نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    تو گوئی زهره هم بر من دلش سوخت زسوز ساز من دیگر نزد چنگ
  2. محـسن ز

    سلام گلاب جان تولد شما بوده ما باید گل می اوردیم خدمتتون وای چه گلای قشنگی شما گلاب هستیدو چکیده...

    سلام گلاب جان تولد شما بوده ما باید گل می اوردیم خدمتتون وای چه گلای قشنگی شما گلاب هستیدو چکیده گل ممنون لطف کردید
  3. محـسن ز

    كوي دوست

    زدر درآو شبستان ما منور کن هوای مجلس رو حانیان معطر کن اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن بچشم و ایروی جانان سپرده ام ای جان بیا بیا و تما شای طاق منظر کن اینم خدمت ساسان عزیز
  4. محـسن ز

    شعر نو

    سرخیِ سیب : هاله ایست از محبّت که چهره ی خسته ی روزگارِ کهن را گلگون کرده. پیکانِ سرکشِ تقدیر : در کمند ِ دُردانه هایِ اشک و صداقت اسیر گشته. پنجره : روزنه ایست به سوی طبیعت به سوی پاکی به سوی عشق. پس رؤیای نمناک ِ طبیعت : آبستن عشق است! و حاصل عشق جز رستگاری نیست. و این است انعکاسِ طبیعت ِ پاک...
  5. محـسن ز

    كوي دوست

    حالیا مصلحت وقت در آن میبینم که کشم رخت بمیخانه و خوش بنشینم جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم یعنی از اهل جهان پاک دلی بگزینم جز صراحی وکتابم نبود یار و ندیم تا حریفان دغا را بجهان کم بینم سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو گردهد دست که دامن زجهان درچینم این هم فال شما نگار امیدوارم که خیر باشه
  6. محـسن ز

    كوي دوست

    سهراب نامه به سراغ ِ تو اگر می آیم می دانم پشت ِ هیچستانی ... ... پشت ِ یک آبادی که در آن سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است ... ... من در این آبادی پی ِ یک سهرابم! پی ِ یک وسعت ِ بی واژه که بگوید : سهراب ................................................ من در این لحظه ی پاک و ابدی که میان ِ من...
  7. محـسن ز

    كوي دوست

    سلام نگار مگه گم شده بودم ببخشید چند شب پیش دیدم اومده بودید ولی مشکل سیستم داشتم نتونستم جواب بدم من در خدمت هستم نیت کنید حتما میگیرم
  8. محـسن ز

    ممنون دوست عزیز شما لطف دارید خوشحالم مورد توجه قرار گرفته

    ممنون دوست عزیز شما لطف دارید خوشحالم مورد توجه قرار گرفته
  9. محـسن ز

    كوي دوست

    من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد دریــــن دیــــر خراب آبــــادم حافظ من همان اشرف ِ مخلوقاتم که در این وادیِ غربت سرگردانم! من همان مرغک ِ باغ ِ ملکوتم که دراین عالم ِ خاکی سرگردانم! قفسم دلهره و تشویش است. کوله بارم خالی ست. نَفَسم آه ِ ندامت دارد. من همان اشرف ِ مخلوقاتم...
  10. محـسن ز

    سلام دوست عزیز شما لطف دارید من رو شرمنده می کنید خیلی خوش حالم که مورد تو جه شما قرار گرفته

    سلام دوست عزیز شما لطف دارید من رو شرمنده می کنید خیلی خوش حالم که مورد تو جه شما قرار گرفته
  11. محـسن ز

    كوي دوست

    مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه حسرت داشتن تو ،‌پیر شده ، عینک می زنه صورتم سرخ شده بود ،‌اما حالا کبود شده جدایی یه عمر داره توی اون چک می زنه اونی که من نمی خواستمش ولی منو می خواست منو می بینه یه وقت ، دوباره چشمک می زنه یادته مشروط دوست داشتن تو شدم یه عمر...
  12. محـسن ز

    واي نبينم غم داشته باشي چي شده اين شعر رو من خيلي دوست دارم مخصوصا كه شجريان با تار عبادي محشر...

    واي نبينم غم داشته باشي چي شده اين شعر رو من خيلي دوست دارم مخصوصا كه شجريان با تار عبادي محشر خونده اين شعر رو
  13. محـسن ز

    سلام تنهايي جان خوبي ممنون تو لطف داري گلم حتما شعر چه قابلي داره فتنه ی چشم تو چندان ره بیداد...

    سلام تنهايي جان خوبي ممنون تو لطف داري گلم حتما شعر چه قابلي داره فتنه ی چشم تو چندان ره بیداد گرفت که شکیب دل من دامن فریاد گرفت آن که آیینه ی صبح و قدح لاله شکست خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت آه از شوخی چشم تو ، که خونریز فلک دید این شیوه ی مردم کشی و یاد گرفت منم و شمع دل سوخته ،...
  14. محـسن ز

    ترانه ها و تصنیف ها...

    به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیم من اگرچه پیرم و ناتوان تو مرا زدرگه خود مران که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم به هزار خنجرم ار عیان زند ازدلم رود آن زمان که نوازد آن مه مهربان به یکی نگاه نهانیم شده ام چو عاطفه بینوا به بلای هجر تو...
  15. محـسن ز

    كوي دوست

    تو ای بی بها شاخک شمعدانی که بر زلف معشوق من جا گرقتی عجب دارم از کوکب طالع تو که بر فرق خورشید ماوا گرفتی قدم از بساط گلستان کشیدی مکان بر فراز ثریا گرفتی فلک ساخت پیرایه زلف خودت دل خود چو از خاکیان واگرفتی مگر طایر بوستان بهشتی ؟ که جا بر سر شاخ طوبی گرفتی مگر پنجه مشک سای نسیمی ؟...
  16. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    نا مدگان و رفتگان از دو كرانه زمان سوي تو ميدوند هان اي تو هميشه در ميان
  17. محـسن ز

    كوي دوست

    توصیف زیبای ملا صدرا ... خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌زمان اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود... پدر می‌شود یتیمان را و مادر برادر می‌شود...
  18. محـسن ز

    كوي دوست

    ابری رسید و آسمانم از تو پر شد بارانی آمد ، آبدانم از تو پر شد نام تو اول بغض بود و بعد از آن اشک اول دلم پس دیدگانم از تو پر شد جان جوان بودی تو و چندان دمیدی تا قلبت بخت جوانم از تو پر شد خون نیسیتی تا در تن میرنده گنجی جانی توو من جاودانم از تو پر شد چون شیشه می گرداند عشق ، از...
  19. محـسن ز

    چرا از ديشب مگه برات جشن نگرفته بودن تو جشن اتفاقي افتاده يا اينكه من رفتم دلگير شدي ممنون واسه...

    چرا از ديشب مگه برات جشن نگرفته بودن تو جشن اتفاقي افتاده يا اينكه من رفتم دلگير شدي ممنون واسه گل خيلي لطف كردي خواهش من كه كاري نكردم
  20. محـسن ز

    چطور نميدوني چرا غمگيني يه كم برگرد به عقب ببين چكار كردي كه دلت ازت ناراحته بدون دليل ادم غمگين...

    چطور نميدوني چرا غمگيني يه كم برگرد به عقب ببين چكار كردي كه دلت ازت ناراحته بدون دليل ادم غمگين نميشه من هم بارها اين جور شدم ولي بالاخره منبعش رو پيدا كردم شايد همون لحظه نبوده ولي پيدا شده كه چرا غم دلمو گرفته اميدوارم زود حالت خوب بشه
بالا