نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    ••๑۩๑۞๑۩๑ مسابقه بزرگ ادبی این عکس متعلق به کیست؟ دارای جایزه ویژه ๑۩๑۞๑۩๑ ••

    بله کاملا درسته سعید جان ایشان زنده یاد میرزا ابولقاسم عارف قزوینی هستند حالا اگه یه مختصر توضیح درباره زندگی نامه ایشان بگذارید ممنون می شوم و عکس هنرمند بعدی رو
  2. محـسن ز

    [IMG]

    [IMG]
  3. محـسن ز

    *مردان موسيقي سنتي و نوين ايران*

    روح الله خالقی روح الله خالقی روح الله خالقي در سال 1285 در شهرستان کرمان متولد شد و از شاگردان ممتاز و بزرگ استاد علينقي وزيري بود. وي يکي از مفاخر موسيقي ملي ايران بود، بهترين سالهاي زندگي خود را صرف پيشرفت موسيقي ملي ايران و تعليم و تعلم هنرجويان در راه اين هنر ارزنده و آسماني و...
  4. محـسن ز

    سلام اقا مهدی خوش آمدید

    سلام اقا مهدی خوش آمدید
  5. محـسن ز

    *مردان موسيقي سنتي و نوين ايران*

    - ابوالحسن صبا ( 1282-1336) ابوالحسن صبا ( 1282-1336) نوازنده سه تار، ويلن ، ( مسلط به ديگرسازهای ايرانی ) مدرس ، محقق ومولف ، آغازکننده تکنيک انحصاری ويلن نوازی ، احيا کننده روش صحيح و قدمائی سه تارنوازی ، تربيت کننده مشهورترين موسيقی دانان درسازهای مختلف ، عضو انجمن وارکستر هنرستان...
  6. محـسن ز

    قصه ما مثل شد(ریشه ضرب المثل ها)

    مسیحا نفس مسیحا نفس پزشکان حاذق و مردان خدا را که صاحب نفس و کرامات خارق العاده باشند مسیحا نفس یا عیسی دم می نامند و از این دو اصطلاح و نظایر آن به منظور تجلیل و بزرگداشت آنان استناد و استشهاد می کنند. اکنون ببینیم مسیحا کیست و از نفس گرمش چه آثاری بروز و ظهور کرده که به...
  7. محـسن ز

    #داستانهای نظامی گنجوی#

    خسرو شیرین 2 خسرو شیرین 2 خسرو می‌اندیشد در چنین حالی فرود آمدن بر دختر رسم جوانمردی و انصاف نیست، پس نگاه از او باز‌می‌گیرد. دختر نیز در اندیشه است که برای دیدن یاری می‌رود و فروگذاشتن او در میان راه رسم عاشقی نیست. پس از نگاه برداشتن خسرو فرصتی می‌یابد و لباس می‌پوشد و بر پشت شبدیز شده، به...
  8. محـسن ز

    ممنون دوست عزیز [IMG]

    ممنون دوست عزیز [IMG]
  9. محـسن ز

    #داستانهای نظامی گنجوی#

    خسرو شیرین 1 خسرو شیرین 1 سخنگوی پیر داستان را چنین می آغازد؛ هرمز که پادشاهی آغاز می کند، راه عدل و انصاف در پیش می گیرد. او از خدا فرزندی می خواهد و “پرویز” حاصلش می شود. پرویز در قصر هرمز هنرها می­آموزد و چون به چهارده سالگی می رسد، بزرگ امید دانا به او علم می آموزد. روزی خسرو قصد شکار می...
  10. محـسن ز

    کوچه های تنهایی

    کشیده کار ز تنهایم به شیدایی ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی ز بس که داده قلم شرح سرنوشت فراق ز سرنوشت قلم نامه گشت سودایی مرا تو عمر عزیزی که رفته‌ای ز سرم چه خوش بود اگر ای عمر رفته بازآیی زبان گشاده کمر بسته‌ایم تا چو قلم به سر کنیم هر آن خدمتی که فرمایی
  11. محـسن ز

    كوي دوست

    زان پیش کاتصال بود خاک و آب، را عشق تو خانه ساخته بود، این خراب را مهر رخت ز آب و گل ما شد آشکار پنهان به گل چگونه کنند آفتاب را؟ تا کفر و دین شود، همه یک روی و یک جهت بردار یک ره، از طرف رخ حجاب را عکس رخت چو مانع دیدار می‌شود بهر خدا چه می‌کند آن رخ نقاب را بر ما کشید خط خطا مدعی و ما خط در...
  12. محـسن ز

    فراق یار

    خوبان هزارو از همه مقصود من یکیست صدپاره کنند به تیغم سخن یکیست خوش مجمعی است انجمن نیکوان ولی ماهی که از اوست رونق این انجمن یکیست گشتم چنان ضعیف که بی ناله و فغان ظاهر نمی شود که دراین پیرهن یکیست
  13. محـسن ز

    ••๑۩๑۞๑۩๑ مسابقه بزرگ ادبی این عکس متعلق به کیست؟ دارای جایزه ویژه ๑۩๑۞๑۩๑ ••

    اآهنگساز و شاعر معروفی هست یکی از تصنیفهای سروده و ساخته ایشان این است ای آمان از فراغت آمان مردم از اشتیاقت آمان اجراشده توسط استاد شجریان سال 1359 ویا ازکفم رها شد قرار دل نیست دست من اختیار دل اجرا شده : شجریان...مرضیه..سیما بینا ..سیما مافیها
  14. محـسن ز

    كوي دوست

    غمزه سرمست ساقی، بی‌شراب کرد هشیاران مجلس را خراب دوستان را خواب می‌آید ولی خوش نمی‌آید مرا بی‌دوست، خواب تنگ شد بی پسته‌ات، بر ما جهان تلخ شد بی‌شکرت، بر ما شراب روی خوبت، ماه تابان من است ماه رویا! روی خوب از من متاب گر خطایی کرده‌ام، خونم بریز بی‌خطا کشتن چه می‌بینی صواب؟ گل ز بلبل، روی...
  15. محـسن ز

    سئوال و درخواست در تالار ادبيات

    این شعر از حافظ است دوست عزیز:gol: نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب ای بسا رخ که به...
  16. محـسن ز

    فراق یار

    از بار فراق تو مرا، کار خراب است دریاب، که کار من از این بار، خراب است پرسید، که حال بیمار تو چون است؟ چون است میپرسید، که بیمار خراب است کی چشم تو با حال من افتد که شب و روز؟ او خفته و مست است و مرا کار خراب است هشیار سری، کز می سودای تو مست، است آباد دلی، کز غم دلدار خراب است من مستم و...
  17. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    ناظر روی تو صاحب نظرانند آری سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
  18. محـسن ز

    ••๑۩๑۞๑۩๑ مسابقه بزرگ ادبی این عکس متعلق به کیست؟ دارای جایزه ویژه ๑۩๑۞๑۩๑ ••

    کسی نمیتونه بگه که این عکس از کیست خودم بگم؟
  19. محـسن ز

    قطره‌های چکیده از قلم من (سروده‌هاي اعضاي تالار)

    شعر زیبایی بود ممنون بااجازه تون من فونت شعر شما رو تعغییر دادم چون خیلی کوچک بود منم که چشمم ضعیفه
  20. محـسن ز

    واقعا خوب بود اینجا هم بنویس تا دوستان دیگر هم نظر بدن ممنون...

    واقعا خوب بود اینجا هم بنویس تا دوستان دیگر هم نظر بدن ممنون http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=28828&page=72
بالا