دردهای من شبیه بیدارین.....
دردهای من ناتمامند......
درهای من می روندتا بسوی مقصدی دور
می روند تا بسوی شبی سرد......
می روند تا ساکت نمانند.....
می روند تا پیاده نباشند...
می روند تا بگویند حرف هایم را به آن بی همتا
می روند تا تنها بمانم با تنهایی....
می روند تا در سکوت شب غرق شوم...
درد های من...