نتایح جستجو

  1. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    گل رؤیا تو را می خواهم ای دیرینه دل خواه که با ناز گل رؤیا شکفتی به هر زیبا که دل بستم تو بودی که خود را در رخ او می نهفتی
  2. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    حسرت تا دور گشتی ای گل خندان ز پیش من ابر آمد و گریست به حال پریش من ای گل بهار آمد و بلبل ترانه ساخت دیگر بیا که جای تو خالی ست پیش من
  3. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    سحرخیزان سحرخیزان به سرناها دمیدند نگهبانان مشعل ها دویدند غریو از قلعه ی ویرانه برخاست گرفتاران به آزادی رسیدند
  4. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    گل زرد گل زرد و گل زرد و گل زرد بیا با هم بنالیم از سر درد عنان تا در کف نامردمان است ستم با مرد خواهد کرد نامرد
  5. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    گل پرپر گل پرپر ، کجا گیرم سراغت ؟ صدای گریه می اید ز باغت صدای گریه می اید شب و روز که می سوزد دل بلبل ز داغت
  6. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    دیر جوانی گر چه نقش دلپذیر ست ازو دل بر گرفتن ناگزیرست پرید آن خواب نوشین سحرگاه بیا ای دل که هنگام تو دیرست
  7. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    شکسته نگاه چشم بیمارت چه خسته ست کبوترجان ! که بالت را شکسته ست ؟ کجا شد بال پرواز بلندت ؟ سفید خوشگلم ! پایت که بسته ست ؟
  8. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    صبح آرزو خوشا صبحی که چون از خواب خیزم به آغوش تو از بستر گریزم گشایم در به رویت شادمانه رخت بوسم ، به پایت گل بریزم
  9. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    امید چه خوش برقی به چشم شب درخشید چراغم را فروغی تازه بخشید مخوان ای جغد شب لالایی شوم که پشت پرده بیدار است خورشید
  10. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    گریه شبی بود و بهاری ، در من آویخت چه آتش ها ، چه آتش ها برانگیخت فرو خواندم به گوشش قصه ی خویش چو باران بهاری اشک می ریخت
  11. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    سنگ سحرگه در چمن خوش رنگ شد گل نگاهش کردم و دل تنگ شد گل به دل گفتم که نازست این ، میندیش چو دستی پیش بردم ، سنگ شد گل
  12. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    جدایی چو نی می نالم از داغ جدایی دریغا ای نسیم آشنایی چنان گشتم غبار آلود غربت که نشناسم که خود بودم کجایی
  13. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    وصل دلم گر قصه گوید ، اینک آن گوش لبم گر بوسه خواهد ، این لب نوش اگر شب زنده دارم ، این سر زلف چو خوابم در رباید ، اینک آغوش
  14. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    پری پری بودی و با من راز کردی به ناز و عشوه عشق آغاز کردی مرا آواز دادی ، چون رسیدم کبوتر گشتی و پرواز کردی
  15. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    تنهایی سپیده سر زد و مرغ سحر خواند سپهر تیره دامان زرافشاند شبی گفتی به آغوش تو آیم چه شب ها رفت و آغوشم تهی ماند
  16. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    چنگ حزین به خوابی دیدمش غمگین نشسته گرفته در بغل چنگی گسسته من این چنگ حزین را می شناسم دریغا عشق من ، عشق شکسته
  17. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    دریغ سر زلف تو کو ؟ مشک ترم کو ؟ لب نوشت ، شراب و شکرم کو ؟ کجا شد ناز اندامت ؟ کجا شد ؟ دریغا ، شاخه ی نیلوفرم کو ؟
  18. mahdi271

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    بی دل شکفتی چون گل و پژمرده ای از من خزانم دیدی و آزردی از من بد آوردی ، وگرنه با چنین ناز اگر دل داشتم می بردی از من
  19. mahdi271

    ببخش که فضولی کردما فدات شم. آره قشنگه

    ببخش که فضولی کردما فدات شم. آره قشنگه
  20. mahdi271

    مکانی برای تلپ شدن رشتیا!!!!!!!!!

    ایشالا منم این چند تا پروژه رو بدم با توان زیاد میام اینجا و کمک میکنم. دو تا پروژه نقشه کشی دارم که میشه 50 تا نقشه فقط حالا بقیه پروژه ها بماند. اما هر روز میام و شده 1 پست هم میزام که تاپیک نره صفحه 2
بالا