روزها پر و خالی می شوند
مثل فنجان های چای
در کافه های بعد از ظهر
اما
هیچ اتفاق خاصی نمی افتد
این که مثلا
تو ناگهان
در آن سوی میز نشسته باشی
گاهی، فنجانی
روی کاشی ها می افتد
حواس ما را پرت می کند.
باران
زیبارویان فرانسه
زیبارویان انگلیس
همه یک طرف
تو یک طرف...!
آن ها مرا
تنها به شعر می رسانند
اما تو
مرا به خانه ام باز می گردانی
به همه ی هستی ام
در فکر توام
باران
به زبان ترکی می بارد.
پشت همین چراغ قرمز
اعتراف کردم که دوستت دارم!
تاهرجا مجبور شدی کمی مکث کنی
یاد عشقمان بیفتی.
چه می دانستم قرار است بعد از من
تمام چراغ های زندگی ات سبز شود!!!