"دوستـت دارم"
اعتـراف سختـی ست !
شانـه خالـی می کنـم
و سرگرم می شــوم.
با عـوض کـردن خـاک گلـدانـها.
"دوستـت دارم" را
تـوی یکـی از گلـدانـها
چـال خواهــم کــرد...!
و دست هایت را باز می کنی
من چشم هایم را میبندم
او میخزد در آغوشت...
و این آخر تمام سمفونی های بی صدای
نگاه تو بود...
مثل همیشه پر سر و صدا و تکان دهنده...