نتایح جستجو

  1. mahdi271

    [IMG] این کیک تولد من هست ببر بده به امیر علی و سماء جونم

    [IMG] این کیک تولد من هست ببر بده به امیر علی و سماء جونم
  2. mahdi271

    [IMG] شمع هاش رو فوت کردم هر چقدر خواستی از این کیک بخور

    [IMG] شمع هاش رو فوت کردم هر چقدر خواستی از این کیک بخور
  3. mahdi271

    [IMG] اینم کیک تولدم برای مریم جون گل هر چقدر خواستی از روش بردار

    [IMG] اینم کیک تولدم برای مریم جون گل هر چقدر خواستی از روش بردار
  4. mahdi271

    همین که به یادم بودی یه دنیا برام ارزش داشت. واقعا خوشحال شدم آخه خیلی کم پیش میاد کسی روز تولدم...

    همین که به یادم بودی یه دنیا برام ارزش داشت. واقعا خوشحال شدم آخه خیلی کم پیش میاد کسی روز تولدم رو به من تبریک بگه حتی خانواده من. برای همین واقعا جا خوردم و خوشحال شدم. ممنونم ازت.
  5. mahdi271

    تا حالا کسی به شما گفته خیلی ماه هستی؟ اگه گفته جدی نگیر چون داشته سر به سرت میزاشته. اینم شوخی...

    تا حالا کسی به شما گفته خیلی ماه هستی؟ اگه گفته جدی نگیر چون داشته سر به سرت میزاشته. اینم شوخی بود. خیلی ماه هستی.
  6. mahdi271

    سلام مریم جان خوبی خانمی؟ ممنونم ازت اما فردا تولد من هست اما به هر حال ممنونم از اینکه به فکر...

    سلام مریم جان خوبی خانمی؟ ممنونم ازت اما فردا تولد من هست اما به هر حال ممنونم از اینکه به فکر من بودی. یه دنیا ازت ممنونم و ایشالا بتونم برات جبران کنم.
  7. mahdi271

    سلام ممنونم عزیزم اما بخدا رای دادم من اگه میتونستم حتما به شما رای میدادم. شرمنده عزیز. بابت...

    سلام ممنونم عزیزم اما بخدا رای دادم من اگه میتونستم حتما به شما رای میدادم. شرمنده عزیز. بابت تبریک گفتن تولم هم ازتون ممنونم اشالا تولد شما جبران کنم.
  8. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    کجا هستید بچه ها؟ این سری رو که شما گرفتید میریم صفحه 2 ها
  9. mahdi271

    رهروانه راه شهدا(شهیدیان)

    سلام من شانس آوردم که با شما روزه نگرفتم. چون من تمام مدت کنار دیگ آشپزی بودم باید هلاک میشدم. من این مدت نبودم اگه همون نماز و مسواک و صلوات هست قرار ما من همه این کارا رو کردم اونم سر وقتش و به جماعت. راستی من تو گوشیم دعای عهد و زیارت عاشورا و مناجات حضرت امیر رو ریختم و هر شب هر 3 تا رو گوش...
  10. mahdi271

    سلام چشم خواهر گلم حتما میام. این 10 روز داشتم آشپزی میکردم برا نوکرای امام حسین. دیگه حالی نمی...

    سلام چشم خواهر گلم حتما میام. این 10 روز داشتم آشپزی میکردم برا نوکرای امام حسین. دیگه حالی نمی موند بیام یه سر بزنم. زود میام خواهر خوبم.
  11. mahdi271

    سلام ممنون تو خوب هستی؟ چه خبر خانم؟ اون باشگاه سر نمیزنی چرا؟

    سلام ممنون تو خوب هستی؟ چه خبر خانم؟ اون باشگاه سر نمیزنی چرا؟
  12. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    آره دادا!!!!!! منم باش شوخی کردم راستی شنیدم سیگاری میکشی؟؟؟/// نه دادا شایعه هست. منم از دست یکسری از بچه های این سایت که حتی منو یه با هم ندیدن و تهمت زدن مجبور شدم امضام رو عوض کنم. سیگارم کجا بود. من ورزشکارم بابا.
  13. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    سلام فعلا که آواتارت بهترین هست. منم به تو رای دادم پس از این به بعد بیشتر بیا اینجا
  14. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    حتما میاییم فدات شم داداش امین همین که بعد از مدتی اومد خودش کلی هست حتی اگه کارش گیر کرده باشه. همشهری باید به داد همشهریش برسه دیگه
  15. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    گورِ شب شب آمد و چیره شد سیاهی آرام گرفت مرغ و ماهی تنها منم اشک بار و بیدار ای شب تو زجان ِ من چه خواهی ! بشکیب و منال ای شباهنگ انده مفزا بر این دل ِ تنگ بگذار به درد ِ خود بگریم در خون ِ دلم فرو مزن چنگ ای ماه متاب بر من امشب آتش به دلم میفکن امشب چشمک مزن ای ستاره ، خاموش...
  16. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    گل های یاس دوش آن رشته های یاس که بود خفته بر سینه ی دل انگیزت راست گفتی که آرزوی من است که چنان گشته گردن آویزت با چه لبخندهای ناز آلود با چه شیرین نگاه ِ شورانگیز باز کردی ز گردن و دادی به من آن یاس های عطر آمیز بوسه دادم بسی به یاد ِ تواش دلم از دست رفت و مست شدم آن چنانش به شوق...
  17. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    تلخ چون باده دلپذیر چو غم رفت آن یار و داغ صد افسوس بر دل داغدار یار گذاشت ما سپس ماندگان قافله ایم او به منزل رسید و بار گذاشت در جوانی کنار هم بودیم چون جوانی مرا کنار گذاشت تن به میخانه برد و مست افتاد جان هوشیار در خمار گذاشت پی تیشه زدن به ریشه ی خویش دست در دست روزگار...
  18. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    دوباره گر جهان را نبودی این ایین کی گمان بر دمی ز دشمن و دوست خرد و داد از جهان گم شد ورنه بودی همه جهان من و دوست
  19. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    بر برگ گل این لاله ها که در سر کوی تو کشته اند از اشک چشم و خون دل ما سرشته اند بنگر که سرگذشت شهیدان عشق را بر برگ گل به خون شقایق نوشته اند
  20. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    سترون آه در باغ بی درختی ما این تبر را به جای گل که نشاند ؟ چه تبر ؟ اژدهایی از دوزخ که به هر سو دوید و ریشه دواند بشنو از من که این سترون شوم تا ابد بی بهار خواهد ماند هیچ گل از برش نخواهد رست هیچ بلبل بر او نخواهد خواند
بالا