من نیاز دارم به تمام شب برای نوشتن از تو........
در دنیای من فرقی نیست بین خالی یا پر.....
من ختم میگیرم برای دنیایم زمانی که می نویسم از تو....
نمی دانم کجایی یا چه میکنی.....
فرقی هم ندارد.......
دنیای من ختم می شود در گریه های شبانه ...
ختم می شود در گریه هایت......
من ندارم نیازی به...
رفتم شاید که رفتنم فکرتو کمتر بکنه نبودنم کنار تو حالتو بهتر بکنه
لج کردم با خودم آخه حست به من عالی نبود احساس من فرق داشت با تو دوست داشتن خالی نبود
بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون چشام خیره به نوره چراغ تو خیابون
خاطرات گذشته...
ای داد...! از روز هایی که می گذرند بدون تو...
می گذرند بدون لبخند زیبایت.....
مرا ازاین خواب مفرط بیدار کن....
مرا بیدار کن...
من نیاز دارم به بیداری ..
نیاز دارم تا ببینم چشمان معصومت را.....
نیاز دارم تا فراموش نکنم که هنوزهم خدا هست ....و خدا هست....و خدا هست...
مرا بیدار کن ...
می خواهم باشم...