ای شادی!
آزادی!
ای شادیِ آزادی!
روزی که تو بازآیی،
با این دل غمپرورد
من با تو چه خواهم کرد!
غمهامان سنگین است.
دلهامان خونین است.
از سر تا پامان خون میبارد.
ما سر تا پا زخمی،
ما سر تا پا خونین،
ما سر تا پا دردیم.
ما این دل عاشق را
در راه تو آماج بلا کردیم.
ابتهاج
همتی هست اگر،
با من و توست
تا در این خشک کویر
از دل سنگ بر آریم آبی
کسی از غیب نخواهد آمد
در من و توست اگر مردی هست
با توام، ای دلبند
سوی ابری که نخواهد آمد
و نخواهد بارید
چشم امید مبند
اِنـقِـــضــــــــــای خـــــــاص بـودَن هایَـــت به پایان رسید
بـــــــــــــــــالا مــــی آوَ رَ م
تـَمــام ِ "دوستَـتــــــــــ دارم " هایی را که به خُوردَم داده ای
شــاید که دیگر دَر من تَــمــــام شَــــوی .../.