile:
توی این یک هفته سرم خیلی شلوغ بود... منتظر هم بودم که خودتون تشریف بیارید خصوصی با هم صحبت کنیم.... که تا بدین لحظه خبری هم از شما نشد..!

عزیز دلم... ازدواج که اینقدر ترس نداره که ازش فرار می کنی! میدونید شما دقیقا مثل چه کسی هستید؟ مثل کسی که از شیشه میترسه چون اینقدر بهش گفتن دست بزنی دستت میبره دستت قطع میشه انگشتت کَنده میشه.. که اصلا حقیقت قضیه و فلسفه شیشه رو فراموش کرده و فقط ازش میترسه.

راستی شما دیگه بچه 21 ساله نیستید!! پدر مهربونتون هم اگر اصرای میکنن شاید دیگه روزی که تو بخوای اونها دیگه حوصله نداشته باشن... یا خدای ناکرده... ! ... سعی کن آینده رو ببینی چون هر چقدر هم چشماتو ببندی یا سرتو پایین بندازی زمان تو رو به جلو و به سمتش هول خواهد داد.

گلم 21 سالگی بهترین زمان برای ازدواج هست.. دیگه بچه نیستی... و درست هم نیست که مثل دختر بچه های 14.. 15 ساله فکر کنید.. تا سختی نکشی طعم شیرینی رو درک نمی کنی... ! اینو بدون که همیشه سخت ترین لحظات، بهترین و شیرین ترین خاطرات رو رقم می زنن.. پس نترس.. به خدا توکل کن و اهدافت رو درنظر بگیر.. ببین چی میخوای.. و بعد با گام های محکمه محکم قدم بردارو به سمت جلو برو... البته منظور من این نیست که حتما این کِیس، مناسب تون هست.. منظور و دید من به این قضیه کلی هست..

بد نیست یکم بیشتر و پخته تر فکر کنی... توی خصوصی مفصل براتون صحبت کردم... پس اونور می بینمتون....

شاد باشی دوست خوبم... http://www.www.www.iran-eng.ir/images/icons/icon_gol.gif
 

self.f_t_m990

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن ,
کاربر ممتاز
میشه بپرسم کجای سربازی دوست داشتنیه؟ بابا کیف دنیا رو واسه خودت بکن. سربازی چیه؟
کار دله دیگه...:)سربازی آخرشه
نه... ببین.. من توی این جایگاه خودم... و از اینکه دخــتـرم خــــــــــــــــــیـــلـی راضی هستم.... و خدا رو شکر که دخترم...:d
اما کار دله دیگه.. چه میشه کرد.. دلم می خواست منم برم سربازی همین... :huh: :d

;)
 

self.f_t_m990

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن ,
کاربر ممتاز
سلام
خوبیم خدا را شکر
خوش نیستیم
خبر زیاده از انتخاب واحد دانشگاه ها تا بازگشایی مدارس و شوراها تا شهردار شده قالیباف و...
خوبید ؟
خوشید ؟
سلامتید ؟

چه خبرا؟

ما نیز به مثال شما :lol:
 

Similar threads

بالا