نتایح جستجو

  1. @ RESPINA @

    سلام گلابتون... ببخشید ندونستن ما شما رو به دردسر میندازه.. چشم مرسی لطف کردین

    سلام گلابتون... ببخشید ندونستن ما شما رو به دردسر میندازه.. چشم مرسی لطف کردین
  2. @ RESPINA @

    انّا لله و انّا الیهِ الرّاجِعون - تسلیت ونوس خانوم

    ونوس عزیز از طرف کل دوستای گل باشگاه بهت تسلیت میگم ما رو در غم خودت شریک بدون.
  3. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    مرا ، آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش هایت مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت مرا روی بدان و یاری ام کن تا در آویزم به شوق جذبه وارت تا فرو ریزم به دریایت کمک کن یک شبح باشم مه آلود و گم اندرگم کنار سایه ی قندیل ها در غار...
  4. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    ای چشم هات مطلع زیباترین غزل با این غزل ،‌ تغزل من نیز مبتذل شهدی که از لب گل سرخ تو می مکم در استحاله جای عسل ،‌می شود غزل شیرینکم ! به چشم و به لب خوانده ای مرا تا دل سوی کدام کشد قند یا عسل ؟ ای از همه اصیل تر و بی بدیل تر وی هر چه اصل چون تا به قیاست رسد بدل پر شد زبی زمان تو ، در...
  5. @ RESPINA @

    ثانیه های خاکستری...

    ای عشق ای کشیده به خون ننگ و نام را گلگونه به غاز کرده رخ صبح و شام را با دست های لیلی خود بافته به هم طومار قیس و رشته ی ابن السلام را ای قبله ی قبیله ! که در هر نماز خود هشیار و مست رو به تو دارد سلام را در بسته شد به روی همه چون تو آمدی ای خاص کرده معنی هر بار عام را نیلوفری که بوی تو...
  6. @ RESPINA @

    آرامش...

    خوشم به بند تو ، صیدت رها ز دام مکن رهین لطف کمند توام ، رهام مکن تو را قسم به حریم شکیب و حرمت صبر که با شتاب خود این عشق را حرام مکن سر ستاره مبر زیر پای طلمت شب چراغ صاعقخ را برخی ظلام مکن به کینه می گسلد از امیدمان رگ و پی تو را که گفت این تیغ در نیام مکن ؟ تو را که گفت که مگشا دریچه...
  7. @ RESPINA @

    گفتگوهای تنهایی

    به دیدن آمده بودم دری گشوده نشد صدای پای تو ز آنسوی در ، شنوده نشد سرت به بازوی من تکیه ای نداد و سرم دمی به بالش دامان تو غنوده نشد لبم به وسوسه ی بوسه دزدی آمده بود ولی جواهری از گنج تو ربوده نشد نشد که با تو برآرم دمی نفس به نفس هوای خاطرم امروز مشکسوده نشد به من که عاشق تصویرهای باغ...
  8. @ RESPINA @

    خاطرات آن روزها...

    من خود نمی روم دگری می برد مرا نابرده باز سوی تو می آورد مرا کالای زنده ام که به سودای ننگ و نام این می فروشد آن دگری می خرد مرا یک بار هم که گردنه امن و امان نبود گرگی به گله می زند و می درد مرا در این مراقبت چه فریبی است ای تبر هیزم شکن برای چه می پرورد مرا ؟ عمری است پایمال غمم تا که...
  9. @ RESPINA @

    آرزوهای گمشده...

    دیدنت بی نظیر منظره هاست س فصل گلگشت دشت ها ، دره هاست خواندن نام بغضواره ی تو آرزوی تمام حنجره هاست چشم شیدایم از درون و برون در تو مشتاق گنج و گستره هاست عشق در چشم های بی گنهت شاهد انقراض هوبره هاست گذر ترمه پوش خاطره ات در خیالم عبور شاپره هاست گوهرت بی دروغ و بی غل و غش سره ای در...
  10. @ RESPINA @

    حسین منزوی

    نقش های کهنه ام چه قدر ، تلخ و خسته و خزانی اند نقش غربت جوانه ها رنگ حسرت جوانی اند روغن جلا نخوورده اند رنگهای من که در مثل رنگ آب رکد اند اگر آبی اند و آسمانی اند از کف و کفن گرفته اند رنگ های من سفید را رنگ خون مرده اند اگر قرمز اند و ارغوانی اند رنگ های واپسین فروغ از دم غروب یک نبوغ...
  11. @ RESPINA @

    من با تو تنها نیستم.

    با هر تو و من ، مایه های ما شدن نیست هر رود را اهلیت دریا شدن نیست از قیس مجنون ساختن شرط است اگر نه زن نیست اندیشه ی لیلا شدن نیست باید سرشت باد جز غارت نباشد تا سرنوشت باغ جز یغما شدن نیست در هر درخت اینجا صلیبی خفته ، اما با هر جنین ، جانمایه عیسی شدن نیست وقتی که رودش زاد و کوهش...
  12. @ RESPINA @

    مشاعرۀ سنّتی

    شبتون بخیر دوش وقت سحر از غصه ترك مي خوردم كاهنان شعبده در كار خدا مي كردند سر چنگيز به خون خفته لامذهب را از تن زخمي زرتشت جدا مي كردند
  13. @ RESPINA @

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نه جواب ندادی دو تا پیام دادم بهت ها...
  14. @ RESPINA @

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    محمد صادق جواب بده...
  15. @ RESPINA @

    مشاعرۀ سنّتی

    تو عمر خواه و صبوري كه چرخ شعبده باز هزار بازي ازين طرفه تر بر انگيزد
  16. @ RESPINA @

    مشاعرۀ سنّتی

    شب نشين كوي سربازان و رندانم چو شمع در وفاي عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
  17. @ RESPINA @

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    وقتی میگم چاخالو نگو نه فردا ظهر کلاس داره الان میخوابه که یه وقتی خواب نمونه:biggrin:
  18. @ RESPINA @

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    محمد جان من دیگه نمیتونم بیدار بمونم داره چشام میره همم فردا 9 باید جای باشم... دوستای گل ممنونم از همتون شبتون بخیر
  19. @ RESPINA @

    مشاعرۀ سنّتی

    در كوي نيكنامي ما رو گذر ندادند گر تو نمي پسندي تغيير كن قضا را
بالا