نتایح جستجو

  1. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نه بابا اگه قصه می خوای من میگم
  2. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اخخخخ که چه حالی میده ملودی بیا پیشم از این تخمه ها بهت بدم دستتو بیار جلو بریزم تو دستت :lol::w07::w11::w15::w18: اخ که چه حالی میده خودمون بخوریم این بشینه نگاه کنه:w14::w14:
  3. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسی سما جون اونقدر قشنگ بود همین الان واسه دوستم فرستادمش کیفش به همینه:cool::cool:
  4. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    پس چی شد از خونه بیرونت کردن؟ اونم شب یلدا؟ واسه این بود همه چیو نخوری:biggrin::biggrin:
  5. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    :smile:چه خوب عمرا من کم کم دارم میرم لالا اون موقع دیگه کسی نیست خوراکی بیاره مزسی عزیزم خوش باشی :gol::gol:
  6. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسی ملودیجان شب بخیر خوش باشی:gol::gol: فاییده نداره مامانتم خوراکیا رو قایم کردن :biggrin::biggrin: هاااا سلام خوش امدین خوب چرا زود تر نیامدین؟ تا هم شما تنها نباشین هم ما سر حال تر بودیم؟| مرسی دوست عزیز شب خوش
  7. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اره اخه می دونی بعضی مهمونا...... نچ نیستی مرسی سما جون خیلی داستانای خوب و قشنگی تعریف می کنی :gol:
  8. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ارزو بر جوانان عیب نیست:biggrin::biggrin::biggrin::biggrin::biggrin:
  9. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    زن گفت:«اي واي! اي واي!» و رفت كه از اجاق آتيش ورداره بلكه بتونه چراغو روشن كنه، كه يه مرتبه مرغه از بالاي اجاق بال و پري زد و چشماي زنه پر خاك و خاكستر شد. كوزه كه ديگه حالا شكمشو پر شيره كرده بود و غلتون غلتون داشت مي رفت، دم در كه رسيد كلوخ پشت در گفت:«كو سهم ما؟» كوزه گفت:«- بذا برم،...
  10. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    كوزه رفت سراغ تا غار شيره و قورت قورت دهنشو پر كرد... يه هو صاحبخونه از خواب بيدار شد و به زنش گفت:«- زن! پاشو كه دزد اومده.» زن گفت:«- مرد! بگير بخواب، دزد كدومه؟» و هردوشون گرفتن خوابيدن. كمي بعد زنه از خواب بيدار و به شوهره گفت: «- مرد! پاشو پاشو، انگار دزد اومده!» مرد...
  11. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    قصه آقاي كوزه يكي بود، يكي نبود. يه كوزه ئي بود. يه روز صبح سرپوششو گذاشت و راه افتاد بره شيره دزدي. رفت و رفت و رفت... تا تو راه رسيد به يه كژدم. كژدم ازش پرسيد:«- كوزه، كجا؟» كوزه گفت:«- زهرمار و كوزه، درد و كوزه... بگو آقا كوزه!» كژدم گفت:«آقا كوزه، كجا؟» كوزه...
  12. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    منم پشت پی سی خوابم ;)
  13. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    به همین خیال باش من پشتمم چشم دام قصه هم میگم حواسم هست اون موقع که هندونه ها ر قایم کردی من نبودم حالا هم که دیدی اخر من یافتمشون :cool::cool:
  14. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خواهش:gol::gol::gol::gol::gol:
  15. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اره سما جون بگو
  16. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اههه دیر اومدی زود میری؟ می خوایم اینجا رو بسپریم دست شیفت ما کم کم تومو میشه ;) تنبیه براش در نظز گرفته شد
  17. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    واییییییییییی حالا که اینجوریه از این انارا حق نداری بخوری:biggrin::biggrin::biggrin: فقط ببینشون بچه ها من دارم خوابالو میشم اگه کسی بیداره تا هستم یه قصه ی دیگه بگم؟
  18. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام نه بابا هستیم هنوز :smile: سلام ممنون اره منم همیشه این موقع خواب بودم ;)
  19. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    :biggrin::biggrin::biggrin::biggrin::biggrin:خوب بود؟ شب خوش :gol::gol::gol::gol:
  20. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بله که مونده چای می خواین؟ هندونه؟ انار؟ اجیل؟ فقط دیدم فال می گیرین میشه واسه منم بگیرین؟ فاله حافظ
بالا